همه‏پرسي اصلاحيه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران (1368 ش)
تظاهرات و اعتصاب دانشجويان ايراني در آمريكا در حمايت از نظام اسلامي(1359ش) عمليات كوچك ايذايي در منطقه گلي‏دور توسط سپاه پاسداران (1366ش) 3) شهادت "ميرباقر طباطبائي‏نژاد"، فرمانده قرارگاه تاكتيكي نصر (1367 ش)
 
 
1388/06/23 : تاریخ مطلب دسته بندی : اخبار نهاد و دانشگاه
برگزاری سلسله جلسات فرادرمانی(متن کامل مناظره مهندس طاهری و حاج آقا عابدینی)
متن کامل مناظره مهندس طاهري( عرفان حلقه + عرفان کيهاني) با حجت الاسلام عابديني. کلمات کليدي: مناظره ، طاهري،مهندس طاهري،عابديني، عرفان حلقه، فرادرماني، عرفان کيهاني.

توضیحات :

حاج آقا عابدینی و همراهان  وناظم جلسه

آقای طاهری و همراهان

*****

بسمه تعالی 

         جلسه مناظره آقای عابدینی و آقای طاهری – فرادرمانی         DVD1 :

دعای فرج – حاج آقا عابدینی :

ان شاء الله که جلسه ما مرضی خداوند تبارک و تعالی و انسان های کامل ( پیغمبر اکرم و ائمة اطهار ) واقع بشود و اگر جلسه ی گفتگوست نظرها به هم نزدیکتر شود و اگر نقصی در نظرها هست ان شاء الله اصلاح شود و دلها به هم مهربانتر شود .

اگر ما فرمایشات جناب آقای طاهری را به دو قسمت تقسیم کنیم ( که با هم مرتبط هم هستند ) یک قسمت به درمان و فرادرمانی می پردازد که بی ارتباط به مسئله ای که درباره ی عرفان مطرح می کنید نیست ؛ اما عمده ی نگاه ما و تخصص مربوطه ما بخش دوم است که به عنوان عرفان حلقه یا عرفان کیهانی خودش را در مباحث اصلی و مبانی فکری کار می گنجاند که در کتاب زیبای جنابعالی بیشتر این مباحث به اختصار بیان شده است . قطعا ً حول محور آنچه مکتوب شده و می توان راجع به آن نظر داد یا برخی صحبت های عمومی حضرتعالی خواهد بود .

امّا مباحثی که از آن نشئت می گیرد و اینکه چقدر این مباحث نتیجه داده یا نداده ( درمان ها ) مباحث پزشکی را می طلبد و می شود به عنوان تتمّه ی بحث با دوستان دیگر قرار بگیرد امّا فعلاً بحث در این است و از این منظر است .

آقای طاهری : به نام اوبیا تا شروع کنیم / در انتظار شب نشینیم و طلوع کنیم /. مهم نیست چگونه و چطور و چند / به یک تلنگر ساده بیا تا شروع کنیم / ببین که خاک چگونه به سجده افتاده است / چرا غرور و تفاخر ؛ بیا رکوع کنیم .

بسم الله الرحمّن الرحیم  با عرض سلام – با عرض تسلیت شهادت سرور شهیدان امام حسین ( ع ) پیشوای شیعیان. تشکر می کنم از فرصتی که در اختیار بنده گذاشتید دوستانمان از کمیته دین پژوهی ،کمیته پزشکی ، کمیته رسانه و چند جای دیگر ...........

جلساتی وقت گذاشتید و عنایت کردید و موضوع فرادرمانی را مورد بحث قرار دادید . البته به واسطه اینکه جلسات یکجانبه بوده است تبعات منفی ای را برای ما به دنبال داشته است که بنده مقدمتاً – نه به عنوان گلایه – گفتم تا جلسه ای را داشته باشیم که رفع شبهات بکند .

حاج آقا عابدینی :جاج آقا شما الحمدالله جلسات متعددی داشتید . اینترنت هم که هست ، کتاب هم که 000/60 نسخه چاپ شده بود .

آقای طاهری : خیر این چاپ نهم است و عمده قضایای ما با ebook است .

حاج آقا عابدینی :منظورم این بود که یک جانبه نبوده است ، چرا یکجانبه ؟

آقای طاهری : خدمتتان توضیح می دهم . بعضی از مواقع قضاوت نهایی است که تعیین کننده است نه قضاوت های ابتدائی ! مثلاً فرض بفرمائید وقتی ما مطلبی را به طور یکجانبه می گوئیم . می گوئیم این گروه می- گویند مجاز – مجاز وجود ندارد پس نیازی به خالق ندارد پس از نظر این گروه خدایی وجود ندارد . بلافاصله از نظر حضرتعالی – که بی نظر بود – دوستان دیگر تحت عنوان « عرفان بدون خدا » جلسه ای می گذارند که من شرح آن را می گویم و بلافاصله جلوی چاپ کتاب بنده را می گیرند و چیزهای دیگر ...؛ شما بی نظر صحبتی را می کنید ولی عده ای منتظر صحبت شما هستند که با دست شما مار بگیرند . ما در مسائلمان نباید ساده اندیشی داشته باشیم چون بلافاصله سوء استفاده هایی صورت می گیرد . در حال حاضر در کشور اسلامی مان فضایی حاکم هست که مختص الآن نیست . تمام وقایعی که حول مسائل ما اتفاق می افتد وقایع نگاری و ثبت و ضبط می شود ؛ تمام مذاکرات و غیره ......... یکی از اهدافی که در دو سه سال گذشته وجود داشته است این بوده که نیروهای مملکتی را در مقابل جمعیت ها قرار بدهد و جمعیت ها را در مقابل آنها قرار بده . به منظور ایجاد بلوا و آشوب و چیزهایی که در آینده بیشتر مشخص می شود و سیاسی کردن جمعیت های غیرسیاسی ؛ یعنی آنها را به جان هم بیندازد و از دور نگاه بکند ؛ ما را به جان شما بیندازد و شما را به جان ما ! ما باید با هم در وحدت باشیم ولی رویارویی اندیشه مان در جای خود محفوظ است و مسلماً تمام مطالبی را که شما فرمودید دوستان عزیزی خیلی جلوتر از شما ( دو دهه قبل تر ) مطرح کرده اند و مسئله این نیست که امروز بعد از سه دهه بپرسیم که ارتباط خالق با مجاز چیست ؟ چون قبلاً بررسی هایی صورت گرفته است . اگر بین ما تفرقه بیفتد کسانی که منتظرند با دست ما مار بگیرند دست به سیاسی کردن جمعیت های غیرسیاسی می زنند . نمونه ی این قضیه در چند سال گذشته بسیار اتفاق افتاده و جمعیتی نیست که طی چند سال گذشته به نوعی آن را ناراضی نکرده باشند و تحریکش نکرده باشند .

من این مطلب را در شروع تحریم ها مطرح کردم و دوستان را دعوت به وحدت کردم که سال بعد مقام معظم رهبری این مطلب را مطرح فرمودند و برای ما باعث خوشحالی شد که مسئولین مملکت خودشان به مسائل اشراف دارند . من این مطلب را به عنوان گلایه مطرح نکردم بلکه به خاطر وحدتی که به آن اعتقاد دارم مطرح کردم بحث و رویارویی اندیشه بله ولی چیزهای دیگر خیر .

        بلافاصله از مطالب شما سوء استفاده شده است ( طبق مستنداتی که هست )

حاج آقا عابدینی :   من پیاده شده ی صحبت هایم را آورده ام در هیچ کجای صحبتم بنده نگفته ام اینها قائل به خدا نیستند و نیاز به خالق از بین می رود . بلاخره ما باید یک جایی حجتی در ارائه داشته باشیم اگر شما کتابی را به عنوان نتیجه ی افکار و خلاصه ی افکارتان است چاپ کردید این کتاب می تواند محور بحث قرار بگیرد .

آقای طاهری : این کتاب یک متن بسیار خلاصه ای از بسیاری تئوری هاست از آلودگی تشعشعات بگیرید تا سیستم عصبی ثانویه تا اقبال – مذهب فلسفه و ..... است . چون ما برای چاپ کتاب مشکل داشتیم و همه ی اینها داستانهایی است .

کتاب های دیگر مثل کتاب در معادشناسی در بحث موعود و ......... که هیچکدام را نمی توانیم چاپ کنیم به علت اینکه از ما رفرنس می خواهند و کتاب های ما بدون رفرنس است پس کارشناسان هیچ کدام قبول مسئولیت نمی کنند .

   ان شاء الله بعد از اینکه برادری هایمان را به هم ثابت کردیم دوست داریم که کتاب هایمان را در اختیار شما بگذاریم ما در حال حاضر با بسیاری از دوستان عالمان در مراوده ی اطلاعات هستیم . ایشان می دانند که دیروز یکی از روحانیون قم را دیدیم و اصرار کردیم که با ما همکاری کنند و ما را تنها نگذارند باید به ما مشاوره دهید .

       ما اصلاً از این صحبت ها گریزان نیستیم . ما برای وصل کردن آمدیم . ما از هر نظر سازنده و انتقادی استقبال می کنیم .

حاج آقا عابدینی :  ما در کمال متانت و تواضع مباحث شما را نقد علمی کردیم . 8 جلسه ما به صورت کلی مبانی کلی بحث را مطرح کردیم دوستان اصرار کردند که جزئی و موردی بشود . من عقیده ام این بود که هر چه کلی تر باشد هم اشخاص مورد هجمه واقع نمی شوند هم مبنای فکری مورد نقد قرار گرفته است بدون آسیب . لذا 8 جلسه مبانی بود امّا یک جلسه آخر به اصرار دوستان جزئی شد .......ادامه دارد.


 


 

بخش دوم:

 

آقای طاهری : من از شما تشکر می کنم . این جزو افتخارات ماست که شما ما را قابل دانستید نقد کردید . جزو وقایع نگاری این قضیه است . این مطالب را ما روی سایت می گذاریم . این جنبه ی گلگی به خاطر وضعیتی است که با آن رو در رو هستیم و بعد سیاسی قضیه که از این مسائل سوء استفاده ای می شود و ...... این موضوع جدا از روش تحقیق جنابعالی است . هر انسانی از جمله من ممکن است اشتباه بکند ما آماده ی پذیرش اشتباهتمان هستیم ولی افترا و تهمت و جو سازی موضوع دیگری است .

مباحثمان را در رابطه با یک تعریف جزئی از عرفان شروع بکنیم . تعریفمان از عرفان چیست ؟ منظور ما از عرفان کیفیت شناسی است . ما بحث شناخت و بررسی کمی داریم و کیفی ! هر جا صحبتی از کمیت بشود الزاماً صحبت از کیفیت هم به میان می آید پس ما یک بحث کیفیت شناسی داریم که آن را در شاخه های مختلف مورد بررسی قرار می دهیم . مثلاً در مدیریت : کیفیت در مدیریت ؛ کیفیت در حقوق ؛ کیفیت از نقطه نظر علم ؛ کیفیت در مذهب و .......

مثال بزنیم : مثلاً در قضا و قضاوت ! قضات کتابی دارند که تمام موارد قانون در آن هست وقتی یک سارق را پیش قاضی می برند یک فرم کمی دارند سرقت کردی مجازاتت این است . امّا یک بُعد کیفی هم دارد قاضی می تواند از بُعد کیفی هم نگاه کند این سارق بار اولش است یا نه ؟ نیاز مالی داشته یا نه ؟ چه کمبودها و مشکلاتی دارد . می تواند این را هم بررسی کند پس به بعد خشک کمی می توان نگاه کیفی هم کرد . ما به هستی می توانیم نگاه کمّی بکنیم که همان علوم است و می توانیم نگاه کیفی هم بکنیم یعنی به چرایی و پشت صحنه اش هم می توان نگاه کرد .

     کیفیت : ایجاب نمی کند که کمیتی به وجود بیاید مثلاً اگر ما کنترل کیفی در صنایع داریم باعث نمی شود ما خودرو را بسازیم امّا اگر خودرو ساختیم می گویند ببنیم چه طور کار می کند . پس کیفیت سنجی به خودی خود فاقد پیشنهاد انجام کار است . فاقد اصول انجام کار است . فقط زمانی به وجود می آید که کمیتی داشته باشیم تا مدیریت نباشد بحث کیفی معنا ندارد تا خودرو نباشد کفیت آن معنا ندارد .

-        مثلاً در اصول مطروحه در مذهب یکی اش تقم الصلوه است . این از زاویه ی کمی اش مطرح اش است امّا یک نفر می تواند آن حرکت فیزیکی را از منظر کیفی ؛ از منظر دل بررسی کند .

-        مثلاً کارمندی سرکار می آید و کارت هم می زند از لحاظ کمیت ساعات کار او مشخص است اما از لحاظ کیفیت چی ؟ کارمند دلسوزی است با وجدان است یا از زیر کار در می رود . این بُعد کیفی از کارت ساعتی او مشخص نمی شود .

-        ما به کنترل کیفی عرفان می گوییم . کنترل کیفی در مذهب همان عرفان است . بنابراین در عرفان چیزی به نام تکلیف نیست . این یکی از مطالبی که شما مطرح کردید بود « عدم تکلیف مداری عرفان » از موارد مطرح شده توسط شما بود .

-        حاج آقا عابدینی :بهتر نیست مطالب تک تک گفته شود و سئوالات آن مطرح شود سپس به سراغ مطلب بعدی برویم ؟ چون الآن شما چند مطلب را بیان فرمودید .

-        آقای طاهری : حاج آقا شما تمام مطالبتان را بیان فرموده اید .

-        حاج آقا عابدینی :نه این طور نبوده است قاعده ی صحبت این است که در یک مطلب طرفین نظرشان را بگویند و سپس وارد مطالب بعدی شوند اما اگر قرار باشد از ابتدا تا انتها صحبت های شما بشود پس قرائن قبلی چه می شود ؟

-        آقای طاهری : حاج آقا شما نه جلسه صحبت فرموده اید و تمام نقطه نظراتتان را نگفته اید .

حاج آقا عابدینی :  نه این طور نبوده فقط جلسه آخر بوده آن هم بسیاری مطالب گفته نشده است .

 ( یکی از حضار آقای طیب A : آقای طاهری شما هم در جلساتتان در دانشگاه تهران تمام مطالبتان را گفته اید و ما هم استفاده کرده ایم شما اگر فیلم های آقای عابدینی را دیدید ما هم فیلم های دانشگاه تهران را دیده ایم . این جلسه برای سخنرانی تشکیل نشده امّا شما سخنرانی ای رو شروع کرده اید که نسبتاً طولانی است و اگر بخش های مقدماتی اش رد بشود اصلاً بخش های بعدی گفتنش بی دلیل است اجازه بدهید بحث ها بخش به بخش مورد صحبت قرار بگیرد و چیزی که اثبات شد و یقینی شد روی آن پله دوم را بسازید ) .

-        آقای طاهری : دانشگاه تهران مباحث خود ماست .

-        حاج آقا عابدینی : ( یکی از حضار آقای طیب : ما برای سخنرانی دعوت نشده ایم بلکه برای یک جلسه گفتگو دعوت شده- ایم )

-        آقای طاهری : ممکن هست ما وقت کم بیاوریم سخنرانی دانشگاه ارتباطی با این مباحث ندارد در دانشگاه تهران کسانی بودند که آشنایی داشتند و کار عملی انجام داده بودند آمده بودند از بحث های تئوری استفاده کنند .

-        حاج آقا عابدینی :جلسات دانشگاه و دیگر جلسات شما مخاطب عام داشته است . البته در دانشگاه تهران عده ای از آنها افرادی بودند که جلسات قبلی حضرتعالی را شرکت کرده بودند امّا همانطور که خودشان ابراز می کردند عدّه ای گفتند جلسه ی اول است که می آئیم خود جنابعالی از حضار پرسیدید .

آقای طیب :  کتاب شما چاپ شده و 000/90 نفر آن را خوانده اند آیا 000/90 در حلقه های شما بودند یا مثل بنده مخاطب عام بودند آیا سخنرانی های شما که بیرون داده می شود مخاطبش عام نبوده ؟ سایت شما مخاطبش عام است و هر کس می تواند وارد سایت شما بشود و از مطالبش استفاده بکند پس اگر صحبتی در برابر صحبت های شما شده در برابر این همه صحبتی که از جنابعالی شده زیاد نبوده است و این باعث نمی شود که شما بفرمائید من باید نُه جلسه یا یک جلسه مقابل آن صحبت کنم . اگر این طور باشد ما هم باید صدها جلسه صحبت بکنیم .

حاج آقا عابدینی :قاعده این است که این جا مخاطب عام نیست و ما دو گروه هستیم که نسبت به هم نقد داریم باید در این جلسه نقد بشود جلسه گفتگوست . اگر بنا بود ما نقطه صحبت های جنابعالی را بشنویم باید به جلسه ی سخنرانی شما می آمدیم . ما هم می آمدیم عیبی هم نداشت چنانچه نوارهایتان را گوش کرده ایم . من همه ی نوارهای شما را گوش کرده ام و خلاصه ی آنها را در این برگه ها نوشته ام .

-        آقای طاهری : من دارم به ترتیبی که شما نقد کرده اید مطالبم را می گویم

جمع آوری قضیه مذهب اصول رهروی است عرفان کیفیت رهروی است در عرفان نمی گویند که دزدی نکنید یا چه کاری بکنید . بلکه هر  ب ببب آنچه در اصول مذهب بود کیفیّتش را مورد بررسی قرار می دهد . مثلاً غلط است بگوییم نظر عرفان راجع به اخلاق چیست اخلاق در اصول مذهبی مورد بررسی قرار می گیرد اما عرفان کیفیت قضیه را مورد بررسی قرار می دهد . بنابراین جز کیفیت چیزی در عرفان نداریم تکلیف مدار بودن عرفان که شما فرموده بودید اصلاً عرفان پیشنهاد تکلیف ندارد . بعد از اینکه عملی صورت گرفت روی کیفیت آن بحث می کند . در اینجا اخلاق را هم داریم که اصول کیفیت را بررسی می کند که جایگاه خودش را دارد بنابراین ما در عرفان مطلب مستقلی مانند اخلاق در عرفان و عبادت در عرفان نداریم مگر اینکه کیفیّتش را بحث کند .

این موضوع که شما فرموده بودید که عبادت مزدوران – آزادگان – بردگان : اولاً کجا تخطئه شده ؟ دوماً اینکه ما گفتیم این مسیر هست اما مطلوب آن است که ما به جایی برسیم که عبادت آزادگان است و این خانه ی دل ما تمام و کمال در خدمت عبادت قرار بگیرد و ما با عشق این مسئله را دنبال کنیم و نگاه ما نگاه عاشقانه به مسئله ی عبادت باشد کجا ما گفتیم که عبادت تجّار را ما قبول نداریم حتی دوستان یک مثال در کلاس ها از من شنیده اند : بچه ای که تازه به حرف می آید کلماتی را می گوید که نه از نظر تلفظ درست است و نه از نظر معنا .

پدر و مادر برای این کلام – با وجود اینکه فاقد معناست – ذوقی می کنند که کائنات به وجد می آید اما اگر همین بچّه به مرحله ی دکترا رسید و دوباره همان کلام را تکرار کرد شما از او می پذیرید ؟ قطعاً نمی پذیرید .

ما در جلسات می گوئیم بسم الله الرّحمن الرّحیم به نام خداوند بخشنده ی مهربان همه هم خوششان می آید اما در جایی دیگر ممکن است همین پذیرفته از فرد نباشد یا چیز بیشتری از او بخواهند و انتظار بیشتری از او داشته باشند وقتی بچه تازه به سن تکلیف می رسد از روی تقلید نماز می خواند و قاعدتاً عشقی ندارد ولی در یک جایی باید از این مسیر عبور بکند و عبادت را از عبادت تاجر به عبادت آزادگان برساند . تعجب می کنم ما کجا تخطئه کردیم ؟

      من نظرم این بود که توضیحات بعدی را بدهم .

-        حاج آقا عابدینی :اجازه بفرمائید ما به این سئوال جواب بدهیم و بگوئیم کجا ؟ گفتگو بکنیم .( یکی از حضار آقای طیب A : و جلسه هم ناظمی داشته باشد که وقت بدهد چون شما متکلم وحده اید . اجازه بدهید ناظم را تعیین کنیم . )

ادامه دارد......


 


 

 

( یکی از حضار آقای طیب A ( خطاب به آقای طاهری ) : چه شما حرفهای جاج آقا را نقد کنید چه ایشان حرفهای شما را یک جلسه یا ده جلسه ! تا هر جایی که نقدی وجود داشته باشد . قرار نیست همین فرصت واحد شما باشد که شما می گوئید من می خواهم از آن استفاده کنم در عین حال هم اسم جلسه گفتگو است ولی فقط گفت دارد گو ندارد . جلسه باید ناظر داشته باشد و وقت بدهد )

-        حاج آقا عابدینی :همه حرفهایی که جنابعالی تا اینجا فرمودید من تفصیلاً روی این صحبت ها حرف دارم . من تفصیلاً این حرف ها را گوش کرده ام راجع به کیفیت ؛ راجع به معنای عرفان ؛ دو جلسه شما راجع به عرفان صحبت کردید نوارش را من کاملاً پیاده کرده ام الآن فرمایشات حضرتعالی جدید نیست و دوستان هم که اکثراً شاگردان حضرتعالی هستند و اینها را شنیده اند . اگر جمعی بودند که نشنیده بودند میگفتیم که جنابعالی می خواهید برای آنها بیان کنید و آنها را از شبهه در بیاورید اما دوستان همه این جلسات را گذرانده اند و ما هم که شنیده ایم پس بهتر است گفتگو کنیم .

-        آقای طاهری : حاج آقا نتیجه ای رو که جنابعالی درباره ی تکلیف مدار نبودن گرفتید نشان می دهد که .....

 من نوارها را بعد از آن جلسات گوش کرده ام و الآن باز هم حرف جدید دارم با توجه به آن گوش کردن های جدیدم . اجازه بدهید نسبت به مسائل گفتگو کنیم و کسی مدیر جلسه باشد تا نتیجه بگیریم .

 ( یکی از حضار W: مطالبی که شما فرمودید استاد یادداشت کردند عادلانه این است که الآن هم شما یادداشت کنید بعد جواب بدهید )

( یکی از حضار آقای طیب A ( خطاب به حاج آقا عابدینی ) : ایشان ( آقای عابدینی ) صد برابر آقای طاهری یادداشت کرده اند ؛ وقت بیشتری هم گذاشته اند . اگر ایشان ( آقای طاهری ) تشریف آورده اند سخنرانی بفرمایند ما برویم . اگر هم جلسه گفتگوست باید ایشان (آقای طاهری) تحمل شنیدن انتقادات را داشته باشند ) .

-        حاج آقا عابدینی :ببینید موضوع دعوت ما به اینجا چیست ؛ گفتند آقای طاهری می خواهند تشریف بیاورند در رابطه با بحث هایی که شده گفتگو کنیم نگفتند ایشان می خواهند سخنرانی کنند .

-        آقای طاهری : سخنرانی نیست حاج آقا .

-        حاج آقا عابدینی :می خواهید قبل از اینکه ایشان می خواهند بگویند من مطالبشان را از رو بخوانم ؟

( یکی از حضار آقای طیب A : سخنرانی هایی که آقای طاهری داشته اند نظریات خودشان را بیان کرده اند فارغ از اینکه نقدی به کسی وارد بکنند و جریان فکری را مورد نقد قرار بدهند نظرات شخصی شان را گفته اند . بعد یک جلسه ی نقدی برگزار شده که منصفانه اش این است که برای پاسخ به آن نقد ؛ جلسه ای برگزار شود حالا تصور این حضور هم همین پاسخ به نقد بود . آنچه که به ما منتقل شد همین بود که یک جلسه ای باشد که حاج آقا تشریف داشته باشند که در آن نسبت به نقاطی که تشکیک کرده بودند پاسخ بگیرند .

     سی دی را شخصاً رؤیت کردم که شما ( آقای عابدینی ) آن جا تصریح فرموده بودید که چیزی که مجاز است خدا نمی خواهد . )

-        حاج آقا عابدینی :بنده جمله ی خود ایشان را خواندم . الآن هم از روی کتاب می خوانم .

( یکی از حضار : ( خطاب به آقای عابدینی ) : تیتر مطلب را هم بخوانید ، تیتر مطلب اثبات وجود خداست و جمله ی شما نفی خداست ) .

-        جواب تخطئه را بدهید

( یکی از حضار آقای طیب A : پس ما امروز آمده ایم یک سخنرانی از آقای طاهری بشنویم نیامدیم گفتگو کنیم ، پس 8 جلسه هم می خواهند صحبت کنند . پس ما هم باید معادل 8 جلسه ایشان ( آقای طاهری ) در دانشگاه تهران حرف بزنیم . چه فایده ای دارد ؟ اگر نگرانی ای از سست بودن حرفهایمان نداریم باید به میدان قد بگذاریم تا ارزشش شفاف تر و روشن تر شود بنابراین آقای مهندس وام می خواهد این گفتگو رو در رو انجام شود . من بنا را بر سوء نیّت نمی گذارم ممکن است خطاهایی در ذهنم داشته باشم یک محقق دیگر هم ممکن است اشتباهاتی کرده باشد با تبادل اطلاعات می توانیم میزان اشتباهات را پایین بیاوریم ولی این مستلزم گفتگوی متقابل است ) .

( یکی از حضار : باید از استاد دعوت می شده سپس این اتفاق می افتاده )

( حضّار آقای طیب A : استاد هم باید در جلسات دانشگاه تهران از ما دعوت می کردند )

( یکی دیگر از حضار A : ایشان ( آقای طاهری ) کلاس درس داشتند ) .

( حضّار A : ایشان سایت و کتاب برای عموم مردم دارند ) .

( حضّار B : شما دارید به چیزی متهم می کنید که 70 میلیون حق مسلّم شان است ) .

( حضّار A آقای طیب : اگر جلسه گفتگوست که گفتگو کنند اگر جلسه سخنرانی است بگویید ضبط کنند ما هم در خانه گوش می کنیم و یادداشت می کنیم ) .

( یکی دیگر از حضار ( آقای کامیابی ) : من از خانم رسائیان خواهش کردم که به جلسه نظم بدهند . همه دانشگاهی هستیم ، یک موضوعی مطرح بشود در یک حد : زمانی خاص هر یک از دو طرف می توانند پاسخگو باشند . همه هم این بحث ها رو قبلاً شنیده اند اینجا جلسه ی دفاعیه نیست بحث دانشکده دندانپزشکی جداگانه است اینجا می خواهیم درباره مسائلی که ایجاد شبهه می کنند بحث شود ) .

( خانم دکتر رسائیان : با عرض سلام . در بحث های اعلام نظر و اظهار نظر همیشه هست وقتی بحثی فرافیزیکی باشد مشکل بیشتر خواهد شد . وقتی دکتر کامیابی این جلسه را به بنده اطلاع دادند . به نظرم رسید که آقای مهندس مکانیکی درباره ی فرادرمانی نظرات و تجربیاتی دارند و می خواهند این تجربیات را به مدعوین منتقل کنند . این جلسه در یک سالن سیصد نفری برگزار نشده و محدود است بیشتر برای اینکه ما با چنین چیزی آشنا شویم و بعد بتوانیم پاسخگوی سئوالات دانشجویان باشیم و اگر نتوانیم حق را ادا نکردیم . از آقای مهندس طیب ممنون هستم که این رقابت را بین نظرها ابراز می فرمایند ولی همین طور که همه – چه موافق و چه مخالف – احساس کردند ما باید در هر کاری احساس عدالت کنیم تا آرامش داشته باشیم چون همه چیز سر جای خودش قرار می گیرد . عدم احساس عدل همه را دچار پریشانی می کند و ما دلمان نمی خواهد مهمانانی که به دانشکده ، تشریف آوردند خدای نکرده با یک خاطره ناعادلانه ما را ترک بفرمایند . در نتیجه خواهش می کنم هر یک از سروران که سئوالی دارند یا پاسخی در مقابل مهندس طاهری بفرمایند با رعایت وقت – خودشان تعیین کنند من می خواهم 5 دقیقه یا دو دقیقه صحبت کنم – فرمایشاتشان را بفرمایند – سایرین که مراد خود را تنها می بینند خیلی طبیعی است که از او دفاع کنند و طرف مظلوم را بگیرند . )

( یکی از حضّار B : ما اینجا ارتباط مرید و مرادی نداریم شاید مرسوم گروه ها این است که قطبی و مرشدی دارند . ما چنین حالتی را نداریم ما نسبت به چیزهایی آگاه شده ایم قدردان هم هستیم اما رابطه مان مرید و مرادی نیست )

( خانم دکتر رسائیان : ممنونم از اصلاحتون )

-        لطفاً جناب مهندس موضوع خاصی رو وارد شوند و صحبتشان را بفرمایند و بعد از آن مهلت دهند اشکالات رو دیگران مطرح کنند و اگر پاسخی برای آن اشکالات داشتند بفرمایند و پس از آن موضوع جدید ارائه دهند .

-        آقای طاهری : یکی از موضوعاتی که اینجا به آن رسیدیم بحث تخطئه روی مباحث عبادتی داشتیم که خودمان چنین کاری نکرده ایم ولی شما این بحث را مطرح فرموده اید لذا بفرمائید پاسخ دهید .

خانم دکتر رسائیان : بنده منتظرم آقای مهندس طاهری که شما یکی از ابعاد فکری و کاری تان را مطرح بفرمایید و در رابطه با آن بحث بفرمایید ما به یک اطلاعات خاصی برسیم و سپس مورد بحث قرار بگیرد .

-        آقای طاهری : راجع به این موضوع قبلاً صحبت شد راجع به بحث نگاه کیفی به بحث عبادت . ما این روایت از حضرت علی ( ع ) در رابطه با عبادت تجار ، آزادگان و ... ما این بحث را به عنوان یک بحث کیفی مطرح کرده بودیم نه اینکه تخطئه کنیم . اگر محبّت کنند پاسخ بدهند ما روشن می شویم .

( یکی از حضّار B : جسارتاً اگر صلاح می دانید – خطاب به آقای طاهری – مسائل عمده اشکال عقل و عشق را مطرح بفرمائید چون برای حاج آقا گویا اشکالی در این باره پیش آمده ) .

-        آقای طاهری : من از زاویه ای وارد جریان شدم که دوستان فکر کردند من می خواهم سخنرانی کنم در حالی که من اصلاً سخنران نیستم فقط سعی می کنم مباحث را با زبان الکن خود توضیح بدهم .

ما دو پله داریم که همه ی موارد زندگی ما از این دو پله خارج نیست یا پله ی عقل است یا پله ی عشق / پله ی عقل در برگیرنده علم و دانش و عقل و استدلال و پند و نصیحت و اصول است . در واقع یک پله ی ابزار است ما در این پله با ابزار سر و کار داریم مثل استدلال .

و روی پله ی عشق ما با هیچ گونه کمیتی که بتوانیم ابزار برای آن قائل باشیم سر و کار نداریم در واقع همان بحث کیفیت روی این پله مطرح می شود مثل ذوق ، شوق ، حیرت ، تعجب و .... که کمیت برای آنها نمی توان قائل شد .

وقتی روی پله ی عشق هستیم روی پله ی بی ابزاری هستیم پای عقل لنگ است برای همین گفته می شود :

پای استدلالیان چوبین بود / پای چوبین سوخت بی تمکین بود . چون استدلال روی پله عشق کاربردی ندارد و تا کمیّتی نباشد کیفیتی نمی تواند روی آن سوار شود و کاری انجام دهد . من الآن می گویم عاشقم روی کره ماه قدم بزنم تا یک آپولو نسازم عشق من قابل پیاده شدن نیست . بنابراین اینها لازم و ملزوم همدیگرند و هر کدام کاربرد جداگانه ای دارند . روی پله ی عقل اصول داریم ولی در پله ی عشق کیفیت پیاده کردن اصول را داریم پس در پله ی عشق می خواهد بگوید یک کار را ما با چه دلی انجام می دهیم . صلاه مقدار کمی دارد که روی پله عقل است شرایط نماز شرایط مکان شرایط لباس . اما اینکه ما با چه دلی این کار را انجام می دهیم روی پله ی بی ابزاری و عشق می آید ذوق است نمی توان برای آن کمیت و حد و اندازه گذاشت پس موضوع عبادات این بوده که ارتقا کیفی پیدا بکنیم نه چیز دیگری که مورد تخطئه قرار گرفته باشد .

حاج آقا عابدینی :بحث کمیت و کیفیتی که حضرتعالی مثال می زنید .  کمیت و کیفیت یک بیانی است که اصطلاح جدیدی است که خودتان ایجاد کرده اید و الّا طبق مصطلاحات که مورد قبول است هیچگاه استدلال را به عنوان کمیت کسی مطرح نکرده است یعنی در آنچه که مربوط به عقل است که برداشت ما از جهان است و پایه های برهانی جهان در تمام اصطلاحات رایج جهان به عنوان یک کیفیت دیده شده است البته کیفیت مختلف است چون علم خودش کیفیت است لذا چون علم کیفیت است بعضی وقت ها کیفیتی است که در مرتبه ی علم حصولی است اما یک کیفیت در ارتباط با علم حضوری است و در عرفان مطرح می شود . هر دو کیفیت است اما دو گونه کیفیت است نگوییم که عقل کمیت است و ابزاری است که استدلال ابزار آن است . خوب کسی هم می تواند بگوید ابزار عشق ، شور است . شوق است . امّا واقعاً آن شور و شوق و سوز ابزار عشق است ؟ به یک عنوان می توان گفت ابزار است به عنوان دیگر می توان گفت عین عشق است . استدلال به عنوانی عین عقل است به عنوانی ابزار عقل است . اشکالی ندارد . من این را قبول ندارم که بین عقل و عشق دائماً تفکیک می کنیم یعنی انسان را در دو ساحت نگاه می کنیم . عقل و عشق لازم و ملزوم یکدیگرند و اگر ما هر کدام از اینها را تفکیک کردیم و برای هر کدام لازمه ای شناختیم .

آنجا که در اشعار به عقل تاخته می شود منظور توقف در عقل است که اشتباه است نه خود عقل . اگر می گوید – پای استدلالیان چوبین بود / پای چوبین سخت بی تمکین بود – نمی خواهد بگوید عقل غلط است می خواهد بگوید عقل تا یک حدی کشش دارد بیش از آن از او توقع نداشته باشیم لذا امیر المؤمنین (ع ) هم هرگاه می خواهد عقل را در رابطه با شناخت خدا مطرح کند مطرح می- کند که اگر عقل پایش را در دایره ذات ربوبی گذاشت و هم می شود .

به نام خدا                                                                                                 : DVD2

آیا می شود عشق باشد ولی از عقل منسلخ باشد ؟ این امکان ندارد چون عقل یعنی شناخت و فهم و یافت ؛ یعنی همان شور و شوقی که حتی در عشق یافت می شود و انسان یافت می کند خود آن بیان عقلش است . لذا هر عشقی بر عقل مبتنی است و هر عقلی ممکن است به عشق منجر شود . امّا آیا هر عاشقی مبتنی بر عقل است . می شود این قاعده ی کلی را گفت ؟ جون از کلام حضرتعالی یافت می شود که عشق قطعاً از عقل نشئت می گیرد آیا می توان این را کلی گفت یا نه برخی عشق ها ممکن است بر پایه عقل نباشد به عنوان یک سئوال این را مطرح می کنم .

( یکی از حضار A آقای طیب : در تکمیل سئوال آقای عابدینی جسارتاً عرض می کنم گمان من این است که در به کار بردن کمله ی عقل و عشق باید ریزبینانه تر جلو رفت یک عقل ابزاری داریم یک عقل جزئی داریم . عقلی که به حقوق آدم و طبیعت اذعان می کند عقلی که دستاوردش هم علوم تجربی است هم صنایع و فناوری ها . این عقل جزئی است . یک عقل کلی هم داریم . عقل الهی .

بله در حوزه عقل جزئی و کاسب کار و منفعت محور چه عشق مجاز چه عشق حقیقی یک نوع مالیخولیاست چون عشق می گوید « خودت را فدای معشوق کن » عقل می گوید » همه را فدای منافع خودت کن » لذا نه تنها عقل ابزاری نمی تواند عشق الهی را درک کند عشق مجاز را هم یک بیمار روانی می داند و می گوید باید عاشق را درمان کرد . اختلال عقلی پیدا کرده است بنابراین وقتی از عقل صحبت می کنیم باید بگوییم کدام یک از این دو عقل ؟ عقل جزئی یا عقل الهی . عقلی که

 « بک اعاقب و بک اثیب » ............ و « العقل ما عبد به الرحمن » ؛ در حوزه عشق هم همین طور .

عشق مجاز و عشق حقیقی داریم . عشق مجاز عشق به تجلیّات و خلوق است . مستقل و فارغ از اینکه مخلوق است . بما هو هو عاشق است این عشق مجاز است امّا عشق حقیقی عشق به حقیقت و آثار آن حقیقت با نظر به اینکه آثار آن حقیقت است .

       بنابراین وقتی ما این دعوای عقل و عشق را مطرح می کنیم باید اول آن تفکیک را کرده باشیم . کدام عقل با کدام عشق تقابل دارد . عقل به معنای عقل حقیقی با عشق حقیقی در واقع یک گوهر دارند . به تعبیری یکی از تجلیات آنچه به آن عشق می گوییم می شود عقل و همانطور که اشاره هم شد هر مرتبه ای از معرفت مقدمه ی مرتبه ی بالاتر است ؛ ( بالاتر از محبت است ) و وقتی محبت ایجاد شد انگیزه شناخت را ایجاد می کند و می شود معرفت بالاتر و اینها به مرتبه ای می رسند که عشق عاشق را به فنای در معشوق بکشاند آنجا دیگر بساط جمع می شود و نه عاشقی می ماند و نه عشقی و همه چیز معشوق است و بس !

        بنابراین به نظر من می آید که این تعاریف ریزبینانه تر باید در آثار شما می شد ضمن اینکه اساساً انطباق آن با بحث هایی که شما کردید ( در حوزه عرفان و تعریف شما از عرفان که از ابداعات جنابعالی است ) وقتی از چیزی که تعاریف مصطلحی از چیزی داریم و اگر بیاییم تعریف جدیدی از آن بکنیم همیشه این نگرانی هست که مخاطب به معنای متعارف آن در جامعه آن را بگیرد ما چه انگیزه ای داریم ؟ مثلاً اگر واژه ی خدا را برای دستگاه تلفن همراه وضع کنیم البته جعل اصطلاح مانعی ندارد اما وقتی می گوییم « خدا » چند نفر از مخاطبان ذهنشان به سمت تلفن همراه می آید ؟ اصطلاحی که شما راجع به عرفان به کار بردید اصطلاح بدیع و ناشناخته ای است اینکه عرفان فارغ از دستور العمل هاست فارغ از تکالیف است . به هیچ وجه اینطور نیست . لازمه ی عرفان عملی سلوک است دستور العمل های سلوکی است که بدون آن محال است سالک به هدفش

( مراتب معرفت شهودی ) برسد . بنابراین اینکه بگوییم عرفان بی اعتنای به تکالیف است و راجع به کیفیت تکالیف صحبت می کند و دستور العملی برای سالک تعیین نمی کند این دور از حقیقتی است که در عرفان هست ) .

( جناب آقای عینی : فکر می کنم صحبتی که شد قرابت ذهنی و نزدیکی تفکر در این بخش را رساند در حوزه معرفت وقتی نگاه به عقل و عشق می کنید قابل تفکیک نیست این دو در انسان یک تابش دارد و یک سرچشمه ! و یک مسیر را طی می کند و به یک هدف هم می رسد ولی به دلیل اینکه ما بخواهیم در مفاهیم و مصادیق وارد شویم تفکیک می کنیم معرفت را به عشق و عقل ! و وقتی دوستان مثال می زنند که باید مسیری را طی بکنیم که مرحله ی عشق را طی بکنیم و از آن مرحله در مرحله ی عقل پا بگذاریم . آنچه که جناب آقای طاهری هم می فرمایند همین است من فکر می کنم که اگر به جزئیات عنایت بفرمائید ایشان می گویند که اگر ماشین تولید نشود کنترل کیفی نمی تواند بر آن سوار بشود ( یعنی ما مقدمه ای داریم عالم استدلالی داریم عالم کمیتی داریم این عالم کمیت وجود دارد بعد از آن بحثی به عنوان کیفیت مطرح می شود . البته اگر شما وارد بحث عشق به معنای عشق مطلق و کلی شوید – محاسبات عقلی و استدلالی پایش لنگ است . مثال می زنیم ؛ ایّام متعلق به ابا عبدالله حسین ( ع ) حرکت امام حسین با چه معنای عقلی – به معنای آنچه جعفر برای امام حسین ( ع ) ترسیم کرد – می تواند مبتنی باشد به چه ؟ )

-        حاج آقا عابدینی :امام حسین ( ع ) در جواب جعفر چه گفت ؟ با چی جواب داد ؟ مگر نگفت عشق است ؟ مگر استدلال نکرد ؟

( یکی از حضار B : آن عقل کلی است گفت اگر دین زنده نمی شود الاّ به خون من ، فالسیوف ......)

-        حاج آقا عابدینی :استدلال کرد

( یکی از حضار B : بله – استدلال کرد )

-        حاج آقا عابدینی :استدلال کرد که منکر معروف شده لذا من می روم تا شهید شوم.......****


 


 

 

( یکی از حضار B : بله – استدلال کرد )

-        حاج آقا عابدینی :استدلال کرد که منکر معروف شده لذا من می روم تا شهید شوم

( آقای یمینی : پس این مبنای عقلی وجود داشت که حرکت عاشقانه ی امام حسین (ع ) را توجیه می- کرد )

-        حاج آقا عابدینی :پس عقل و عشق در آغوش همدیگرند .

( آقای یمینی : پس آنچه که آقای مهندس طاهری می فرمایند که تا دریافت های کمّی نباشد نمی شود کیفیت را بر آن سوار کرد دلیلش آن است که دست در آغوش همدیگر دارند ) .

- حاج آقا عابدینی : کمیتی که ( آقای طاهری ) ایشان مثال می زند که می گوید کمیت و ابزار کار عقل است غیر از این می شود آن عقل جزئی نگر است ایشان عقل کامل را هم می گوید . امّا آن عقلی که در اشعار می آید چیز دیگری است . ما هم عشق جزئی داریم هم عقل جزئی داریم هر دوی اینها ذم به آنها تعلق گرفته مذمت شده اند ؛ هم عقل جزئی هم عشق جزئی .

هم عشق کلی داریم هم عقل کلی ؛ وقتی پیامبر اکرم ( ص ) روایت کرد که « اولُّ ما خلق » عقل است « الأول ما خلق الله العقل » یعنی آنجایی که رابطه ی نهایی عالم است . در بالاترین اولین عقل است . پس عقل کمیّت نیست ابزار نیست پس ما یتاییم در عقل جزئی مثال بزنیم ؛ عقل را تخطئه بکنیم ! همین مثال را می توان عیناً درباره ی عشق زد عشق جزئی که هوس می شود و عشق را تخطئه کرد این هر دو غلط است هم عشق یک مرتبه ی متعالی دارد هم عقل یک مرتبه متعالی دارد .

( ناظم جلسه : آقای مهندس طاهری لطفاً جواب این سه نفر را یکجا بدهید )

-        آقای طاهری : در کتاب نوشته شده انسان همواره بر روی دو پله قرار دارد پس داریم راجع به انسان صحبت می کنیم ؛ هرگز منظور از این تفکیک به منزله ی این نیست که این راهش را می رود آن راه خودش را ؛ چون این دو لازم و ملزوم یکدیگرند با هم هستند . جایی نگفتیم که هر کدام جایی می روند و جدا شدن دلیل بر تخطئه نیست ، کجا تخطئه شده ؟ هیچ جا تخطئه نشده در آنجا هم اشاره به عقل کل شده است و هم اشاره به عقل جزء نگر شده و عقل جزء نگر اگر مورد ملامت عرفا قرار گرفته برای این است که در جایی می خواهند به یک فرازهایی دست پیدا کنند و عقل جلوی پایشان را می گیرد عقل گوید ......... حد بست و بیرون راه نیست / عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها

یعنی این خواسته راهی را برود عقل گفته راهی نیست و او عقل را تخطئه کرده است و در واقع عرفا هم علمای عرفان خودشان بوده اند و در مقام انکار عقل نبوده اند . من تعجب می کنم که چرا ما از یک بحث تحت عنوان تخطئه یاد می کنیم این دلیل بر تخطئه نیست این یک جایگاه دارد و آن یک جایگاه دارد و عقل بیان عشق است . عشق خودش بیان ندارد . عقل است که عشق را به تفسیر می- کشد .

    یک موضوع دیگر در بحث عرفان عملی در نظری ؛ ما برای کنترل کیفی در صنعت می گوییم این فولاد را ما داریم حالا می خواهیم بدانیم کیفیت آن چیست . طرح این مسئله و اینکه از طریق کشش فشار و غیره امتحان کنیم و این می شود نظری !

   ولی خود بحث کیفیت ؛ در موضوع کیفیت سنجی هست . وقتی ما می گوییم کیفیت عملی را افزایش دهیم تعریف نحوه ی ارتقا کیفیت نظری می شود . حالا ما چطور به درک جهان هستی برسیم ؟ این یک کیفیت است .

   این چگونه برسیم ؟ نظری است . از نظر ما کیفیت سنجی نظری است . که با هم وارد بحث و بررسی می شویم که ما چطور این جهان هستی را درک کنیم . چرایی اش و پشت صحنه اش را درک کنیم ، فلسفه ی خلقت را درک کنیم . با استدلال یک مسئله است . ادراک هستی که مطرح می شود یک بحث دیگر است و این موضوع نظری روی خود کیفیت بحث می کند . هرگز نظری این نیست که دروغ نگوییم . دروغ نگوییم باید از اصول و مانیفست بیرون بیاید که همان مذهب است .

( حضّار A : یعنی هیچ دستور العملی وجود ندارد که بگوید چه بکن و چه نکن ؟ )

 آقای طاهری :      آن نحوه ی رسیدن به آن ادراک و اشراق هست ولی اگر اصولی دارد مال مذهب است

( حضّار آقای طیب A : مذهب را که ما جدای از عرفان تعریف نکردیم . گاهی کسی با رساله مرجعش زندگی می کند و در مسیر سلوک عرفانی هم نیست امّا اگر یک سالکی پیش اهل دل و اهل معرفتی برود و بخواهد تحت تربیت او قرار بگیرد و بخواهد به وادی شهود هم راه پیدا بکند آن پیر راهبر به او دستور العمل سلوکی می دهد که بگوید چه بکن چه نکن دستور ترک محرمات ادای واجبات ، تقیّد به مستحبات و ............ . آیا دستور العملی به او می دهد ؟ ذکری به او می دهد ؟ یا هر روش دیگری ! که برای تربیت سلوکی او مصحلت می داند به او می دهد یا نمی دهد ؟ اینها همه تکالیفی است که آن مربّی عرفانی به آن سالک الی الله می دهد و او مکلّف است از راه انجام آنها .... حوزه ی تکالیف در عرفان بسیار وسیع تر است از تقدس زاهدانه ی معمولی است .

    شما با یک رساله ی مرجع تقلید احکامتان تمام می شود ولی وقتی به حوزه ی عرفان می آیید آنقدر ریزبینانه وارد تکالیف می شوند که حد ندارد . بنابراین اینکه ما بگوییم عرفان تکلیف مدار نیست و فقه تکالیف را مشخص می کند ؛ عرفان کیفیت انجام تکالیف را روش می کند به هیچ وجه اینطور نیست )

( یکی از حضّار B : ورود به این این حیطه ها لازمه اش این است که ایشان مرجع تقلید باشد و احکام به مردم بگوید . وقتی شما می خواهید راجع به نماز و شکسته بودن نماز صحبت کنید و کیفیت روزه و اعمال عبادی ولو حیطه عملش متفاوت است بنده وظیفه دارم از جهت شرعی بنابر تکلیفم عمل کنم ، تقلید کنم یا مقلّد باشم یا مجتهد باشم یا عمل به احتیاط کنم امّا بحث ایشان بحث کیفیت عمل است مثالی که ایشان (آقای طاهری ) می زند به صراحت همین جمله را می گوید ماشینی باید باشد تا کنترل کیفیت بر آن سوار شود . بنده متشرّع و مقلّد باشم ، نمازم را بخوانم ، روزه بگیریم ، تقیّد و تدیّن داشته باشم اما در سطح ارتقای کیفی چه کاری می توانم بکنم . )

( یکی از حضّار آقای طیب A : یعنی عرفان دستور العمل جدیدی ندارد یعنی به غیر از تکالیف عامّه تکلیفی ندارد ؟ ) .

یکی از حضّار : به عنوان اینکه تشریع و قانون گذاری کند ندارد )

-        آقای عابدینی : ما یک بحث تکلیف فقهی داریم که آقایان فرمودند یک تکلیف اخلاقی داریم تکلیف اخلاقی هم تکلیف است آیا انواع مراقبات را تکلیف ویژه ای برای شخص قرار می دهیم یا خیر ؟ قبلاً اگر کسی نماز را می خواند از گردنش ساقط می شد و قضا نداشت امّا اگر الآن تحت دستور یک عارف و ولی قرار می گیرد تکلیف او از ده تکلیف تبدیل به صد تکلیف می شود . حالا دیگر نماز او خیلی مراقبات ویژه دارد از قبل از نماز باید حواسش جمع بشود . باید وضو . ورود به نماز و مراقبت خاصی داشته باشد . یکی یکی تکالیف افزایش می یابد . با این وجود آیا عرفان تکلیف پذیر هست یا نیست ؟

( آقای دکتر آذر گشت (ناظم جلسه): جناب آقای دکتر طاهری تا آنجایی که بنده دو را دور اطلاع دارم جناب آقای طاهری ایده نویی را ارائه داده اند من از این جلسه استفاده کردم تا اطلاع پیدا کنم که این اندیشه از چه اصول و روش هایی برخوردار است و مخاطبین چه کسانی هستند . به عنوان یک اندیشه نو من واقعاً احترام قائلم . ایشان از چیزی که تابحال بوده فراتر رفته اند و در واقع از فلسفه دینی شناختی می خواهند یک استفاده ی اجتماعی و درمانی بکنند . خیلی با ارزش است . این دارای چه اصول و فلسفه و تاکتیک ها و روش هایی است چه سازه هایی دارد . اینها باید تشریح بشوند تا در این جمع بحث بیشتری روی آنها بشود و جا بیفتد . اینها یک جوّ علوم تجربی و استدلالی حاکم است . پس باید سطح بحث ها را مقداری کاربردی تر کنید . این جلسه متأسفانه به سمت بحث های فلسفی با کمی رنگ ایدئولوژیک رفته است . بحث از حالت فرادرمانی خارج شده . من انتظارم این بود که اطلاعاتی رو دربارة این روش بدانم و ببینم که با تجربیات قبلی ام چقدر همخوانی دارد . اجازه بفرمایید کمی اصول و روش ها را مطرح بفرمایید .

اگر حاج آقا عابدینی ایرادی به اصول دارند بفرمایند اگر به روش ها بفرمایند بعد بفرمایند .

    به نظر می آید تعریف عرفان با کیفیت شناسی متفاوت است . من عرفان مطالعه نکرده ام ولی عقل کلی من نشان می دهد که این تعریف نمی تواند با عرفان سازگار باشد . عرفان به معنی تعمّق در شناخت ، خلوص در شناخت باید باشد . حداقل آن کیفیت است . )

آقای طاهری : دنیای عرفان پر است از مسائل مربوط به دنیای دل و این دنیای دل می خواهد کیفیت اعمال را ارائه دهد .

( آقای دکتر آذرگشت : من دورادور شنیده بودم که فرادرمانی یعنی تنظیم سامانه شناختی انسان موافق با کارکردهای فیزیولوژیک بدن به معنی استفاده ی درمانی از آن – چرا در این زمینه ها بحث نمی- کنید که اساتید فیزیولوژی هستند ؟

( یکی از حضار C : حاج آقای عابدینی در ابتدای بحث فرمودند که اصلاً نمی خواهند وارد مباحث درمانی شوند )

حاج آقای عابدینی : معلوم می شود که علّت دعوت ها مختلف هست هر کسی را به نحوی دعوت کردند . به ما گفتند راجع به مباحث دعوت شده می خواهیم بحث و گفتگو کنیم حضرتعالی ( آقای طاهری ) را دعوت کردند که می خواهند با بحث آشنا شوند . قرار بر این بود که دوستانی که مطلع بر بحث هستند و مبانی ایشان را دیده اند به این جلسه بیایند حالا ما بنده و آقای طیب هستیم که همین جا با هم آشنا شدیم ولی دوستان الحمد الله هستند .

آقای طاهری : پس اجازه بدهید بنده تاریخچه را بگویم چون مورد سئوال واقع شده ام . زمانی که سه دهه ی قبل موضوع فرادرمانی به عنوان طب مکمل به صورت یک کار عملی عرضه شد به دنبال آن ذهن – روانشناسی کل نگر به عنوان طب مکمل در زمینه ی بیماری های روانپزشکی مطرح شد . این دو رشته را ما به جامعه ی علمی عرضه کردیم و در جامعه پیاده کردیم و مورد تست و آزمایش پزشکان محترم قرار دادیم که تا به حال جمع کثیری از پزشکان روانپزشکان در این مسئله کسب اطلاعات کردند .

بعد از آن که کار را مبتنی بر تجربه عرضه کردیم بحث تئوری و بحث های دیگر آن هنوز نبود . در واقع علوم تجربی همین است یک واقعیتی را می گوید وجود دارد یا ندارد و اگر وجود داشت صرفنظر از اینکه چرا و چگونه اتفاق می افتد به عنوان یک واقعیت پذیرفته می شود تا بعداً نظریه پردازی آن انجام شود .

     در ابتدا به ساکن اولین چیزی که لازم بود تئوری های فرادرمانی و سایمنتولوژی بود ولی بعداً یک اتفاقی افتاد به علت موفقیت این دو رشته در زمینه کار عملی عده ای – با نظر یا بی نظر – ما را به یک میدان مین کشاندند گفتند : اینکه درمان می کنید ببینیم نقش مذهب ما در این رابطه چیست ؟ یک سئوال خیلی ساده ! آیا درمان شما تداخلی با مسائل شرعی ما ندارد ؟ ارتباط فلان مسئله با این چه می شود ؟ چون بحث شفا محوری در این درمان مطرح بود و ما مرتباً از اصولی که داشتیم که از چهار منظر به این قضایا نگاه می کردیم فلسفه – علم – مذهب – عرفان مرتباً پرسیده اند و ما از یک منظر جدید مسئله را مطرح کرده ایم .

نهایتاً گفته اند باید نظراتتان به صورت کتاب بیاید که نتوانید منکر آن شوید . کتاب هم چاپ کردیم . سپس اعتراضی شد . بعد از آنکه ما وارد مذهب شدیم باید وارد کیفی شناسی هم می شدیم تا موضوع کامل می شد یعنی چهار نظر باید پشت این قضیه باشد تا کامل شود . اگر بخواهد انسان شمول باشد باید چهار منظر را پوشش داده باشد بعد که وارد شدیم عده ای که می خواستند سنگ بیندازند گفتند چه طور شده که شما وارد مذهب شدید ؟

      خیلی ساده ما را به میدان مین کشاندند و هر لحظه یک مینی در جلوی پای ما منفجر می شود بلکه نهایتاً به یک حکم تکفیری منتهی بشود که با آن جلوی دو رشته ی علمی را بگیرند که الآن ثبت دانشگاهی شد در دانشگاه شاهد – در کانادا و در انگلستان . مافیای دارو و مافیاهای دیگر و افرادی خواسته و ناخواسته وارد این مباحث می شوند و مبا حثشان ...................

     بگذریم از اینکه کمیته قرآن پژوهما جواب دارد کمیته ی این پژوه ما جواب دارد و اگر خود من هم از اینجا بروم خود این دوستان هستند و جواب شما را خواهند داد .

     فقط ما ترمینولوژی مان با هم فرق می کند یعنی یک حرف را با یک چیزهایی می زنیم یعنی فرض کنید اگر مثلاً ما تعریف کیفیت را آوردیم همان بوده . من ثابت می کنم هر عارفی آمده حرف از دل زده داره همان حرف ما را می زند .

    ما سه دوست غیر از دوست مقصد نمی خواهیم . او دارد حرف کیفی می زند منتها با زبان خودش و با ترمینولوژی خودش . ساقیا بده جامی زان شراب روحانی / تا دمی بیابسایم زین حجاب جسمانی . دارد حرف از کیفیت می زند با یک زبان بی زبانی . من حاضرم ساعت ها بنشینم و مطالب را مورد بررسی قرار بدهم و ثابت کنم دنیای عرفان حرفی غیر از کیفیت و ارتقای کیفیت نداشته است . این یک حریم است . ما در حریم های مختلف کیفیت شناسی داریم در بحث مدیریت هم ما یک شاخه داریم در آسیب شناسی موسیقی یک حریم داریم . به هر صورت ما قصد نداشتیم وارد محدوده ی مذهب شویم .

بحث امروز ما همین است . من فرادرمانی را قبول کردم پس ارتباطش با مسائل شرعی و خدا چه می شود ؟ بعد ما باید بگوییم ما خدا محوریم ما جریان خدا محور فرد محور داریم و همه را توضیح می دهیم .

        ما الآن واقعیت غیر قابل انکاری داریم و آن این است که چندین هزار نفر در جامعه و چهارگوشه دنیا این دو رشته ی طب مکمل ما را تست کرده اند جواب گرفته اند . اینجا از کمیته ی پزشکی مان هم دوستان هستند . ویژه نامه ی مدارک پزشکی هست .

      دو مسئله هست : ما به عنوان ایرانی می خواهیم دو رشته طب مکمل داشته باشیم یا نمی خواهیم و سر یک سری اصول حتماً بحث خواهیم کرد . همین الآن اگر وزارت ارشاد به ما اجازه ی چاپ دهد ما حداقل صد کتاب آماده داریم .

-        حاج آقا عابدینی :امکانش هست چند تا از این کتاب ها را ما هم داشته باشیم ؟

-        آقای طاهری : شما زمینه اش را فراهم کنید . بعد از چاپ

-        حاج آقا عابدینی :ما فقط یک طلبه ایم در قم .

-        آقای طاهری : شما یک نامه برای وزارت ارشاد بنویسید .

-        حاج آقا عابدینی :وزارت ارشاد اصلاً ما را نمی شناسد . آن کسی که به حساب نمی آید ما هستیم .

حاج آقا عابدینی :در این کتاب شما فرمودید ما در این کتاب هدفمان عرفان بود و خواستیم فرادرمانی را به عنوان یک زیر مجموعه مطرح بکنیم . الآن می فرمایید . ما می خواستیم فرادرمانی را مطرح کنیم مجبور و کشیده به عرفان شدیم .

-        آقای طاهری : اگر شما اجازه دهید توضیح می دهم .

 بعد از آنکه ما این مباحث رو مطرح کردیم و پله پله ما را کشاندند ما مجبور شدیم اصل موضوع را بگوییم . فرادرمانی در واقع یک کیفیت شناسی است . یک کمیت شناسی داریم یک کیفیت شناسی ! اصلاً سایمنتولوژی راجع به انسان شناسی و چیدمان وجود صحبت می کند .

( دکتر آذرگشت : اگر فلسفه دمینگ نبود شما در توجیه فرادرمانی چه می کردید ؟

( یکی از حضار D : اصلاً ربطی ندارد به فلسفه دمینگ )

( دکتر آذرگشت : این سرچشمه ی استدلالی که آمده کیفیت شناسی . به نظر شما آنقدر قوی هست که بتواند یک چیز متافیزیکی را توجیه کند ؟ )

- آقای طاهری :  این موضوع تحقق پیدا کرده ، پیاده شده از دست من هم خارج است . اگر من همین الآن به این دوستان بگویم خانم ها آقایان فرادرمانی تعطیل ! شما کنار می گذارید ؟ نمی گذارید . چون این موضوع در قالب عملی و کلاسیک جلو رفته .

( دکتر آذرگشت : من چون یک مقداری مدیریت خوانده ام فکر می کنم برای توجیه یک اندیشه نو که می خواهید از عرفان داشته باشید برای استفاده ی درمانی ، متوسل شدن صرفاً به اصول کیفیت کفایت لازم را نمی کند ) .

-        آقای طاهری : اجازه بدهید توضیح می دهم . طب مکملی که ما عرضه می کنیم هیچ مداخله ی کمّی ای در امر درمان ندارد . یک مداخله ی کیفی است .

( دکتر آذرگشت : به جای ملاحظه ی کیفی اگر بفرمایید مداخله ی تنظیم شناخت ذهنی و روانی بهتر است و صحیح تر است )

- آقای طاهری : تمام شد – شما دارید کمک می کنید ما این ترمینولوژی را به تفاهم برسانیم و فهم متقابل ! بنابراین جنگ بر سر واژه نیست اختلاف فهم واژه ای ممکن است داشته باشیم امّا نهایتاً ما داریم هر دو یک حرف می زنیم و نتیجه ای هم که هست مقبوله ، قابل توجهه جدا از مسائل شرعی نیست ، بیگانه از مسائل عرفان نیست ، خدا را منظور دارد بر اساس « لا حول و لا قوه الاّ بالله » است ­­­دوستان می دانند بنابراین بیایید در جهت فهم موضوع وقت بگذاریم به جای اینکه بگوییم تخطئه است .

    ببنیم آن قست مشکل نیست کمک بکنیم برای کسب آبرو برای جامعه علمی ایران که بعد از مدتها دارد چیزی را به دنیا عرضه می کند . به این قسمت توجه کنیم نه اینکه جلوی پای همدیگر سنگ بیندازیم .

   مثلاً یک نفر را می گوییم . مذهبت سر جایش است حالا ببینیم کنترل ذهن هنگام نماز داری ؟ می گوید نه . یکی از مسائل بحث کنترل ذهنه . من به او نمی گویم دزدی نکن چون در آن مستتر است . کسی که می خواهد سیر و سلوکی بکند و ارتقای کیفی بدهد دیگر آن برایش مستتر است خیلی بچه گانه است که کسی می خواهد ارتقای کیفی پیدا بکند بگویی : دزدی نکن ، غیبت نکن اینکار و ...... اینها مستتر است . اصول شرعیه آنها سر جای خودش است ما فقط کمک می کنیم اعجاب انگیزترین چیزی که در ارتباطات پیش می آید مسئله کنترل ذهن است .

( آقای طیب A : هیچ وقت به عنوان مقدمه خودتان را در اصلاح مسائل شرعیه آنها ؟ من نوارهای شما را شنیده ام شما خودتان را کاملاً فارغ از این می دانید نماز می خواند یا نه – حجاب دارد یا نه – شراب می خورد یا نه – هر کاری می کند . تقیّد به شرعیات در عرفان شما اصلاً دخالتی ندارد . مستتره یعنی چه ؟ یعنی شرط مقدمه ی ما این است آن کارها را بکنند . شرط ورود به حوزه عرفانی این است که شخص اول اعتقاداتش را تصحیح کند ؟ بعد یای مقلّد باشد یا مجتهد یا عمل به احتیاط در احکام شرعی شان ! حالا می خواهد گام بلندتری را بردارد امّا من در کلاس های شما ذره ای حساسیت نسبت به اینکه اعتقاداتشان چیست ندیدم نسبت به اینکه آیا تقیّد به احکام شرعی دارند ندیدم چهره های کسانی که پای صحبت نشسته خیلی نشان نمی داد که تقیّد به مسائل شرعی داشته باشند ) .

-        آقای طاهری : راجع به حجاب از صحبت های من شنیدید یا نشنیدید ؟

( آقای طیب : من مستمعانتان را سمبل زحمات شما می بینم . افرادی که خدمت جنابعالی می رسند برای شرکت در عرفان حلقه . از جهت پردازی بیشتر از حرمات الله رشد نمی کنند . حتی شما تصریح هم می کنید که اعتقادات افراد به ما ربطی ندارد . آدم خوبی یا بدی است هم به ما ربطی ندارد ما فقط می خواهیم در زمینه ی درمان این فرد تلاش کنیم و اصلاً وارد حوزه ی اعتقادات و تکالیفش نمی شویم . این عین فیلمی است که از شما دارم می خواهید همین الآن بیاورم ببینیم ! )

( یکی از حضار E : این چیزی که شما می گویید فقط یک دوره ی جدا در دانشگاه آزاد بود ایشان هشت جلسه صحبت کردند ) .

( آقای طیب : من دوستانی دارم که جلسات عرفانی من می آیند و کلاس های ایشان هم با اجازه ی من می روند . من فراتر از این فیلم از جلسات و تربیت شده های ایشان اطلاع دارم البته من جسارت به عموم نمی کنم اما می خواهم بگویم یک جلسه ای سمت و سویش این است که افراد را باورمندتر متقی تر و متشرع تر می کند و یک جلسه ای هم لابشرط است نسبت به این قضیه !

حساسیتی ندارد اصلاً وارد این مقوله نمی شود . من متأسفانه آن چیزی که در جلسات خصوصی تر هم که دوستان خودم شرکت می کنند مطلع هستم این است ) .

آقای عابدینی : در متن کتاب هم این هست اگر دوست دارید جمله اش را بخوانیم .

( آقای طیب : هم فیلم ایشان هم کتاب ایشان که نسبت به این قضیه لابشرط اند ) .

( یکی از حضار E : من احساس می کنم در این جلسه هر کس صدایش بلندتر است حرف می زند ما یکساعته اسم دادیم که پنج دقیقه دقت حضار را بگیریم اما انگار اینجا میدان جنگ است . اگر قرار بر مباحثه و باز شدن مطالب است من این مدل برخورد را اصلاً مطابق شأن این جلسه نمی دانم . اجازه بفرمایید مسائل به شکل دیگری باز شود .

یک طبیب وقتی می خواهد بیمارش را درمان کند هیچ وقت نمی پرسد تو مسلمانی یا کافری یا مسیحی یا زرتشتی ! در حیطه کار پزشکی اصلاً مسئولیتی در این رابطه نیست .

اگر این سئوال در رابطه با کل مسائل عقیدتی است به شکل دیگری می توان با آن برخورد کرد . تمام جریان هیی پیش رونده داشتند آیا با قبول این دعوت که پیشینه ی ما صددرصد صحیح است قدم به جلو برمی دارند یا با بازبینی آنچه که پشت سر گذاشته اند ؟ این مطلب مهمی است اگر علم آکادمیک بخواهد پافشاری کند ، ولی تمام موازین درمانی هیچ وقت جایی برای طب آلترناتیو باز می شد ؟ طب آکادمیک مجبور شد یک چرخش هایی را بپذیرد . این چرخش ها نه به معنی عدول از مسائل قبلی بود بلکه به معنی ایجاد فضای باز برای پذیرش مسائل جدید بود . ما باید بپذیریم که وجود انسان آنقدر گسترده است که اگر کسی بگوید با افق دید من همین است و دیگر غیر از این نیست خودش و جامعه و همه انسانها را بسته است . اگر ما این پذیرش را در علم آکادمیک داشته باشیم در فلسفه و تمام مقولات هم می توانیم داشته باشیم . چرا فکر می کنیم اگر یک مقوله ای جدید است حتماً باید در چهارچوب تعریف شده جلو برود ؟

شاید بتوانند فضای بازتری را در اختیار بگذارد که کمک به همان چهارچوب های بیان شده بکند ؟ من فکر می کنم که ما چهار تا تاتیل ( موضوع ) گذاشتیم این تاتیل عرفانی است که من قبول دارم . این تاتیل طبی است که من قبول دارم پس استاد طاهری یا هر کس دیگری باید در همین چارچوبها حرکت کند . این می شود قرون وسطی ! پس اجازه دهید فضا باز شود که حداقل اگر فکر نویی می آید اجازه اشاعه اش هم باشد ) .

( خانم کسائی زاده ( از حضّار ) : آنطور که من فهمیدم عرفان ارتقای کیفی وجود برای رسیدن به شناخت فراعقلی است که مبتنی بر اتصال و ارتباط با خداست که در این اتصال و ارتباط یک جایی به درمان می رسیم یک جایی به کنترل ذهن می رسیم . یک جایی به سعه ی صدر می رسیم یک جایی به ارتقاء کیفیت عبادت می رسیم و قس علی هذا .... ولی مه این است که هدف اصلی قرب حق است امّا اینکه عرفان اصله یا درمان استاد مقاله ای در این زمینه دارند .

   اشکالی که مهندس طیب مطرح فرمودند که چرا اقسام و اقشار مختلف مردم به این عرفان کشش پیدا می کنند بدون اینکته قیدی برای آنها در کلاس ها ایجاد بشود ؟ این حسن عرفان است که افراد را با هر عقیده ای جذب می کند تا خودشان به اصلاح بینشی برسند و رشد بکنند . نه اینکه ما آنها را وادار بکنیم در ابتدا به ساکن فیگور مذهبی بگیرند تا از نظر ما موجّه باشند و آنچه در کتاب درج شده که هیچ شرطی برای اتصال با خدا در نظر گرفته نشده این اصل دین است . اگر بنده ی گنهکار با خدا در ارتباط قرار نگیرد توبه چه معنایی دارد ؟ ما حرف اصلی مان ارتباط با خداست . البته مسائل دیگر در حاشیه قرار می گیرد که یک به یک اعتبار دارد ) .

( یکی از حضار M : بنده در جواب مهندس طیب می خواستم عرض کنم . من به عنوان یک پزشک بیماری شخص را می پرسم بعد که مطلع شدم با روش فرادرمانی و توضیح آن به درمانش می پردازم آنچه که حاج آقا در جلسه هشتم فرادرمانی درباره سر سلسله مطرح کردند را هم پاسخ می دهم : خود من نُه ساله خدمت آقای مهندس هستم . هر چند مجلات قدمت سی ساله دارد ولی آبان ماه سال گذشته چاپ شده .

زمانی ما به جمع آوری مدارک پرداختیم که نیاز به ارائه ی آن به مجامع علمی داشتیم وگر نه قبل از آن مدارک جمع آوری نمی شد . از آن زمان به بعد این مجلات چاپ شد – مدارک منحصر به این مجلات نیست هزاران بیمار تا الآن درمان شده اند که تعدادی از آنها در یکسال گذشته بوده چاپ شده –

شما فرموده بودید که در تمامی بیماران اسم آقای مهندس درج شده . من این را به عنوان انتقاد می پذیرم و علت آن را عرض می کنم . آقای دکتر جعفری که سر دبیر مجله بودند به ما فرمودند که به عنوان یک فرمت وظیفه دارد اسم آقای طاهری را در پایان همه ی کیس هایتان بیاورید گر چه از این 28 کیس این دو مجله 2 تا را آقای مهندس دیده اند و بقیه هیچ کدام از بیماران شخص ایشان نبوده اند بلکه بیماران بقیه پزشکان بوده اند .

کما اینکه در مجله سوم ما فقط نوشته ایم . همکاران کمیته پزشکی . به این دلیل که این شائبه پیش نیاید که آقای مهندس باید در تمام درمان ها باشند . خود من بیمار می بینم آقای مهندس حتی از اسمش هم خبر ندارند یا در سطح ایران و ......

پس درمان وابسته به شخص ایشان نیست ایشان سر سلسله در بحث درمان نیستند . کسی که فرادرماین را یاد بگیرد و دوره های اول و دوم را گذرانده باشد می تواند درمان بکند .

    من این را از جانب آقای عابدینی می پذیرم که اسم ایشان را نباید می زدیم ) .

آقای عابدینی : جناب آقای طاهری در کتاب ذکر کرده اند که لایه محافظ تفویضی است و تفویض هم باید حتماً از مربی باشد و مربی باید از هیئت مرکزی باشد یعنی سر سلسله .

آقای طاهری :روزی آسمانی – انفاق روزی آسمانی – شرایط این انفاق و مسائلی که وجود دارد بحث جدایی دارد .

در حال حاضر ما فقط چند هزار مربی داریم .

-        حاج آقا عابدینی :سر سلسله اصلی کیست ؟

-        آقای طاهری : من هستم اجازه بدهید عرض می کنم . الآن بنده فردا بمیرم فرادرمانی از بین رفته .

( آقای طیب : پس همان سلسله است اتصال دهنده های اصلی سلسله هایی را تشکیل می دهند که ...)

آقای عابدینی : جمله کتاب ص 88 را بخوانم .

آقای طاهری : من فقط به عنوان بنیان گذار نقش دارم اگر از این کشور بروم یا بمیرم هیچ ارتباط ندارد .

( آقای طیب بقیه به اتصال دهنده ی اصلی نیاز ندارند ؟ )

-        آقای طاهری : نه ، همین الآن چند صد هزار نفر کار می کنند بدون اینکه نیازی به هم داشته باشند من در این موارد نمی خواهم ذهن شما را شفاف کنم .

-  مرکزیت چه نقشی دارد ؟

-        آقای طاهری : هیچ نقشی ندارد .

-        جمله کتاب را بخوانم ؟ « اتصال تفویضی بوده و در قبال مکتوب نمودن سوگند نامه های مربوط به آنان تفویض می شود . تفویض ها توسط مرکزیت که کنترل کننده جریان عرفان حلقه است انجام می گیرد « خود شما در سخنرانی تان فرمودید « من تا امضا نگیرم احساس مسئولیت می کنم » یعنی در حقیقت تفویض را به خودتان مرتبط می دانید . آن وقت با امضا گرفتن تضمینی ایجاد می شود ؟ با سوگند تضمین ایجاد می شود ؟

-        آقای طاهری : منظور از من ، من مربی است . هر مربی تا مطمئن نشود موضوع را تفهیم کرد که سوء برداشت صورت نگیرد . اصلاً ما اشعه کیهانی نداریم ........ و خیلی ماجراهای دیگر باید تفهیم بشود و مطمئن شویم کار را به خوبی انجام داده وگرنه همین الآن در شهرها مربی ها دارند .

-        حاج آقا عابدینی :یکی بحث سر سلسله است یکی بحث تأثیر انسان ها . شما به شدت مخالف تأثیر انسان ها هستید و حتی تصریح می کنید به اینکه ....

-        آقای طاهری : این تصریح ایّاک نستعین است . شما بد دارید تعبیر می کنید .

-        حاج آقا عابدینی :آیا معصوم نقض ایاک نستعین است ؟

-        آقای طاهری : آیا ایشان ( آقای آذرگشت که کنار آقای طاهری نشسته اند ) روی من اثر دارند یا ندارند ؟

-        بله دارند .

-        بنده الآن تحت تأثیر پولاریته ایشان هستم تحت تأثیر تشعشات مختلف ایشان هستم و ایشان هم تحت تأثیر منند . کی گفته تأثیر نداریم . در آنجا نقض ایاک نستعین است . در جهان هستی هر دو ذره روی هم اثر دارند و از هم روزی دارند این تعریف اکوسیستم است . دیگر چه برسد به انسان !

من در پیشگاه خداوند و دوستان اظهار می کنم که این موضوع به من هیچ ارتباطی ندارد چه باشم چه نباشم اینها کارشان مستقل است و آن مرکزیت دیسپرین است یعنی یک چهارچوبی است . یک تعهد است که در واقع برای شاگردها باشد .

( آقای طیب : در جلسات شما هم افراد مقید هستند هم افراد کم قید . سمت و سوی جلسات نه بیماران ! بلکه شاگردان شما که نیرو به آنها تفویض شده آنها سمت و سوی به سمت تشویق به عبادات ، دوری از محرمات و تقیدات دینی و شرعی نیست .

سمت و سو ؛ به دلیل ترکیب افراد ! یک قرمت حرف از عرفان کاسدانادا و کوئلیلوست اما در عرفان دینی و اسلامی که شما از آن ادبیات بهره می گیرید و به صورت غیر قابل تطبیق ، تطبیق می دهند

( چون به شدت حرف ها جداست عشقی که عارف از آن می گوید زمین تا آسمان با جهان بی ابزاری ایشان فرق دارد ) .

در حوزه عرفان دینی ، شرط اول مسلوک به حوزه عرفانی را تقیّد به احکام خدا و محکم کردن اعتقادات و انجام و محکم کردن عبادات ) انجام واجبات و ترک محرمات است . شرط ورود است . اما ما آدم هایی را داریم که در جلسات شما سالها حضور داشتند دوره های متعددی را طی کرده اند ولی به هیچ وجه تشویق به محکم کردن اعتقاداتشان نشده اند ) .

( یکی از حضار w : 1100 نفر از شاگردان در سال 86 دعوت شدند که آنچه دریافت کردند در این جلسات بنویسند . جمله خودشان بدون اینکه پرسشنامه ای تعبیه شده باشد . 5 موضوع بود . 1- ارتقای بینش الهی . 2- نگرش به دین و ایدئولوژی . 3- تغییر کیفیت عبادات . 4- تجربیات معنوی

 ( حس حضور در نماز ) . 5- یک مورد دیگر .

5 موضوع است که ماینفست جلسات عرفانی است . امّا من احساس می کنم شما به فرمایشات استاد گوش نمی دهید شما قالب خودتان را بسته اید فکر می کنید استاد هم باید در این قالب باشد .

انا انزلناه کافّهً للناس )

( آقای طیب : بله ، ولی آن انسان را دعوت به ایمان می کند احکام الله می کند در را باز می کند گمراه را به راه یافته تبدیل می کند ) .

( آقای دکتر آذرگشت : مهندس طیب شما بیشتر از بقیه صحبت کردید اجازه بدهید دیگران هم صحبت بکنند . اجازه بدهید دیگران در جهت تقارب نقطه نظرها صحبت بکنند ) .

( یکی از حضار B : یک وقتی ما در نتیجه گیری با هم صحبت می کنیم یک وقت در بررسی . این دوام متفاوت است ) .

ادامه دارد....

 

 

 


 

( ادامه از 3 DVD :

یکی از حضار B : یعنی فهماندن متقابل ؛ این بررسی است . به نظر می آید آنچه که من برداشت کردم شکل بحث ما این است که ما نتیجه گیری هایمان اخذ شده است و آقای طاهری یا اصلاح می کند بر اساس خواسته های ما نظراتش را یا اینکه راه خودش را برود و ما هم راه خودمان را برویم .

استدعای من این است . حاج آقا فرمودند ما بر اساس متن کتاب با هم صحبت کنیم عرض کردم بسیار موافقم اما مشکل نحوه ی استنباطی است که ما از آن متن کتاب می کنیم . ما طلبه ها اصطلاحی داریم می گوییم المعنا فی بطن الشاعر . آقای طیب هم فرمودند من خودم اینجا هستم عبارتی را از زبان من نگویید حق دادم و عرض کردم مطلبتان را بفرمایید این بجا بود .

     خوب با توجه به اینکه نویسنده ی این کتاب همین جا حضور دارد . مثلاً فرض کنیم در باب خدا ؛ آن مبحث ص 45 را من برای اینکه کاملاً معلوم شود که چقدر اختلاف برداشت هست از متنی که مرقوم شده متن را می خوانم . این اختلاف برداشت زمینه ی اختلاف را بسیار بسیار زیاد می کند متن ص 45 :

« چرا جهان هستی مجازی خلق شده است ؟ مجازی بودن جهان هستی نشانه ی خلاقیت بیش از حد خالق هستی است زیرا هر چند که این مجاز وجود خارجی ندارد ولی حامل حقیقت بزرگی است » .

 یعنی ما یک مبحث علمی را اینجا مطرح کرده ایم در بحث حقیقت و مجاز ، موضوع حرکت که یک موضوع علمی است یعنی اگر شما تصور کنید که یک الکترون دور هسته ی اتم نگردد » 10 بار کوچک می شود این یک چیز علمی است . یعنی آنچه که الآن تجسّد پیدا کرده ردّ پای آن حرکتی است که اینجا هست حقیقت خارجی ندارد ، مجازی است امّا واقع شده . ادامه کتاب : « و از دل همین مجاز است که تعالی انسان اتفاق می افتد و مسیر کمال در آن جاری شده است تا انسان آن را کشف و به سوی خداوند حرکت کرده با او به یکتایی برسد الیه راجعون همچنین مجازی بودن هستی به دلیل عدم وجود حقیقی آن نیازمندی خداوند به خلقت جهان هستی را ردّ می کند . »

یعنی خداوند نیازی به خلق این جهان هستی نداشته .              ادامه کتاب :

از این عبارت آیا می شود استنباط کرد که جهان هستی خدا ندارد ؟ شما این استنباط را می کنید ؟ حا ج آقا نظرشان را بفرمایند . )

DVD3:

حاج آقا عابدینی : اجازه بفرمایید . به لحاظ مسئله علمی می توان گفت این جسمی که من اینطور می بینم اگر حرکت الکترون ها و پروتون ها و نترون ها در آن حذف شود خیلی فشرده و جزئی است امّا هست .

نه اینکه نیست . حرکت هم حتی اگر دیده نشود هست . تازه این در جهان مادّی عالم است . خلقت فقط به جهان مادّی نیست عالم مجردات به عالم مادّه طبق روایات مثل نسبت بیابان هاست به یک حلقه و انگشتر ! آیا در آنها هم حرکت هست ؟ خیر قطعاً نیست چون عالم ثابت است عالم تجرّد امّا مخلوق است .

اگر ما می گوییم موجود نیست لذا خدا نیاز به خالق بودن ندارد !!

اگر ما می گوییم خدا نیازی به خلقت ندارد برای این است که اگر جهان هستی باشد چه کسی گفته نیازمندی خدا به خلقت استس ؟ این غلط است ! جهان هستی هست ، خدا هم خالق آن است اما جهان هستی نمود و ظهور است نه نیازمندی خالق ! این عبارت اصلش غلط است ولی نتیجه ای که گرفته صحیح است .

عین عبارت « مجازی بودن هستی به علت عدم وجود حقیقی آن نیازمندی خداوند به خلقت جهان هستی را رد می کند » نمی خواهد خدا خالق باشد چون جهان نیست اگر رد می کند به دلیل اینکه جهان هستی ........

استدلال را ببینید . ما در فلسفه حد وسط داریم . ایشان حد وسط را تکرار کرده حد وسط می گوید نیست و چون نیست ........ مسلم را این گرفته که اگر بخواهد جهان هستی باشد خدا نیازمند به خلقت است . در حالی که این یک مقدمه ی غلط است . کاملاً غلط است .

    خدا هست ، خالق هم هست ، هیچ نیازمند ، هم خالق به خلق خود ندارد بلکه ظهور و نهود است که در مرتبه ی خودش بحث می شود . پشت سر این مقدمه ی غلط ایشان نتیجه گرفته همچنین مجازی بودن هستی به دلیل عدم وجود حقیقی آن نیازمندی خداوند به خلقت جهان هستی را رد می کند که خدا نیازمند به خلقت نیست چون جهان نیست . )

( یکی از حضّار w : این پیش فرض ایشان نبوده این اشکالی بوده که عقلیّون وارد کرده اند که خدا پس نیاز دارد به خلقت ؛ این شبهه ی مشهور است ) .

حاج آقا عابدینی :من دارم در سن مشّاء و حکمت متعالیه را می گویم . هیچ گاه این طور نیست که اگر خدا خالق است پس نیازمند به هستی است .

حتی می گویند : غایت فاعل با غایت فعل کاملاً مجّزاست . اگر گفتند . خدا نیازمند به هستی است یعنی غایت دارد یعنی حرکت ! اصلاً این مباحث نیست .

به دنبال آن می گوید ، به چه دلیل نیست ؟ « به دلیل اینکه جهان هستی وجود خارجی نداشته تا مدرکی بر نیازمندی خداوند باشد » .

-        آقای طاهری :همین که صحبت خدا و الینا راجعون شده یعنی ما به خدا معتقدیم .

-        حاج آقا عابدینی :ما هیچ جا نگفتیم شما معتقد نیستید . شما در ابتدای کدام تهمتی به من زدید . من این را قبول ندارم ولی سکوت کردم چند بار شما اتهام زدید که آلت دست کمیته دارو و ........ نه ما کسی را می شناسیم نه پولی برای این کار گرفته ایم . اگر همچنین کاری کردیم از خدا می خواهیم همین جا نفریمان بکند .

ما یک کلام در رابطه با اینکه شما خدای نکرده اتهامی داشته باشید یا توطئه ای کرده باشید امّا شما چندین بار تا الآن اتهام زدید . ما در جلسه ای قرار گرفته ایم که بحث علمی بکنیم به اتهامات که نمی خواهیم بپردازیم .

( یکی از حضار : ( آقای آذرگشت ) : این طوری خیلی دو طرفه می شود البته من وسواس جنابعالی و بقیه دوستان را درک می کنم چون در این قضیه شما به حق نگرانی دارید . با توضیحات شما کتاب ایشان از حوزه درمانگری خارج شده و به مباحث معرفتی پرداخته و در حوزه معرفت شناسی پرداخته ولی اجازه بفرمایید بقیه دوستان هم صحبت بفرمایند ) .

-        ببنید دوستان اکثراً از شاگردان آقای مهندس اند یعنی اگر قرار است دوستان صحبت بکنند خوب اکثر دوستان شاگردان آقای مهندس اند .

-        آقای طاهری :شما جواب می خواهید حالا چه فرقی می کند من یا دوستان .

-        ( خانم دکتر کسائی زاده ( از حضار ) : چون جناب استاد ( طاهری ) اطلاعات فلسفی ندارند زبان فلسفی هم ندارند برای همین موضوعات را خیلی وارد جزئیات نمی شوند که این اشکالات ایجاد نشود ولی این طور که بنده فهمیدم و از کتاب قبلی و این مطلب می فهمم : ایشان ( آقای طاهری ) برای حقیقت وجود دو مصداق قائل نیستند . یعنی حقیقت وجود را یک حقیقت مطلق می دانند که ذات احدی است و نه کثرت پذیر است نه تشکیک پذیر امّا در مراتب وجود اعتباری خلائق این تشکیک را قائل هستند و بنا بر همین تشکیک هست که ذکر می کنند هر مرتبه ی وجود نسبت به مراتب بالاترش مجازی است آنجا مجردات را هم ذکر کرده اند به عنوان مثال هوشمندی الهی که از مجردات است در برابر خالق که حقیقت مطلق است مجاز محسوب می شود .

پس دقت بفرمایید اگر در کتاب نوشته اند نیازمندی خالق ردّ می شود به دلیل این است که ایشان دو وجود و دو حقیقت مطلق را رد می کنند وقتی دو وجود نداریم صحبت از نیازمندی نمی توان کرد . این اتفاقاً کمک می کند از نظر فسلفی به ما ! حالا من نمی دانم اشکال شما دقیقاً چیست ؟ )

-        حاج آقا عابدینی :یعنی در عالم وجود هست یا نیست ؟ ما اعتباریم یا حقیقتیم .

( - خانم کسائی زاده : مستقل نیست )

-        حاج آقا عابدینی :مستقل نیست بحث دیگری است . ایشان بعد از بحث مجاز عنوان کرده اند که مجاز یعنی چه نمی گویند یعنی اعتباری ! لذا تا گفتیم اعتباری است اصلاً تکلیف معنا نمی دهد حالا قند بخورم یا میز بخورم چه تفاوتی می کند ؟ امّا این اعتبار صاحب اثر است حقیقت است .

( خانم کسائی زاده : ما وجود مستقل برای هیچ از خلائق قائل نیستیم ) .

-        حاج آقا عابدینی :هیچ کسی قائل نیست . این قند است یا آب ؟

-        آن ماهیّت است .

-        حاج آقا عابدینی :ماهیّت که صاحب اثر نیست . هر اثری هست متعلّق به وجود است و این مسلّم است . ماهیت انتزاع ذهن من است آنکه در خارج است و صاحب اثر است وجود است . وجود قند غیر از شیرینی است غیر از آب است . من گرسنه که هستم غذا می خورم تشنه که هستم آب ! این دو وجود است و هر کدام یک اثری دارد ؛ مستقل نیست .

( یکی از حضّار M : ایشان هم به تجلّی قائلند ایشان معتقدند هر آنچه در هستی هست تجلّی خداوند است . دقیقاً کلمات تجلّی را به کار می برند . کلمه ی مجاز هم که به کار می برند از اصطلاحات عرفای خود ماست ) .

-        حاج آقا عابدینی :هر کس می گوید یک وجود در کار است . می پرسیم آیا نسبت موجودات دیگر با او یک واقعیت است یا نیست !

( - M : حتماً واقعیت است ) .

( - خانم کسائی زاده : من ذکر کردم گفتم وجود مستقل نیست ما دو وجود در هستی نداریم یک وجود و یک حقیقت مطلق داریم )

-        حاج آقا عابدینی :این مراتب است مراتب را می گوییم وحدت در کثرت ، کثرت در وحدت در مرتبه ی عرفان میگوییم وحدت وجود و موجود و کثرت مظاهر . همه ی اینها واقعیت دارد همه سر جای خودش است .

( خانم کسائی زاده : در واقعیّتش ایشان هم تردیدی ندارند واقعیت دارم امّا اگر سراغ حقیقتش برویم)

-        حاج آقا عابدینی :اینکه می فرماید : وجود استقلالی ندارند بحثی بر آن نداریم . امّا یک موقع می گوید : وجود خارجی ندارد .

-        ما یک حقیقت مطلق بیشتر نداریم ، مخلوق مجاز است . اینهمه نیاز به بحث ندارد .

-        حاج آقا عابدینی :مجاز است یعنی چه ؟

-        ما یک حقیقت مطلق داریم دو تا نداریم .

-        حاج آقا عابدینی :یعنی این لیوان هست یا نیست ؟

-        من از نظر واژه ای .......... – الآن هم هست هم نیست نسبت به من نسبت یک به یک است . من اگر جلوی آینه بایستم آن مجاز است من حقیقتم . نسبت من با لیوان حقیقت به حقیقت است .

-        حاج آقا عابدینی :در فلسفه یک بحث قیاس موجود به غیر داریم و موجود را بر اساس آن معنا می کنیم که هست یا نیست یا یک وقت موجود را فی نفسه معنا می کنیم شما الآن همه را دارید بالقیاس بالغیر معنا می کنید . امّا هر موجودی مستقلاً ( نه مستقل از خدا ) چه معنایی دارد .

-        آقای طاهری :تصویر من در مقابل آینه مثل تصویر من در برابر بالاتر و ... است نهایتاً ما یک حقیقت مطلق داریم و زیر آن همه مجاز است . در کتاب های قبلی هم داریم در درسها هم داریم . بنابراین آن چه من عرض کردم اینجا از زوایه حرکت نسبت به جهان مادی خودمان توضیح دادم امّا نسبت به کل هم داریم در کتاب بعدی مان هم هست .

و بحث عقل کل و بحث های دیگر را هم داریم که مکتوب است . این نیاز به این همه بحث ندارد شما به یک حقیقت مطلق اعتقاد دارید و آن را می بینید بقیه مجاز است منتها با سلسله مراتب . من هم حقیقت دارم منتها زمانی که جلوی آینه بایستم .

- حاج آقا عابدینی :آن بحثی که راجع به یک حقیقت در عالم است متفق است همه قبول دارند .

- آقای طاهری : تمام شد

- حاج آقا عابدینی : نه تمام نشد بعد از این اساس بحث در این جاست که نسبت عالم وجود با آن حقیقت چگونه است ؟ همه ی بحث اینجاست .

- آقای طاهری : شما بفرمایید اگر به دو حقیقت می رسیم ....... و اگر نمی رسیم بقیه اش بازی است .

- حاج آقا عابدینی : نه ، دقیق ترین حرفهای عرفانی از مرتبه ای که همه چیز را خدا می دانند تا آنجا که می گویند غیر خدا نیست اینجا ایجاد شده .

( خانم کسائی زاده : در کتاب اشاره شده صحبت از واقعیت شده و گفته اند هر آنچه که به وقوع می پیوندد واقعیت دارد چه من با حواس پنج گانه آن را درک کنم چه با عقل از آثارش به نتیجه برسم . پس ایشان نفی کثرات نمی کنند نمی گویند توهّمه ، وهمه . ضمن اینکه دارند اثبات وجود آنها را می کنند دارند لقظ مجازی را برای وجود به کار می برند . این دقیقاً همان چیزی است که در وحدت شخصی وجود داریم من نمی دانم شما راجع به چه چیزی ابهام دارید ؟ )

-        حاج آقا عابدینی :آنچه در عالم وجود دارد با خدای تبارک و تعالی چه نسبتی دارد ؟ آیا مجاز است یعنی نیست ؟

 ( طبق تعریف کتاب )

-        آقای طاهری :ما نسبت به خودمان وجود داریم یعنی اگر یک سوزن در دستمان فرو برود بنده در دم می آید

-        حاج آقا عابدینی :خدای تبارک و تعالی در قرآن خطاب به اینها می کند : « بندگان  من »  دارد نسبت به مجازها خطاب می کند ؟

-        ( حضّار : به ظهورات و تجلّیات خطاب می کند ) .

-        پس هستند گوش دارند ، می شنوند . در حالی که ایشان می گوید وجود خارجی ندارند .

-        آقای طاهری :خداوند به خلقت نیازمند است یا نیازمند نیست ؟ شما بفرمایید دلیل بیاورید . ما یک استدلالی با عقل ناقصمان آورده ایم که خداوند به خلقت محتاج نیست شما استدلال بیاورید

( آقای دکتر آذرگشت : ایشان ( آقای طاهری ) از مطرح کردن این مسئله نخواستند لفظی به کار ببرند که باعث سوء برداشت بشود یعنی خواستند احترامی به کانون هستی قائل شوند ) .

-        حاج آقا عابدینی :احترام این نیست که بگوییم چیزی نیست خدا با تمام ظهورات و اسماء و تجلیّاتش احترام است نه اینکه بگوییم خدا خالقیت ندارد اسماء ندارد .

  ( آقای آذرگشت : از نظر خودشان خواسته اند کمال اعتبار و حقیقت را برای خدا قائل بشوند و بقیه را مجاز گفتند . قصور در لفظ است در معنا نیست . شما بفرمایید این چه اغراضی می تواند ایجاد بکند در فرادرمانی ) .

-        حاج آقا عابدینی :آقای دکتر . اساس حرفی که ایشان می زنند می گویند فرادرمانی ما یک وسیله است می خواهیم عرفان را مطرح بکنیم لذا فرادرمانی را به عنوان یک ابراز جزئی مطرح می کنیم و فرادرمانی یک جزء وسیله است لذا نباید ببینیم که آن در این چه اثری می گذارد و اگر آن نباشد این چه می شود .

      بلکه می خواهیم ببینیم که فرادرمانی که یک وسیله است برای رسیدن به عرفان ! آن عرفانی که مدّ نظر ماست چیست ؟ که این فرادرمانی و دیگر خانه ها همه وسیله اند برای رسیدن به او ! ایشان اساس بحثش را عرفانش قرار داده در این کتاب و صحبت هایشان .

( یکی از حضار w : این افراد از فرادرمانی می رسند به آن عرفان . یعنی مجاز بودن خودشان را باور می کنند آن حقیقتی را که درمانشان می کند تجربه می کنند ) .

-        حاج آقا عابدینی :یک موقع هست می گویید من چه طور شما را جذب می کنم ؟ امّا یک موقع هست می خواهیم ببینیم شما چه چیزی تصویر کردید برای خودتان . یعنی جناب مهندس تصویر کرده اند عرفان را ( هدف ) برای خودشان بعد آمده اند راه جذب را این قرار داده اند که با فرادرمانی جذب کنند .

یکی از حضار W:. دقیقاً من می خواهم بگویم این نیست اتفاقا این برعکس است این افراد از فرا درمانی می رسند به آن علم ،یعنی مجاز بودن خود را باور می کنند ، ان حقیقتی ست که آنها را درمان می کند تجربه می کنند

یک موقع می گوئید که من چگونه این را جذب می کنم این یک نگاه است ، اما ک موقع که شما این کار را انجام می دهید چه تصویر کردید ه اید برای خود یعنی جناب مهندس تصویر کرده اند عرفان را برای خودشان ، درست است ، هدف را ترسیم کرده اند ، بعد آمده اند و می گویند را ه جذب این است که با فرا درمانی جذب کنیم.

 یکی از حضار w : این نیست دیگر دقیقا من می خواهم بگویم این نیست دیگر ، افراد عملا می خواهند به آن حقیقت ومجازی که اشاره کرده اند آشنا شوند.

افراد بلی ولی هدف ایشان چیست؟

 یکی از حضار w: هدف ایشان هم همین است .آشنایی عملی باهوشمندی

آقای طاهری : خداشناسی عملی دراینجا (درکتاب) هست که بایست هوشمندی شما از اثری موثر می برد( روش بنگر که آفتاب است ، آن نور که خوانیش به مهتاب )، این مساله است وبعد این موضوع را گفته ایم درمان نه تحول بله تابیمار متحول نشود از این بیماری درمی آید بیماری بعدی درانتظارش است ، اینجا محض  اینکه گفتیم هدف اینجاست ،هدف این است که انسان تامتحول نشود مرتبا از این چاله درآمده وبه چاله بعدی می افتد

ناظم جلسه : اگر اجازه بفرمائید توضیح مکمل را خانم دکتر بهار زاده بفرمایند:

  خ دکتر بهارزاده : البته من خیلی کوتاه عرض می کنم خمت شما ،فرک می کنم دعوا مقدر برسر عنب وانگور است یعنی وقتی که استاد حرف از وجود مجازی می زنند منظور از مجاز وجود در واقع غیر مستقل است به  عبارت دیگر مامعتقد هستیم که درجهان هستی تنها یک وجود مستقل ویک حقیقت وجود دارد، هر آنچه غیراز اوست تجلی اوست پس وابسته به اوست پس غیر مستقل است.

اقای عابدینی : پس نیست رو هم می شود گفت دیگر

خانم دکتر بهارزاده: نه ، نه ، اصلا

آقای عابدینی : پس نیست رو ایشان گفته اند که خداست.

 خانم دکتر بهارزاده : ببخشید یک باردیگر اگر عنوان را بخوانید ما حقیقت ندارد ،وجود حقیقی ندارد

آقای عابدینی : من عین عبارت را خوانده ام

 یک از حضارw: حاج آقا شما متوجه شدید منظور استاد چیه پس ما عوضش می کنیم ما به تمام کسانی که این جمله را گفته ایم هرکسی برداشت شما راه هم کرد از اوعذر خواهی می کنیم چون یک نفر هم تابحال بداشت شما را نکرده است.

آقای عابدینی: اشکالی ندار داگر یک موقع شما به این رسید این متنی که نوشته شده اشتباه بود وبر می داریم عیبی ندار ما می گوئیم این قبول ماهم اسراری نداریم که ایشان خودشان بگویند نه بعد مابگوییم  که نه حتمااین گونه است.

آقای طاهری  :شما پیشنهاد خود رابفرمائید ما در چاپ بعدی عوضش می کنیم مابرایمان مساله ای نیست  جلب رضایت شما بشود ماجمله را جابجای می کنیم اما مهم یک چیز است که شما بدانید که بر این چیز قائل نشدیم که چون مجاز است خوب خدانیست مهم این است که شما بدانید ماهمه محور حرکتمان خدست .

آقای عابدینی : آقای مهندس ، تسلطی که برشما نسبت به عرفان شاعران ایرانی وشعر شاعران ایرانی قائلید ، من این را اقرار می کنم به عنوان کسی که صحبتهای شما را گوش کرده ام تیز هوشی خاصی دارید خلاصه تسلط خوبی به خیلی اشعار داشته وبجا  بکار می برید ودرنوآوری وحرف نوزدن حرات دارید ممکن است من قبول نکنم یا غلط باشد یا بشود آن رابه چالش کشاند اما این یک جرات بسیار خوب  است وما می پسندیم ،برای ما انیجا مدوح است وا ز گونه نیروها وکم داشته هم اکنون هم درصدد تخطئه شما نیستم ازابتدا هم عرض کردیم بحث دراین است که بیاییم اگریک موقعی یک جائی نقصی وجود دارد نقص را تکمیل کنیم شما جوری می گوئید که هر چه که شما می گوئید ما می نویسیم این غلط می باشد وماهم این گونه نمی خواهیم ،نگاه کنید  پایه عرفان خود را برمبنای می گذارید که باید درحقیقت خودتان قبول کنید صحیح باشد

خانم دکتر بهارزاده : عذر می خواهم اجازه می دهید یک دقیقه فکر می کنم همین برداشت شما هم خطا می باشد آقای مهندس نگفتند که هر چه شما می گوئید ما می نویسیم بلکه صحبت برسراین است اگر این عبارت به گونه ی اس که چنین سوء برداشتی را ایجاد کند ماعبارت رابه گونه ای اصلاح کنیم که این سوء برداشت نباشد وگرنه که ایشان به این سادگی دست از اعتقاداتشان برنمی دارند.

آقای عابدینی : خوب این صحبتها این است که فیلم جلسه موجود هست وصحبتها ضبط شده است.

یکی از حضارw: عین نقش شما را خانم دکتر بهارزاده ایفا می کنند واستاد می فرمایند که جمله را عوض کنید تاکسی شبه نکند اما کسی بادقت شما کسی تاکنون این کتاب ر ااینگونه نخوانده است ومن فکر نمی کنم کسی تاکنون یک چنین شبهه ای کرده باشد چون مطالبی را که شما می دانید در نمی دانند ومتخصصینی که دردسترس استاد بوده اند این افراد بوده اند وسوادمان بیش از این نیست

خانم دکتر بهارزاده: به نظر من رشد درهمین اصلاح است یعنی اگر به دنبال حقیقت هستیم باید اصلاح را هم بپذیریم.

 آقای طاهری : ببخشید من هنوز نظر شما را نپذیرفتم،که ما اشتباه گفته ایم اما آماده ایم که شما بفرمائید اگر این کلمه عوض گرد د این از نظر  شما درست میوشد ما ببینیم که چگونه  است  آن رادرست کنیم .

آقای عابدینی : مادلیلمان این ینست که یک کلمه جابه جا بشود .بلکه مااعتقاد مان براین است که یک منظومه ی فکر است واین منظومه ی فکر در هرجایی خودش را ی کگونه تحلی داده سات از این طور نیست که یک مهره راعوض کنیم خود شما هم به این معتقدید که این یک واحد است انیطورنیست که کلمات  را جابه جاکنیم کلمات جنابعالی درجای جای مختلف یک کل است واشکالاتی هم که من درجای جای مختلف کردم درراستای همان منظو مه ی واحد است نه اینکه منفصل ومنفصل جدا ی از جاهای دیگر باشند .نگه می کنم ومی گویم این دراین حااین نتیجه را می دهد ودرجای دیگر نتیجه دیگر را می دهد وا ین خط اینجاست وآن خطا آنجا .

آقای طاهری : حالاشما منظورما را متوجه شده اید؟

آقای عابدینی : طبق این کتاب یا این فرمایشات جلسه ؟

آقای طاهری : طبق جامعه وتوضیحات بنده

 مااگر قائلیم که جهان یک حقیقت واحده بیشتر نداردوآن وحدت شخصی وجود است وذات مظاهر است درنظام عرفانی ومظاهر یعنی ذات جدانیستند این حرف همه ی عرفاست وحرف جدیدی هم نیست ثابت است .

 آقای طاهری : پس مشکلی نیست صحبت ماهم همین بوده ،حالا ما بررسی بیشتری میکنیم ومن شخصا شما رادعوت می کنم که اگر قبول زحمت بفرمائید ومااین اجازه وجسارت راداشته باشیم درجلسات کمیته ی ماشرکت بفرمائید وماخیلی خوشحال میشویم شما این مطالب ر ااز نظر کارشناسی مختلف فلسفه و... مورد بررسی قرار بدهیم . نکاتی اگر دارد بررسی کنیم اما درواقع ماهم بتوانیم فکر ونیات خود رابرای شما تشریح کنیم وبه دنبال آن ببینیم چه باید بکنیم .

 ناظم جلسه : اجازه بفرمائید من از یک نفر که بی طرف هست ومی خواهد یک حمع بندی بیطرفانه داشته باشد دعوت کنم جمع بندی کند وبعد جلسه را به پایان برسانیم .

 یکی از حضار N:ببخشید من سوال داشتم ، عذرخواهی می کنم که درحضور اساتید مطالبم را عرض می کنم به عنوان چند سوال از جناب مهندس عرض می کنم:

1/ آیا مسئله ی فرا درمانی تجربه ی شخصی شما بوده است؟ که به آن رسیده اید ودرمسیربرهانی آن قرار گرفته  اید وآیا آن رابریک میزانی که آن رابسنجد که حق هست یا باطل سنجیده  اند ؟ قطعا وحی نیست که لایعطیه الباطل من خلفه 

آقای طاهری : این کشف است .

ادامه صحبت یکی از حضار N : ودر کشف اعتقاد براین دارید که ممکن است انحراف وبطلان وامرباطلی درآن بروز کند یک سوال بنده این است که آیا آن رابرمیزانی عرضه کرده اید یانه؟

 چون درمقابل عرفان های سرخ پوستی و.... دیگران هستند وآنها هم می گویند عرفات است این مسئله شما هم یک عنوان عرفانی دارد.

مطلب بعدی   2/ شما خواسته یا ناخواسته درحوزه ای وارد شده اید که دوگروه حداقل برشما می تازند چون وارد حوزه های آنها شده اند درفرا درمانی 2 کلمه هست فرا ودرمان طبیعتا پزشکان به شما معترض می شوند که آیا درمسئله یه درمان شما نمونه ای داشته اید یا خیر با آن علم تجربی است وثبت میشود که بله آن این آقا درمان شد اما عده ی  دیگر ی هستند که به خاطرکلمه ی فرا وارد مقوله میوشد عرفان فیلسوفان طبیعت کار این است چون شما وارد این مقوله شد ه اید پس اعتراض به آقای عابدین را من به جا نمی دانم که فرمودید ما فیای دارو و.. این حق مسلم ایشان به عنوا ن یک استاد فلسفه وعرفان و... است .

مسئله بعدی 3/ شما مبدع این مطلب هستید یا مجدد و ادامه دهند ه هستید اگر درمان را نجام می دهید باید بارآن مبانی پافشاری کنید مبانی فلسفه آقایان فلسفه وعرفان واگر هم مبدع این هستید که باید مبانی تان راارئه دهید.

 آقای طاهری : مختصر می گویم که شروعش همین جاست . علت و ورد مان را هم توضیح دادم به دلیل اینکه وقتی می خواهیم این درمان را ارائه دهیم ما الان باجامعه ی پزشکی مشکلی نداریم ومسائلمان با آنها حل شده است حکالا افرا ئمی خواهد بدانند این دورشته ارتباطش با مسائل شرعیه واصول اعتقادی ما چگونه  است . که ما بالا جبار همه ر توضیح می دهیم تا ببینیم این واقعیت درجامعه ی جهانی چه طور می تواند شکل بگیرد واصرار داشته ایم دراین 30 سال که پایگاه این فضیه  ایران باشد وخوشبختانه یه یک جایی رسیده است وتوانسته ایم کسب حیثیت وآبرو را برای این داشته باشیم وبازهم ازنظرات استفاده می کینم

یکی از حضار: آقای طاهری منظور شان  آقای عابدینی نبود از مافیای داروبلکه معترضین را می شمردند.

يكي از حضار W : يكي مثل شما ( آقاي عابديني ) به جاي آنكه در يك كميته ي علمي کتاب را نقد بکند در يك مجمع عمومي براي دانشجوها و دكتر ها صحبت بكند و بعد فيلم جلسات تكثير بشود، اين سوء استفاده همه را در پي خواهد داشت از جمله مافياي دارو، كسي توهين و جسارت به شما نكرد، شما از جايگاه علمي تان شايد سوء استفاده شده. )

آقاي طاهري : حتي اين تصميم هست كه تكه تكه فرمايشات و سوالات شما را بگذاريم و توضيحات من را هم كنارش بگذاريم، تكه تمه ! اما چون خوشبختانه اين جلسه برگزار شد گفتيم از خود شما كسب اجازه كنيم و با توضيحات متعدد همه چيز را پاسخ بدهيم. علت اينكه اول جلسه گفتم من بگجويم براي اين بود كه شما فكر كنيد ما همچنين كار را كرده ايم شما فيلمتان را پخش كرده ايم و ضررهاي زيادي وارد كرده ايد حالا ما داريم توضيح مي دهيم. يك صحنه سوال شما – يك صحنه توضيح ما

حاج آقا عابدینی :آقاي مهندس من سوالاتم را بنويسيم و برايتان بفرستم روي سايت مي گذاريد؟ بعد آنها را جواب بدهيد.

آقاي طاهري : بله

يكي از حضار W : به شرط اينكه فيلم جمع شود. بالاخره چون فيلم در حال توزيع است ما هم بايد فيلم تهيه كنيم.

آقاي طاهري : ما نمي خواهيم به اول جلسه برگرديم احساس قلبي من اين است كه يك ارتباطي پيش آمد و ما به يك دوستي رسيديم به طوري كه ما به احتمال زياد شما را در بحث هاي خيلي دوستانه تر. اول دوستانه به هم نزديك بشويم بعدا نتيجه تحقيقاتمان را پخش كنيم . من خودم از اين نتيجه راضي ام به خاطر الفتي كه بين ما پيش خواهد آمد.

آقاي عابديني : آقاي مهندس ، هرچه نقد شديدتر باشد كسي كه حرف زده بايد خوشحال تر باشد حتي مغرضانه ! يكي از كارهاي نقد قرار بگيرد معلوم مي شود كه كتاب بي اثري نبوده وگرنه يك حرف بي اثر مورد نقد قرار نمي گيرد پس اين يك اصل است كه شما خوشحال باشيد كه حرف مورد نقادي قرار مي گيرد و هرچه قدر هم نقد جدي تر بود خوشحال تر باشيد چون اگر دنبال برطرف كردن نقص باشيد نقص برطرف مي شود. اگر هم نه دنبال برطرف كردن نقص نباشيد خود نقد باعث مي شود اين به چالش كشيده شود، افراد متنبه شوند.

يكي از حضار W : اگر ناب تر باشد نسبت به جدل ؛ عالي تر است.

آقاي عابديني : من هر بار صحيبت مي كنم مي گويم اگر نقدي جدي داريد بگوئيد بحث كنيد. من اصلا از جلسه اي كه يكطرفه باشد ناراضي ام – جلسه نقادي اش خوب است. انسان مي خواهد رشد كند ما كه نمي خواهيم حرف خودمان را به كرسي بنشانيم.

آقاي طاهري : تشكر مي كنيم. ان شاء ا... بتوانيم در جمع گرمتري صحبت كنيم.

يكي از حضار : جاي بحث همين جاست. خانم صدقي مقداري ناراحت بود كه چرا اينطور بحث مي شود گفتم بگذاريد با بحث و گفتگو خيلي مسائل حل شود.

آقاي طاهري : به هر حال تشكر مي كنم.

ناظم جلسه : آقاي دكتر حيدري صحبت كوتاهي دارند كه اگر بتوانند جمع بندي هم بكنند بسيار خوب است. آقاي دكتر حيدري ( از مركز تحقيقات دين و سلامت ) : مركز ما ارتقاي سلامت را پوشش مي دهد. من خواهشم اين است كه كساني كه در اين حيطه ي سلامت انسان مي خواهند كار بكنند و كمكي كنند لطف كنند اول در اين رشته وارد شوند. يعني در حوزه ي پزشكي وارد شوند. چند وقت پيش من دعوتي داشتم كه آقاي مهندس موتور هواپيما بود و يك اين چنيني بود و او به نتايج و مكشوفاتي رسيده بود كه تو من ببعض و يكنفر ييعض كرده بود يك سري آيات قرآن را قبول و يك سري را رد كرد در صدا و سيما هم بازار بسيار گرمي دارد و كتاب هم مي فروشد و مردم را به جای واقعیت به انحراف می رساند و فردا مسئول است و خدا از او خواهد پرسید که تو که تخصص نداشتی به چه دلیل در قران وارد شده ای و گیاه درمانی می کنی. همة مسائل را رد می کرد ماست را- دوغ را و ........ را رد می کرد. قران را نخوانده بود آن جایی که خداوند می فرماید "همه اینها را برای شما حلال آفریدم" این آقا باید موتور هواپیما بسازد، باید به سراغ رشته خود برود چرا در حیطة سلامت کار می کند؟ من از شما خواهش می کنم در حیطة سلامت وارد نشوید. اگر هم می خواهید وارد شوید برای خودتان و خانوادة خودتان چون اگر می خواهید وارد بشوید خدای نکرده جوان های آینده و نسل های آینده را ممکن است به انحراف بکشاند چون رشتة شما این نیست.

حال اگر شما پزشک بودید من مخلص شما بودم اما الآن در دنیا کار تخصصی انجام می شود کسی که تخصص در هواپیما ندارد نباید هواپیما بسازد. اگر در پزشکی من که پزشک نیستم وارد شوم واقعاً باعث می شود که .... / تجربه ای که من در 58-57 سل عمرم بدست آوردم این بود که آن کسانی که منحرف شدند و باعث انحراف شدند از کارهای غیر متخصصانه بود. اگر بخواهم از انسان صحبت بکنم باید حوزه بروم و تخصص کسب کنم. اگر می خواهم از سلول و بافت و مولکول و my uploading صحبت بکنم باید در رشته پزشکی در سلول و مولکول و آناتومی تخصص داشته باشم.

نمی شود که یک شب بخوابیم و صبح بیدار شویم و بگوییم که ای وای نکند این حرف خوبی باشد. الآن هم که دنیا دنیای تنوع خواهی است. لذا خواهش من این است که اگر تخصص دارید کارتان را ادامه دهید اگر ندارید آن را بپیچید و کنار بگذاریم.

من به عنوان یک مسئول به عنوان برادر کوچکتر شما که 57-58 سال از خدا عمر گرفته ام من نمی توانم رشتة شما چیست اما اگر علوم پزشکی نیستید خواهش می کنم کتاب ننویسید، جزوه ننویسید درمان نکنید اسم آن را افراد درمانی نگذارید. من دوستانی داشتم که اعدام شده اند خیلی زحمت کشیده اند من کلاس های دکتر شریعتی را از کودکی می رفتم. علما و فقها و .... من شاگرد آقای مشکینی بودم و یاد گرفتم که یک مقلّد باشم خصوصاً در حوزة انسان- اگر در حوزة پزشکی وارد می شوید فرادرمانی نگویید درمان را نیاورید فراتفریحی بگویید فردا.... اما در حوزة درمان خواهش می کنم تخصص داشته باشید بعد وارد شوید.)

آقای طاهری: بنده اعتقاد کامل به فرمایشات حضرتعالی دارم بنده بازنشسته شدم و به خارج از کشور می روم یا اگر در داخل هم باشم دیگر کسی با من کاری نخواهد داشت. کمیته پزشکی با یک شکل قانونی- کمیته سایمنتولوژی کمیته علمی، کمیته دین پژوهی و کمیته های مختلف موضوع را اداره خواهند کرد و از گردن من ساقط شده است. بحث های تخصصی از حالا به بعد با من نخواهد بود.

برای ما دیگر بس است دوستان ما کار را بطور تخصصی ادامه می دهم. من کتابهایم را در خارج از کشور می نویسم و دورة بازنشستگی مان را می گذارنیم. سن من با یکی دو سال اختلاف به شما نزدیک است ما اگر دینی بوده ادا کرده ایم و اگر چیزی بوده که به جا بگذاریم به جا گذاشته ایم حالا اگر هم اشتباه کردیم، دیگر اشتباه کردیم ولی دزدی که نکرده ایم کتاب نوشته ایم. حال اگر پایمان را از گلیم مان درازتر کرده ایم پایمان را قلم کنند اما در تاریخ علم از این صحبت ها خیلی شده مگر نیوتن تخصص داشته مگر پاستور میکروب شناس بوده مگر گالیله آسترفومیست بوده مگر .... در تاریخ علم چه کسی تخصص داشته است؟ تمام کسانی که نقطه اثری از خود به جا گذاشته اند آن رشته قبلاً نبوده که متخصص آن باشند. حالا به هر حال ماهم جسارت کرده ایم در این وادی اما اگر تا به حال اصولی نبوده از حالا به بعد تخصصی جلو می رود اشتباه کردیم جبران می شود کمیته های مختلف به امید خدا جبران می کنند. اخیراً هم با برخی مراکز آکادمیک صحبت هایی شده و حالا که تحقیقات در ایران جان گرفته است. با نرفتن من هم موضوع سر سلسله و این چیزها کاملاً منتفی می شود و کمیته ها هم کاملاً قانونی هستند و مسائل را خیلی سیستماتیک از طریق مسائل علمی و پروپزال ها می توانند جلو ببرند.

یکی از حضارN : من یک نکته کوچک را هم عرض کنم سؤال بنده این بود که شما مبدع هستید یا نه! صحبت های آقای دکتر حیدری همین است که اگر شما مبدع هستید این یک حوزة کاری خاص خودش را می طلبد مثلاً حالیکه و .... که مطلب جدیدی را مطرح کردند و اگر ادامه دهنده هستید باید به میزان های سایرین متخصص در این دو حوزه عرضه کنید.

( یکی از حضار، خانم دکتر........: در علوم تجربی ما یک از یک از کجا آورده ایم داریم که ایشان آورده در این حوزه دارند. ما پزشکان صحبت های ایشان را طبق نظر خودشان یافته های کشفی ایشان بوده را از قیف تجربه گذرانده ایم با میزان میزان ای پزشکی! اینها مقاله شده است Case reaport است پایان نامه داریم، پروپزال با روش RCI داریم. یعنی مطلب رااز ایشان گرفتهایم ولی به آن استناد نکرده ایم به تجربه استناد کرده ایم بیمار را تحت فرادرمانی قرار داده ایم قبل از فرادرمانی پاراکلینیک را انجام داده ایم بعد از فرادرمانی هم پاراکلینیک انجام داده ایم شده است Case report (کیس ریپورت)

آمده ایم پروپزالی با روش RCT (خاص برونشکتازی) ; با 34 نفر تحت فرادرمانی و 34 نفر گروه شاهد قرار داده ایم و نتیجة 91% مثبت گرفته ایم و این می شود تجربه. درعلم پزشکی آیا ما غیر از تجربه روش دیگری هم داریم یا نه؟)

یکی از حضار N: این قسمت توضیح شما مشکل درمان را حل کرد اما باز هم بحث " فرا" باقی می ماند.

(خانم دکتر......: در علم کلاسیک نیست، در انرژی درمانی نیست (هر چند که متا آنها را هم قبول داریم) اما این یک روشی است فرای بقیه به علت اینکه ارتباط شعور جزء است با شعور کل)

(یکی از حضار N: ایشان در بحث عرفانی یا مبدع هستند از باب کشف و قبول داریم که در کشف، باطل می تواند راه داشته باشد باید دست به عصاتر و با احتیاط بیشتری جلو برویم)

(آقای دکتر حیدری: هر قانونی که به عنوان درمان در پزشکی مطرح می شود باید مراحل حیوانی و ...... را بگذراند سپس قانونی شود جوان بدبخت مامقاله شما را نمی خواند وارد یک حیطه می شود وجوان های ما دارند از دست می روند. یک قانون که می خواهد به عنوان قانون کل دربیاید و تجویز شود باید مراحلش را از روی مولکول و سلول و ارگان و حیوان و انسان و بعد برای NCBI برود در NCBI پزشکان جهانی هستند تجربیات را با هم جمع می کنند و .....)

یکی از حضار: شما کمک کنید در این کار.

آقای دکتر حیدری: پس شما به این زودی آن را اعلام نکنید، کتاب نکنید.

(ناظم جلسه: نظر جنابعالی (آقای حیدری) تا حدی که به علم تجربی مربوط است صحیح است ولی حد کسب دانش تجربی! اما مراتبی هست بالاتر از این! این مقدمات است این دانش باید به دانایی و خرد واندیشه تبدیل شود که اینها مراتب دارد و با نظر جنابعالی که کارها باید حتماً تخصصی باشد خیلی ها با این نظر مخالفند و می گویند نجات دانشگاهها و آموزش عالی به تخصصی کردن است. یعنی از تخصص زدگی باید جلوگیری کرد تخصص خوب است اما تخصص زدگی بد است بنابراین باید حد اعتدال را در نظر بگیریم و خیلی هم از کانال باریک تخصص نگاه نکنیم چون انسان یک کل و سیستم است باید کل نگر هم بود اگر جزئی نگر باشد به خیلی از واقعیت ها انسان نمی رسد. تا اینجا مباحث خیلی روشنگر شد م نگرانی جناب آقای مهندس طاهری و حاج آقا را به حق می دانم ایشان (آقای طاهری) به عنوان نوآور تندیشه ای را مطرح کرده و مدعی است که می خواهد به دنیا عرضه بکند چه اشکالی دارد؟ بابیس Base عرفان و بیس آموزه های اسلامی! ممکن است در بیان این آموزه ها با دقتی که حضرات حج السلام دارند ایشان ممکن است نداشته باشد بالاخره Back ground (پیش زمینه) انسان ها افکار آنها را شکل می دهد ایشان از کیفیت صحبت کرد من احساس کردم که باید مهندس باشند

ولی حاج آقا از عرفان وفلسفه ومباحث این چنین استفاده می کنند پس پیش زمینه ی ایشان وتحصیلات شان دراندیشه ی ایشان اثر گذاشته است مثلا من که مدیر یت خوانده بودم گفتم شما سعی کنید از حوزه ی کیفیت بالاتر بیایید تادفاع از ایده تان – که منطقی هست –کاملتر بشود ایشان می فرمایند که اگر جاچ آقا وآقای مهندس ودیگران نظراتی دراند بنویسید  درسایت وارد بشود و ایشان هم به صور ت مکتوب از طریق سایت جواب بدهند وروشنگر ی کنند واگر بازهم قانع نشدند می توانیم جلساتی برای روشن بیشتر مسئله وتفاهم بیشتر .

 به نظر بنده ایشان (آقای طاهری ) سعی کرده اند که از این آموزه ها یک مکتب نوبه دنیا معرفی کنند ویک استفاده ی کاربردی ازآن داشته باشند برای اینکه انسان ها خیلی محتاجند به درمان هایی غیراز درمان های رایج موجود که خیلی جاها کفاف نمی دهد .ایشان مبدع هستند ونوآوری هستند همیشه نوآورها مشکالاتی دارند ایشان دراول جلسه زیاد گفتند ومن حس کردم که بیش از انداز  ه این مسئله را مطرح کردند اما بعدا دیدم حق با ایشان است چون زیاد مشکل داشتند از طرفی نوآوری هم مشکلاتی دارد بعضی ها نمی پذیردند )

( آقای دکتر کریمی : من برایتان اثبات می کنم این نوآوری نیست) من برایتان اثبات می کنم که این نوآوری نیست الان وقتش راندارم ولی برایتان دریک جلسه ی دیگر تمامش رامی آورم که ایشان از کجا یاد گرفته واز گجا مطرح کرده با حالا بیان می کنی خواهش می کنم رفرنس اش ر ابیاور اسمش را نگذار نوآوری)

(یکی از حضار: این را درسایت بنویسید ما جواب می دهیم )

( آقای دکتر کریمی : من باسایت چه کاردارم ماالان دریک حصور چهره به چهره هستیم این حرف جدید نیست این روش جدیدی نیست)

یکی از حضار : الان بفرمائید از کجا جعل شده ،آقای دکتر چون شما مورد اتهام قرار دادید من تمنا می کنم همین هلان بفرمایید که این مسائل از کجا جعل شده واثبات کنید)

(آقای دکتر کریمی : جعل نگفتم)

(یک از حضا ر : شمافرمودید  این نوآوری نیست یعین تقلید کرده یعنی جعل کرده )

(آقای کریمی : من رفرنس برایتان می آورم. من آدم الکی نیستم که حرف نامربوط بزنم ولی برابتان می آورم )

( یک از حضار W: پس برچه مبنایی این راگفتند؟)

( آقای کریمی : برمبنای دانایی خودم)

 ( یک از حضار W: چه دانایی ؟ یک جمله اش را بفرمائید)

 (آقای عابدینی : ببینید ایشان ( آقای کریمی ) ادعا می کنند که بگویید بیاورند نگویید غلط است همان طور که آقای طاهری ادعا می کند نوآوری است )

(آقای طاهری :اگر شما چیزی آورید که نشان داد که مباحثی در این سالها مرود بررسی ودرس قرار گرفته جرف شما قبول- اگر نیاوردید چه میشود؟)

( آقا ی کریمی : انوقت حرفمم را پس می گیرم )

  ( آقای طاهری : فقط ؟!)

( آقای کریمی : پس سرمرا ببرید خوب است ؟ من حاضرم سرم را برای اینکار بگذارم )

( آقای عابدینی : آقای طاهری اگر نتوانستند حرفشان ثابت نشده دیگر )

( آقای کریمی : من یک انسانم  ، حرف می زنم وثابت می کنم واگر نیا وردم غذرخواهی می کنم جلسه رابرای مباحثه گذاشته اند نه اینکه یک نفر حرف بزند ایشان ازهمان ابتدا ادعا می کند که بنده مبتکرم ومخترعم واز طرف خداوند هم آمده ام ، دارد به اینجا می رسد)

آقای عابدینی : نه : ایشان ( اقای طاهری ) می گوید اینها کشفیا ت من است .

کشفیات را چه طور می شود ثابت کرد ادعا ست دیگر با ادعا ست  من هم می توانم بگویم غلط است  هر دو ادعا ست

یکی از حضار B: پس درمان را چه خواهید گفت ؟

حاج آقا عابدینی :: درمان دلیل نیست . دو هزا ر وچند سال هیئت بطلمیوسی جواب می داد واز اصل هم غلط بود .

 آقای طاهری : من برایتان ثابت می کنم که این خلط مبحث است .

 ماکارمان ر ا کرده ایم  و راه دیگری راداریم باری خودمان طی می کنیم ولی شما هرگز ثابت  نخواهید کرد اگر شما مدرکی آورده اید که باتوجه به مسائل تخصصی سایمنتولوژی یک از مباحث مطروحه دردانشگاه بود من درحضور این جمع هر چه خواستید انجام می دهم وهرگز نخواهید توانست.

 آقای کریمی : من هم می توانم از قران بیاورم هم از امامان هم ازعلما وبزرگان وفقها ودانایان !

 یکی از حضار B : شما گفتید ایشان از جایی جعل کرده

 آقای کریمی : نگفتم جعل کرده گفتم مبتکر نیست .

آقای طاهری : موضوع حل شد که شما می فرمایید سابقه اش دردین ماهست .

آقای کریمی : هم سابقه  - هم زمینه – هم مبانی وهم بیانش هست وهم اجرای آن !

یکی ازحضار B: استاد عزیز ( آقای کریمی ) شم خدش هبه مبحث علیم موضوع وارد کردید .

 آقای طاهری: ماداریم را جع به فردرمانی صحبت می کنیم شما ( آقای کریمی ) می فرمایید که 2000 سال قبل عیسی مسیح درمان کردند ما اصلا می خواهیم همینرا به شما ثابت کنیم .

آقای کریمی : خوب ، اینکه اصلا چیز نو یی نیست.

 یکی از حضار : آقای مهندس طاهری یک تفکر ی را ارائه کردند کمیته ای پزشکی علمی قرآن پژوهشی عرفانی تشکیل دادند واین تفکر را به این کمیته ها عرض هکردند کمیته ها روی آن کارکردن کمیته ی پزشکی ، عرفان و... کار کردند این تفکرات را حلاجی کردند هرجایی که شما فکر کنید می توانید به عنوان یک نقاد دراین کمیته ها وارد شوید وکمک کنید این تفکر به مسیر صحیحتر هدایت شود این کار را بکنید تاکید می کنم شحیح تر واعتقاد دارم چون مسیر را مسیر حقانیت ومسیرقرآن وسالام وپیامبروائمه اطهار بلاشک می بینم واین را با گوشت وپوست واستخوان لمس کردم

 آقای عابدینی : اگر ما این رامی گفتیم شما ناقد نبودید به ما که یک بحثی را...

************************************************************** 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حاج آقا عابدینی :اگر در کلام ما بی ادبی نسبت به هر یک از دوستان احساس شده بود یا صدایمان بلند شد و دوستان احساس جسارت داشتند عذرخواهی می کنم به خصوص از آقای مهندس که مخاطب کلام من بودند

 

ادامه دارد....

 

- صلوات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3- مقام معظم رهبری فرمودند انقلاب نرم افزاری ، تفکرات نو ، نوآوری ، شکستن قالب های فکری طب کلاسیک ، که چندین سال است صدای خرد شدنش به گوش هم رسیده است . الآن دیگر طب کلاسیک با طب آلترناتیو اورد یک چلنجی ( درگیری ) شده است . اگر شما می خواهید بزنید . قرآن چند چیز را به خود خدا نسبت داده . آقای دکتر « فاذا مرضتُ فهو یشفین » پزشکان ما چه کاره اند ؟ این هم یک سبب است ) .

 

 

......... من می گویم و جز این درست نیست .

 

 

 

 

( ادامه صحبت هایی یکی از حضّار :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وقتی همه خوابیم
فعالیت فرقه انحرافی "حلقه" در كشور و سوءاستفاده از مریدان

 

رهبر فرقه انحرافی "حلقه" مدتی را به رابطه با یک جن گیر گذراند و در کلاسهای خود برای جذب مخااطب اقدام به برگزاری مراسم احضار روح و جن نموده و با همدستی برخی از عوامل خود(در نقش جن زده) اقدام به تبلیغ برای فرقه خود نمود.

به گزارش رجانیوز، در چند سال گذشته شاهد گسترش فرقه های انحرافی و خودساخته ای بودیم که با توسل به معانی مافوق طبیعت و فرامادی، مبادرت به جذب مخاطب و سپس فریب و سواستفاده از آنها می کردند، که در برخی از این فرقه ها با بازیچه قرار دادن خانواده ها، شاهد از هم گسیختگی بسیاری از این خانواده هایی بودیم که پیش از این از روابط خوب و گرمی برخوردار بودند.

 

یکی از فرقه های انحرافی که در پوشش عرفان فعالیت خود را آغاز نمود فرقه "عرفان حلقه یا کیهانی" نام دارد.

موسس این فرقه شخصی بنام"م.ط" است که بهره ای از اطلاعات دینی نداشته و با کمک چند خانم، که برخی از آنها مطالعات عرفانی و قرانی داشته اند توانست این فرقه را گسترش دهد.

"ط"، پیش از انقلاب هوادار یکی از گروهک های منحرف بوده و شروع فعالیت وی از سال 1383 بود که بعدها تلاش نمود در پوشش یک موسسه فعالیت خود را ادامه دهد.

بنا بر این گزارش وی در سال 1385 مجوز یک سازمان مردم نهاد (ان جی او) را کسب نمود که به دلیل تخلفات گسترده، مجوز وی تمدید نگردید و تا کنون بدون هیچ گونه مجوزی در قالب یک فرقه انحرافی در حال تبلیغ و جذب نیرو می باشد.

کسب درآمدهای غیر قانونی

علیرغم اینکه هیچ گونه مجوز آموزشی برای آقاي "ط"صادر نشده بود ولی کلاسهای گسترده ای را در تهران و چند شهر کشور فعال نمود که در برخی از این کلاسهای تا 300 هزار تومان برای 6 دوره کوتاه مدت آموزشی دریافت می کرد و از این طریق میلیون ها تومان ثروت نامشروع وغیر قانونی کسب نمود.

کلاسهای خلاف شرع و عرف

در برخی از جلسات این فرقه مسائل شرعی رعایت نشده و متاسفانه نوامیس مردم ملعبه گردانندگان فرقه قرار گرفته و روابط خلاف ضوابط شرعی صورت پذیرفته است. مانند بسیاری از فرقه های دیگر برخی از مریدان از همسرانشان جدا شده اند که شکایتهایی نیز در محاکم قانونی صورت گرفته است.

 

انحرافات و ادعاها

فرقه حلقه یا کیهانی نمونه ای کپی شده از برخی فرقه های هندو است. مشاوران "م.ط" مانند بسیاری از فرقه های نوپدید از مسائلی همچون درمان، فرارمانی، شفای بیماران، آرامش و غیره برای تبلیغ خود بهره جسته است.

تبلیغ پلورالیسم دینی در قالب کتابی با عنوان "عرفان حلقه" که تالیف "م.ط" است، و طرح مباحثی همچون صراط های مستقیم و همچنین رد به جای آوردن مناسک دینی و از این قبیل موارد، از جمله خطوط فکری این فرقه است.

موسس این فرقه انحرافی نوعی ولایت برای خود قائل است و مدعی است که به کمک او مرتبطین حلقه می توانند از طریق روح القدس به خداوند متصل شوند.

وی می گوید: "فیض حلقه ی وحدت از برکت نزدیکی و وحدت حداقل دو نفر ایجاد می شود و هر کجا حداقل دونفر در حلقه جمع باشند، عضو سوم روح القدس (شبکه شعور کیهانی) و عضو چهارم آن خداوند است."

همچنین طرح مباحث مربوط به جنیان، و اجرای جلسات احضار روح و جن از دیگر فعالیت های این فرقه است، رهبر فرقه حلقه مدتی را به رابطه با یک جن گیر گذراند و در کلاسهای خود برای جذب مخااطب اقدام به برگزاری مراسم احضار روح و جن نموده و با همدستی برخی از عوامل خود(در نقش جن زده) اقدام به تبلیغ برای فرقه خود نمود.

گفتنی است این فرقه هم اکنون با شیوه های مختلف تبلیغی در حال جذب نیرو است و متاسفانه اعضای اصلی فرقه با گمراه نمودن جوانان وسوء استفاده از آنها، مبالغ هنگفتی را به دست آورده اند.

با این حال هنوز اقدام خاصی در این خصوص صورت نگرفته و این فرقه انحرافی به فعالیت خود ادامه می دهد.

 




نظرات :
مریم لنگری :
چه طور می توان درجلسات معارفه فرادرمانی شرکت کرد
صالح :
بسیار عالی بود، لطفا ادامه مطلب را هم قرار دهید...
علی ز :
ادامه مطلب لطفاً تا اینجاشو که هر کسی میتونه حدس بزنه!
وحید :
ضمن سلام لطفا متن کامل مناظره را بگذارید تا نتیجه ای گرفته بشه و صرف اینکه یه چیزی شروع بشه ولی ناتمام بمونه و بی نتیجه و چیزی در جهت روشن شدن و آگاهی اذهان عمومی عاید مردم نشه که فعالیت مثبتی انجام نمیگیره سایت مهم شما باید هر روز آبدیت شه ولی متاسفانه از تاریخ 1388.06.23 بخش اول ثبت شده ولی از ادامه مناظره هنوز خبری نیست!! لطفا جهت روشن شدن و بالا بردن آگاهی مردم حتما ادامه مطلب و مناظره را ثبت کنید و در اختیار بینندگان سایتتون قرار بدهید.در انتظاردیدن ادامه مناظره روز شماری میکنیم.با تشکر از تمام زحمتکشان راه حقیقت و آزادگی.
سید محمد احمدی :
با سلام 1- چه طور میشه در جلسات شرکت کرد 2-ادامه مطالب 3-با توجه به مهم بودم قضیه مستدعیست مطالب به روز در اختیار قرارد بگیره واگر امکان داره بصورت dvd نیز قابل تهیه باشه
الهه :
سلام متن جالبي بود من به اين عرفان علاقه مند و كنجكاو هستم خيلي دوست دارم با اقاي طاهري صحبت داشته باشم ولي نمي دونم چطوري و همچنين چطوري ميكنم در كلاسها شركت كنم چون براي اگاهي بيشتر دوست دارم از نزديك شاهد نوع اتصال باشم خيلي خوشحال ميشم بهم كمك كنيد با تشكر الهه چ از دانشگاه شهركرد
الهه :
سلام متن جالبي بود من خيلي از اين زمينه خوشم امده و مي خوام اطلاعات بيشتري در اين مورد به دست بيارم و خيلي دوست دارم با اقاي طاهري صحبت كنم و در كلاسها ايشون شركت كنم اما نمي دونم چطوري اگه ميشه در اين زمينه بهم كمك كنيد با تشكر الهه از دانشگاه شهركرد
هما :
خيلي جالب بود
مهدي پوراصغر :
هر چه گفتيم جز حكايت دوست در همه عمر از آن پشيمانيم با تشكر از همه دست اندر كاران اين جلسات كه به منظور شناخت مردم قدم بر مي دارندوآرزوي سلامتي و توفيق عمل براي رهروان حقيقي عرفان ناب .و تشكر از استاد محمد علي طاهري.
رضا از تبریز :
بسیار عالی بود.امیدواریم که همه باهم به وحدت برسیم. فردا که پیشگاه حق شود پدید شرمنده رهروی که نظر بر مجاز کند
ا.ف از تبریز :
بسیار خوشحال و خوشنود هستم که آقای طاهری با ادراکات و بینش های لازم مسایل رو روشن کردند و باز خوشحال هستم از اینکه روزی خواهد رسید که کسانی که با نام حق در برابر حق می ایستند رسواخواهند شد . و باز وباز خوشحال هستم از اینکه با این کلاسها آشنا شده و با خواندن مطلب"وقتی همه خواب هستیم" قضاوت کورکورانه در مورد آقای طاهری و کلاسهای برگزار شده توسط دوستان نکردم. به قول دوست عزیزمان آقای رضا از تبریز فردا که پیشگاه حق شود پدید/شرمنده رهروی که نظر بر مجاز کند
فاضله اشنا :
سلام باهمه وجود امیدوارم عرفان کیهانی روهمه بشناسن وبهره مندبشن ومن هم بتونم توی کلاساشرکت کنم...
ساقی علی اکبر :
شب گریزد چون که نور آید زدور پس چه داند ظلمت شب حال نور الهی شکر که فرصت انتخاب بخشیدی و بینایی می دهی به نور هدایت الهی. مردان بزرگ را از سایه دار اهل ایمان دار که محتاج هدایت ایم به لطف عنایت تو. در پناه حق باشید انشاالله
ysshil :
به نام خدا مدیر مسول محترم پایگاه خبری با سلام واحترام ؛ اخیرا برخی پایگاه های خبری در مورد عرفان کیهانی به اظهار نظرهایی پرداخته اند . نگارنده با دو دهه مطالعات معرفتی وتحصیلات حوزوی ودانشگاهی ، چند سالی است از آموزه های عرفان کیهانی بهره برده ام اما به مصداق کلام مبارک حضرت امام صادق علیه السلام که:"انظر الی ماقال ولا تنظر الی من قال" ، ترجیح می دهم به آن چه بیان می شود توجه شود تا بیوگرافی قائل آن. به قول بنیان گذار عرفان کیهانی آقای محمد علی طاهری:"پرواز را به خاطر بسپار،پرنده مردنی است !" البته اگر مجالی فارغ از جنجال های ژورنالیستی مهیا شود ،اندیشمندان صاحب نامی که مدافع آموزه های عرفان کیهانی هستند نیزحاضرخواهند بود نظرات کارشناسی خود را ارائه دهند . پرسش اول این است که آیا درمجموعه قوانین جرایم اینترنی ، به کار بردن عنوان "فرقه انحرافی" برای یک مجموعه فرهنگی ، بدون ارایه سند و مدرک قانونی جرم محسوب نمی شود؟ دوم این که آیا انتشار یک عکس که چهره ها درآن محو شده است ، همراه با توضیح تایپ شده ای که "این جا کلاس عرفان کیهانی است !" توهین به هزاران هزار ایرانی در شهرهای گوناگون که در کلاس های عرفان کیهانی حضور داشته یا دارند وهرگز چنین صحنه ای در کلاس خود ندیده اند محسوب نمی شود؟آیا انتشار چنین عکسی بدون ارائه مدرک وسند قانونی ، جدا از این که سبب سلب اعتماد عموم ازپایگاه های خبری خواهد شد ، جرم محسوب نمی شود؟. آیا انتخاب عنوان "ثروت های نامشروع" برای بنیان گذارعرفان کیهانی بابت شهریه ای که با رضایت خاطر توسط داوطالبان این دوره ها بابت تدریس به مربیان این مجموعه ی فرهنگی پرداخت وصرف هزینه آموزش خودشان می شود ، درحالی که بنیان گذارعرفان کیهانی هیچ سهمی ازآن ندارد ، بدون ارائه مدرک قانونی ، جرم تلقی نمی شود؟ در حالی طی نظر سنجی مکتوب ، بیش از یک چهارم کسانی که در دوره های عرفان کیهانی حضور داشتند، بدون هیچ پرسش قبلی پیرامون تاثیرات دوره ها بر رفتارشان ، به تحکیم روابط خود با همسرشان تاکید داشتند ، آیا انتشار این ادعا که" مربیان در کلاس های عرفان حلقه افراد رابه طلاق از همسرشان تشویق می کنند" بدون ارائه مدرک قانونی جرم تلقی نمی شود؟ آیا جای نقد وتحلیل اندیشه های یک مجموعه ی فرهنگی که انتشار دو کتاب "عرفان کیهانی(حلقه) " و "انسان ازمنظری دیگر" و چهارمجلد از فصلنامه" طب کل نگر" با عنوان "ویژه نامه تخصصی فرادرمانی " و فصلنامه "فرهنگ آموزش " ویژه نامه عرفان کیهانی (حلقه)را در سابقه ی خود دارد ، در یک پایگاه خبری است؟ و آیا استناد به چند جمله ی ناقص ازمجموع فصل های دوکتاب و ده ها مقاله که سبب تشویش اذهان می شود ، جرم به شمار نمی آید؟ آیا بهتر نیست نقد اندیشه را به اهل خبره بسپاریم و بار خود را سنگین نکنیم؟ این ها بخشی ازابهاماتی بود که درنحوه ی عملکرد این پایگاه های خبری جای تامل دارد ؛ حساب جرائم اخلاقی نویسنده ی ناشناس این مطالب را باید به دادگاه عدل الهی واگذار کرد. با آرزوی بهره ی الهی یکی از مربیان عرفان کیهانی 25اسفند 1388
مهدی :
جاي تاسف داره كه عده اي براي هميشه در جهل و ناداني به سر ميبرن و تاسف بيشتر مال كسيه كه به نام دين جهالت رو گسترش ميده و تيشه بر ريشه گسترش آگاهي ميزنه! دوست عزيز از چيزي كه شخصا اطمينان نداري و حاضر نشدي شخصا صحت و سقمشو تحقيق كني صحبت و اظهار نظر نكن چون كه "خداوند كساني را كه به ديگران تهمت مي زنند...." باقيش رو كه حتما مي دوني! اگه نه ميتوني به منابع زير مراجعه كني. قرآن كريم کافی، ج2، ص361؛ البرهان، 4/208). وسائل الشیعه، ج8، ص603؛ عیون اخبار الرضا، ب 30 البرهان، ج4، ص209؛ کافی، ج2، ص362؛ امالی، م50، ص304 البرهان، ج3، ص128. http://www.porsemanequran.com/fa/node/14974 خداوند همه ما رو نجات بده...
محمد رضا :
به نام بی نامی او بیا تا شروع کنیم در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم مهم نیست چطور چگونه و چند به یک تلنگر ساده بیا تا رجوع کنیم با سلام خدمت دوستان همیشه در طول تاریخ از گذشته تا به حال هر شخصی که یک نظره جدیدی داشته شدیدا با او مخالفت شده است مثلا زمانی که گالیله گفت زمین گرده تا حد مرگ رفت و به شدت با او مخالفت کردند و حتی گالیله را متهم به مخالفت با خدا کردند این مطالب را نمی گویم که بگویم اقای ایکس درست می گوید یا خیر . نظر من این است که اگر شما مطلبی را شنیدید بدون تحقیق قبول و یا رد نکنید همان حرفی که اقای طاهری زده است به عنوان محقق عمل کنید اگر می گویید وقت این کار را نداریم یا احتمال شکست دارد و ... می توانیم نزد کسانی که این راه را رفته اند برویم و زندگی انها را نگاه کنیم. شاد هستند یا غمگین. ایا پشیمانند یا بلعکس اشتیاق بیشتری پیدا کردند . من یکی از کسانی هستم که نزدیک به 2 سال است در این کلاسها شرکت می کنم قبل از این که با عرفان حلقه اشنا شوم از خدا برداشت دیگری داشتم فکر میکردم هر چه دعا کنم باید همان شود و به هر که میگفتم پس چرا اجابت نشد میگفت از ته دل دعا نکردی ولی الان فهمیدم روی زمین قوانینی نیز وجود دارد که اول ما باید خدا را درست بشناسیم بعد . مثلا در زمان امتحان دانشگاه من نظر ونیاز میکردم و میگفتم خدایا مرا قبول کن ولی الان فهمیدم که اگه قرار باشد همه نظر ونیاز کنند پس خدا باید به حرف چه کسی گوش کند یا باید همه را قبول کند که همچین چیزی نمیشود با این مثال ساده خواستم بگویم شناخت بعضی از ما از خدا اشتباه است که اگر کسی واقعا دنبال خدا باشد از همه چیز میگذرد تا به مقصد برسد و دنبال بهانه جویی و ایجاد اشکال و جنجال نیست فقط به دنبال خداست هر طور که شده پس کسانی که در این مسیر به دنبال حقیقت هستند واقعا تحقیق میکنند نه اینکه ... با ارزوی سالی خوب و با کسب اگاهی
mst100 :
لطفا بیشتر در مورد این جریان تحقیق کنیداطلاعات شما ناقص است
ali :
من فرادرماني را تاييدي بر نظريات عرفاني جناب طاهري نمي دانم. چرا كه قدرت تلقين (از زمان اميل كوئه) در درمان بيماران ثابت شده و دهه هاست كه مورد استفاده قرار ميكيرد. كتابهاي زيادي در اين مورد نظير(كنترل ذهن___ درمان با خود هيپنوتيزم و....)نگاشته شده كه حكايت از قدرت درمانگري هر فرد به واسطه ي جانشين خدا و تسلط بر ضمير نا خودآگاه دارد.اصولا به قول دكتر آزمنديان ضمير ناخودآگاه سفير كبير خدا در هر انسان است كه به واسطه ي آن انسان ميتواند به تلقين و... به درمان خود بپردازد و برابر آموزه هاي ديني خدا از رگ گردن به انسان نزديكتر است و لازم نيست براي درمانگري حتما سوگند خورد و فردي ديگر را كه نه معصوم است و نه..... حلقه ي رابط و مكمل خود با شعور كيهاني و خدا قرار داد. به نظر بنده اين افكار (طاهري) كه به فرا درماني مينازد تازگي نداشته و فرادرماني قدرتي است كه در و جود حتي كافران (با تلقين و...) نهاده شده است.تحقيقات و نتايجي را كه دكتر ايموتو ژاپني در مورد تاثير كلام (يا احساس) بر آب گرفته نشان مي دهد كه تاثير كلام بر وجود انسان كه 2 قسمت از 3 قسمت وجودش آب ميباشد ميتواند به عنوان درمانگر يا ويرانگر عمل كند و قرار نيست كه حتما وارد حلقه ي عرفاني شد و درمانگر گشت يا درمان يافت!!! از طرفي خود خدا مي فرمايد:بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را" بنابر اين اگر هرفردي با يقين كامل به خدا چيزي بخواهد محقق ميشود" اينكه پزشكاني بر تاثير فرادرماني عرفان حلقوي تحقيق و تاكيد داشته اند به هيچ وجه مويد حقانيت آن نيست چرا كه قرنها پيش نيز عدهاي مي تونستند با تكيه بر قدرت ناخود آگاه انسان او را و يا خود را درمان كنند.(علم روانشناسي پرده از رازها برداشته)
پانیذ هدایتی :
واعتصمو به حبل الله جمیعا و لا تفرقوا. . . . آمده ام که سر نهم ، عشق تو را به سر برم ور تو بگویی ام که نی ، نی شکنم ، شکر برم
مصطفی :
با سلام من یکی از طرفداران این عرفان هستم و در کلاسها هم شرکت کرده ام و تا به حال خود شاهد بهبودی بسیاری از بیماران بوده ام . و به کارم هم ادامه خواهم داد چونم واقعا موثر است . شما هم بروید وبیشتر تحقیق کنید.
وحید .الف :
دوستانی که در این مورد اطلاعاتی ندارند بهتر است اظهار نظر نکنند. من بازگشت به زندگی رو مدیون استاد طاهری هستم . تعلیمات ایشان خیلی از افرادی که با خود و خدا تضاد داشتند رو دوباره با خدا آشتی داده و تضادشان به خلق خدا رو کاهش داده نباید با دید بسته به موضوع نگاه کرد من مطمئن هستم حتی کسانی که با غرض و سوئ نیت با استاد طاهری برخورد میکنن بصورت مدام در جلسات ایشان شرکت کنن در رفتار و افکارشان تغییرات مثبت اساسی مشاهده خواهند کرد
علی اصغر :
معامله با شیطان ساده‌انگاری است اگر کسی که "اقدامات عملی" غیرمادی مانند شفا دادن را انجام می‌دهد، عارف بدانیم و بخواهیم وی را با تکرار مکررات بدیهیات عرفانی که در دکان هر بقالی یافت می‌شود، بشناسیم. قدرتهای دنیوی بر پایه تلاش اعطا می‌گردند، همانگونه که خود او اینجا اعتراف کرد. اگر درمان او نتیجه نمی‌دهد، که شیاد است. ولی اگر نتیجه می‌دهد، باید توضیح دهد چه قدرتی این کار را انجام می‌دهد و چرا؟ گردن خدا نیندازد که او، پیامبر خدا نیست. ممکن است که اینگونه بهبودیها، با تغییر ذهن فرد، در بدن نیز تأثیر بگذارد. ولی تغییر در ذهن افراد را "که از مهمترین تغییرات است"، کدام قدرتی انجام می‌دهد؟ و در ازای آن چه می‌خواهد؟ خود ایشان برای اینکه یک قدرت محافظ اعطا کند و چهار کلمه ارتباطی یاد بدهد، چند ده هزار تومان پول می‌گیرد، آن وقت کسی نمی‌پرسد که آن "شبکه شعور کیهانی" چه می‌خواهد؟ به ننظر می‌رسد همان طمعی که مردم را عضو شرکتهای هرمی می‌کرد، آنها را چشم و گوش بسته، به مسلخ مریدی او می‌کشاند، تا بدون زحمت، "در رفتار و افکارشان تغییرات مثبت اساسی" ایجاد شود. آیا اندکی تأمل نمی‌کنند که تیغی که اذهان را می‌تواند جراحی کند، در دست آنشخص همیشه به خیر می‌چرخد؟ آیا فکر نمی‌کنند که یک اندیشه عرفان چه احتیاجی دارد تا با شفا دادن مردم یا جادوگریهای دیگر، برای خود تبلیغ کند؟ جز این است که مردم بیمار و دردمند، در بیچارگی خود، مستعدترین افراد هستند تا تمام وجود خود را به قدرتهای حاکم به این شخص، در ازای سلامتی وعده داده شده بفروشند؟ این شاگردان این شخص که شب و روز مردم را به شبکه اهریمنی این شخص وصل می‌کنند، می‌دانند یا یکبار پرسیده‌اند که آیا مرتبطین چیزی از دست می‌دهند؟ یا سرمست از قدرت بادآورده، تیشه به ریشه مردم می‌زنند؟ خوشبختانه جواب این سؤال را از مقاله "فرادرمانی و حلقه عرفان" نوشته وی آمده است تا احتیاج به حدس زدن نباشد: "در این مکتب فرد از تمام توانائی‌های فردی کاملاً خلع سلاح‌شده ..." به عبارت واضحتر، ابتدا تمام تواناییهای فردی غارت می‌شود. آنهم چنان غارتی که فرد چنان تهی می‌شود که تبدیل به یک "شاهد" یا در واقع مدیوم می‌شود تا موجودات "شبکه شعور کیهانی" به راحتی از جسم وی برای تأثیرگذاری بر دنیای مادی استفاده کنند و امیال خود را پیش ببرند. مانند عروسکهای خیمه‌شب‌بازی در دست اجنه آقا! از دست دادن قدرتهای فردی، برای افراد بی‌هویت که چیزی برای از دست دادن ندارند، برد است، ولی بیشتر مردم کشور ما که استعدادهای درونی خوبی دارند، بازنده خیانت این شخص و افراد بی‌هویت اطرافش هستند. عجیب نخواهد بود اگر روزی بشنویم که اسرائیلیها، به این فرقه، به مانند بهائیها، در سرزمین موعود عزیزشان، که برای یک وجب از ان دست به هر جنایتی می‌زنند، جا و مکان داده‌اند، تا "اکنون که آقا قصد خارج تشریف بردن دارندد"، "مرکزیت" را در آنجا قرار دهند.
علی از تبریز :
با سلام، من بسیار متعجب هستم که جوانان هم سن و سال من فکر نمی کنند که چطور فردی به یکباره برخاسته و ادعای عرفان و سیر و سلوک می کند؟! این آقای طاهری زیر نظر کدام استاد اخلاق و عرفان تربیت یافته؟ کسی با ریش های تراشیده می تواند مراحل عرفان را بگذراند؟ جالب این جاست که جناب طاهری تمام عرفا و علمایی چون علامه طباطبایی و آقای بهجت و آقای تهرانی و ... را کنار زده و ادعای عرفان و سیر و سلوک دارد! خود نفس پول گرفتن و سپس برگزاری کلاس مانع سیر و سلوک می باشد؛ بیایید در مورد این فرقه کمی بیشتر بیندیشیم ...
محمد :
علي جان اينكه چه طور ميشود كسي با ريش تراشيده عارف باشد! را نمي دانم آن را بايد از علماي عرفان پرسيد.فقط مي دانم كه در طول تاريخ ابن ملجم ها و شمر و حجاج بن يوسف هم ريش داشته اند . متاسفانه در حال حاضر عرفاي پر ريش ما درچنته خود چيزي براي ارائه كه بدرد مردم بخورد ندارند.
غول تروی :
سلام ان شاالله خبر دقیق راجع به این فرد شیاد فردا صبح به سمعتان خواهد رسید. غول تروی
کشاورز :
چقدر هم وقیح است! جلسه گفتگو آمده، طلبکارانه می‌خواهد سخنرانی کند! که چرا علیه حرف زده‌اند! تازه بعد از این همه بی‌ادبی می‌خواهد حاج‌آقا برایش توصیه کند تا صدتا!!! کتابش چاپ شود! شنیده‌ام که شاگردانش از او پرسیده‌اند که او که از طرف شعور کیهانی مأموریت دارد، چرا از آنها پول می‌گیرد؟ جواب داده که نمی‌خواهد شاگردانش مدیون او باشند!!! این دکترهای ساده‌لوح، هفت هشت سال درس خوانده‌اند که فردا مریض پیششان آمد، بگویند: یک اتصال یک برات می‌خوونم، دو تا اتصال شماره دو! اگر خوب نشدی حتما اخلاقت بد بوده، برو کلاس استاد ثبت نام کن تا آدمت کنه! ضمنا این سوگندنامه دکتر فاستوس را هم امضا کن تا یه تشعشع حفاظتی به نیابت استاد بهت بدم تا نفرین‌های مادرزنت بهت اثر نکنه! اگر هم خوب شدی (یا نشدی) اسمت رو بفرست برا استاد تا وارد کامپیوترش کنه، کامپیوترش متصله به شبکه شعور، کلی خاصیت داره! این حق ویزیتی هم دادی به خاطر اینه که مدرک دارم، سرت کلاه رفت که پیش حسن بقال نرفتی، اون مجانی برات اتصال می‌خوند!
علی از تبریز :
بله آقا محمد بهت توصیه می کنم وقت بذار و توصیه های اخلاقی علامه طباطبایی و یا علامه بهجت و یا دیگران رو یه مطالعه ای بکن، معلومه که معلوماتت در مورد عرفان این اشخاص در حد منفی هستش، عزیز دلم ابن ملجم ادعای عرفان نداشت که، شمر ادعای عرفان نداشت که؟ یه بچه مدرسه ای اگه به اذانی که طاهری گفته (مثل نماز علی اکبری استاد انرژِی درمانی که بعد ها فهمیدن که طرف عیاش و فاسد و بی بند و بار و ... هستش و دستگیر شد) و برای دانلود گذاشته (http://www.interuniversalfans.com/files/sound/AzanOstad.mp3 ) رو بشنوه میفهمه که یه گیری توی کارش هست، به طاهری توصیه می کنم بره اول تجوید قرآن رو توی درس قرآن مدارس ابتدایی یاد بگیره بعد بیاد ادعای عرفان بکنه ...
الناز :
لطفا اول تحقیق کنید بعد. چزا با کسی که کارش درسته همیشه مخالفت میکنند . مگه استاد چکار میکنه/ جز اینکه انسانهای افسرده و بیمار را امیدوار میکنه به اون خدایی که همه به چشم یه طلبکار نگاش میکنند. ما تا اخر با استاد هستیم..بگذارید ما در اتیشی که شما میگید بسوزیم. پ
nazanin :
علی آقا...ابن ملجم عارف نبود ولی ادعا می کردکه از علی با ایمان تر است.....اناخیرمنهم.....این شعارابلیس است
مهدي :
کسي که داره در تمام صحبتهاش ميگه تمام مشکلات و تضادها زير سر شيطانه، چطور نيروش رو از شيطان ميگيره؟ خود استاد هزاران بار گفته اعتصموا بحبل الله. حالا چون داره مطالبي فراتر از شعور و درک ما ميگه، انحرافي شده؟ مگه کشيشها و مذهبيون نبودن که گاليله رو محاکمه کردن که بر خلاف انجيل ميگي. بعدش چي ثابت شد؟ متاسفانه ما انسانها با تعصب و تصميم گيري سريع و بدون بررسي، خالق اثر رو کنار گذاشتيم و بعدها با صرف وقت چند برابر تازه رسيديم به سالهاي قبل که بله... استاد شهير و دانشمند، فلان بن فلان، سالها جلوتر از زمان خود بود و به فلان مطلب علمي رسيد. آيا حتما بايد ايشون ميرفت خارج ايران و اين علم گسترش پيدا ميکرد و بعد ما ميرفتيم واردش ميکرديم و ميگفتيم به به... عجب فرادرماني چيز خوبي ست؟ بيايد قبل از تهمت زدن به افراد، تحقيق کنيم. نه اينکه صرفا حرف يک سري آدم سطحي نگر و عجول رو تکرار کنيم. من خدا رو هزاران بار شاکرم که بارها خواستم نشد که به دنبال هيپنوتيزم و انرژي درماني برم، و در آخر با عرفان کيهاني آشنا شدم. با مدعي مگوييد اسرار عشق و مستي تا بي خبر بميرد در درد خودپرستي
ویدا :
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ _کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیمکاش همیشه یادمون باشه که اندیشه مهم است نه صاحب اندیشه....
yas :
کسانی که به مرحله درک وفهم نرسیده اند نمی توانند در باره استاد طاهری و ارتباط نظر دهند چون این ارتباط فقط شهودی و درکی می باشد از مقام معظم رهبری خواهشمند که در مورد عرفان کیهانی بدون کنایه رای دهند زیرا اصلاح کشور غزیزمان با استفاده از این ارتقاء میسر می باشد
فازمتر :
نویسنده: فازمترسه شنبه 28 اردیبهشت1389 ساعت: 17:56سلام جناب موسوی : دست شما درد نکنه ‘ مطلب رو ادامه بده اگر هم رزومه این آدم بی هویت رو می خواهید بدونید ‘ به دام حللقه قسمت نظرات در چند بخش با نام فازمتر شروع به نوشتن شده . البته تا 15 روز آینده تکمیل خواهد شد . لطفا در تمام قسمتهای نظرات وارد شوید و مجموع فازمتر ها را رویت بفرمائید . انشاا... چهره واقعی این فریبکار از حدا بی خبر که جوانان این مرز و بوم را دچار آلودگی فکری نموده و زنهای زیادی را از کانون خانواده جدا کرده و به روابط نامشروع با بعضی از جوانان منحرف دست ساز همین تفکر آلوده سوق داده برای همگان روشنگری خواهد شد . شگرد این فرد این است که در قالب این عرفان دروغین و ساختگی صهیونیست ابتدا’ اعتقادات تازه وارد را متزلزل نموده سپس در حین ایجاد تزلزل قید و بند این افراد را از وابستگی ها و تعلقات رها نموده و خود به خود به انحراف هدایت می نماید . این فرد برخلاف دروغ هائی که تحویل این جماعت از خدا بی خبر داده هیچ تخصص و تخلصی نه در امور مهندسی دارد نه در امور دینی و با مطالعخ مطالبی که در دام حلقه فازمتر در کلیه بخشهای نظرات خدمتتون گفتم ‘ واقعیت این چهره کریح و این جریان فاسد انحراف اجتماعی به نظرات خواهد رسید . من فایل صوتی این از خدا بی خبر عامل صهیونیست را که در کلاس به حاضرین اعلام نموده در مورد شناخت دین اسلام آنچه که تا بحال به ما آزمودن غلط بوده و سر ما کلاه گذاشتند را در اختیار دارم . این یکی از آموزه هاست !!! فایلهای متعددی در اختیار است که در موقع مناسب در اختیار اطلاعات قرار خواهد گرفت . موفق باشید .
رحمان :
به نام خدا در ابتدا میخواستم از اقا یا خانم ysshil تشکر کنم به خاطر اشاره ی به جا و هوشمندانشون حقیقت و واقعیت مثل خورشید و افتاب هست که بالاخره برای همه قابل رویت خواهد شد. به امید اون روز .........
بارش :
مطالب بسیار جالب بود امیدوار بودم در کشور اسلامی و با داشتن علمای بزرگ دینی اندیشه های نو و هرچند تایید نشده در فضای علمی نقد می شد نه اینکه فردی که در کشور با رعایت تمامی قوانین کشور و در اماکن علمی و دانشگاهی بدون انجام فعالیت زیر زمینی افکارش را بیان می کند برخورد دور از شان حکومت اسلامی می شود به نظر بنده به جای بازداشت ، ایشان را همانند متنی که در بالا آمده بود در جلسات مناظره دعوت و نسبت به ادعایش توضیح خواست
ژاله :
در ضمن چرا بعد از یک سال دعوا آقایان دیگران باید با همدیگر بجنگند؟ قابل توجه مسوولین وب سایت.
مریم :
از ysshil ممنونم که توضیحاتش خیلی خوب بود. از افرادی که گارد گرفتن و گوشهاشون رو بستن می خوام به خودشون بیان. همیشه وقتی کسی به یه حقیقتی می رسه و بیانش می کنه می خوان ساکتش کنن. منصور هم وقتی گفت انا الحق کشتنش. یا همون گالیله که دوستان اشاره کردن. امیدوارم اونایی که دارن به استاد و عرفان حلقه تهمت نا روا میزنن پی به اشتباهشون ببرن تا دیر نشده. به دوستانی هم که حقیقت این راه رو فهمیدن می خوام بگم " با مدعی نگوئید اسرار عشق و مستی" " تا بی خبر بمیرد در رنج خود پرستی" در پناه خدا باشید.
احسان :
یا هو.جایی که اسم خدا جاری میشه وآیه های قرآن خونده میشه و الله در دل ها زنده میشه وجایی که بحث معشوق میشه جایه خوبیه.من به لطف الله در این مسیر قرار گرفتم چند سالی بود که ازش دور شده بودم ولی از خدا میخواستم منو به راه خودش برگردونه که خدارا شکر همین طور هم شد.این مسیر اللهییه و هیچ کسی جز خدا نمیتونه جلویه اونو بگیره. این مسیره هدایت انسان که مرحله ی بچگی و جوانی رو گذرونده و در مرحلیه میان سالییه .این ادامه اسلامه از آدم تا حال و نه جدا از آن.لطفا تحقیق کنید.
مينا :
با سلام به نظر من قضاوت درست نيست بهتره كه به هر چيزي زمان بدهيم من معتقدم كه هر چيزي رو مي شه تجربه كرد از جمله عرفان حلقه.
رها :
واقعاً جاي تأسف داره كه برخي افراد براي سنجش ميزان معرفت، طول ريش ديگران را معيار قرار مي دهند ...
آرزو :
من درباره این کلاس ها تحقیق کرده ام و همه آنها کلاهبرداری است چون از خانواده ام که به این کلاس ها رفته نه تنها با خدا نشده اند بلکه ایمان خود را از دست داده اند و تمام خانوده ام را به دعوا انداخته اند
 
ساعت و تاریخ : 06:08- 1389/5/8
نام :
پست الکترونیکی :
صفحه شخصی :
توضیحات :
   
نام کاربری

کلمه عبور

فراموشی رمز عبور 
 
 
موضوع نظرخواهی :
 
 


 نتیجه  
آرشیو نظرخواهی
 
 







 
   
 
 
 

 کلیه حقوق این سایت متعلق به Nahadsbmu.ir می باشد 
طراحی  شرکت پارس فناوران  - Pars Cms Ver 2