۱۳۹۳ پنج شنبه ۶ شهريور
:: ۱۳۹۳ پنج شنبه ۶ شهريور Thursday 28 August 2014 15:35 کابل - GMT 11:05    

1388/09/28 : تاریخ مطلب مشاوره و پاسخ به سوالات

جهت ملاحظه آرشیو سوالات اینجا کلیک نمائید. در غیر این صورت سوال خود را در کادر (نظر دهید) نوشته تا در اولین فرصت به آن پاسخ داده شود.

مدیر سایت.




نظرات :
نگون بخت :
سلام چون گزینه ی پاسخ به سوالات تون فعال نبود منم همینجا سوالمو میپرسم در ماه رمضان استمنا کردم دررساله ام دیدم کفاره جمع باید بدم اولآ برام توضیح واضح بدین که یعنی چکار کنم.دومآ نمی شه 60تا روزه رو نگیرم اخه خیلی سخته نه اینکه مشکل سلامتی داشته باشمو ولی خوب بخاطر تنبلی میگم بهر چهت شمارو به خدا یه راه حل اسون بذارین دم پام
جواد علیزاده :
با سلام خدا خیرتان بدهد کمکم کنید ادم متقدی هستم وبه صلاح متقدم اگر کاری از پیش نرود ممکن است با تمام صع من چون صلاح نیست قبول دارم ولی کاری را یک سالی است شروع کردم وهمه چیز مرتب بود ولی در تاریخ 3.11.2009 بطور کامل بدون استسنائ همه افرادی که رابطه کاری داشتم وقرارهای زیادی گذاشته بوذم قراموش می کنند البته متجاوز از 25 قرار چرا همه عذز خواهی وعنوان که ببخشید فراموش کردم چون فکر میکنم اگر از نظر خدا صلاج نبود چرا همه موضوع فراموشی شده است شما جه می گوئید وچه کمکی میتوانید بکنید اجرتان با خدا وسلام
دو دل :
مردی متاهل هستم با زن و فرزند. کارم طوری است که مسافرت زیاد میرم. عاشق زن صیغه ای خودم شدم. چکار کنم؟
هدیه :
سلام. آیا کادوها و هدایائی که شوهر به زن خود داده ، جزو مایملک شوهر است؟ یا مال زن است یا مال هردو؟
نور :
سلام دختری هستم 22 ساله بخاطر بیماری تالاسمی ماِژور که دارم هیچ خواستگاری رو راه نمی دادیم البته غیر از همین بیماری مشکلی در زندگیم ندارم و کلا خیلی تو مسائل علمی و اجتماعی فعالیتهای زیادی دارم و کسی از مشکلم مطلع نیست،چون در خانواده متدین و مذهبی بزرگ شدم با بیشتر شدن خواستگارها تعجب کردن دوستان و آشنایان از رد کردن ما بیشتر میشه! نمیدونیم که آیا این کار رد کردن خواستگار درسته یا نه؟اصلا نمیدونم بایدچیکار کنم؟در ضمن از همنوعان من خیلی ها ازدواج کرده و فرزنددار هم شدند....خواهش می کنم راهنمایی کنید
rezae :
سلام من در كشور عربي زندكي مي كنم جرا اين اعراب خودشون به مباني اسلام عمل نمي كنند و بي حجاب هستندزززحتي مشروب الكلي مي فروشندززززايا من بايد جكار كنم؟
m: :
سلام من دختري 20 ساله ام و دانشجو، در مجموعه ما يه آقايي است كه دو ، سه ساله ازدواج كرده (خودش به اين ازدواج راضي نبوده ولي به خاطر اتفاقاتي مجبور به ازدواج با اين خانم شده و چند وقتي است كه به من اظهار دوستي ميكنه و ميگه با زنش خوشبخت نيست و با من تماس میگیره و برام شعر ميخونه و يا پيامك ميزنه من هم ازش خوشم اومده و با هم در کارهای مرتبط با دانشگاه همكاري داريم حالا چند سئوال دارم 1 - آيا عمل اين آقا در ارتباط با من از نظر اسلام و خدا مشكلي دارد 2 - آيا من گناه ميكنم 3- لطفا راهنماييم كنيد چي كار كنم كه خدا از من راضي باشه.
علی :
اگر فردی جنب بشود و امکان دسترسی به آب نداشته باشد برای غسل. آیا می تواند وضو بگیرد یا باید حتما تیمم کند ؟
س :
باسلام مقلدآیت الله بهچت هستم.درنمازوتر وقتی ازرکوع بلند شدم دعای آن را خواندم بعد صدای اذان را شنیدم و حواسم پرت شد و دوباره بعداز دعا به رکوع رفتم وذکرراهم گفتم بعدیادم آمد وبلنشدم و به سجده رفتم ونمازم را تمام کردم.آیا نمازم صحیح بود؟ بعدازاذان صبح دوباره نمازوتر را به صورت ساده و به نیت قضا خواندم آیا درست بود؟ اگر موارد بالا درست نبود آیا باید قضای نمازوتر رابخوانم تا نمازشبم کامل شده باشد؟ ممنون.
علیزاده :
با سلام ، سوال من در خصوص نیت بدی نسبت به کسی داشتنا است . چندی پیش من یک آرزوی بدی برای همسرم کردم . دور از جونش پیش خودم گفتم اگه بمیره من فلان کار را میکنم . من همسرم را که مرد بسیار دلسوزی است بسیار دوست دارم ولی بعضی اوقات خیلی بداخلاق میشود . از روزی که این ارزو را کردم روابطمان رو به سردی رفته و هر روز بدتر از دیروز میشود . من چطوری باید تاوان و یا کفاره نیت بدم را بدهم. نمیخواهم زندگیم خدایی نکرده بد بشود و یا همسرم را از دست بدهم
shirin :
سلام.دختري هستم 23 ساله.از 2 سال پيش كه مادرم فوت كرد خيلي افسرده و تنها شدم.كمي بعد از فوت مادرم با پسري دوست شدم به قصد ازدواج.گفتم با گذشت زمان من هم عاشقش ميشوم.در اين 2 سال كاملا او را شناختم.اخلاق خيلي خيلي خوبي دارد.هر چه از خوبيه او بگويم كم گفته ام.حالا او كاملا به من وابسته شده ولي من عاشق او نشدم.دوستش دارم ولي عاشقش نشدم.با اين اوضاع ما ميتوانيم زندگي خوبي داشته باشيم؟من عاشق كسي هستم كه حتي اسم او را نميدانم!خيلي سر در گم هستم.بعد از مادرم كسي را ندارم كه كمكم كند.چرا خدا دعاهاي مرا مستجاب نميكند؟هميشه ميگن به مصلحتت نيست.مگه خدا نميتونه يه كاري كنه كه مصلحت باشه؟خواهشا جواب منا بدين.ممنون
رزیتا :
سلام من دختر 20 ساله ایی هستم که تا به حال با هیچ پسری دوست نشدم و می ترسم از اینکه با پسری دوست شوم چون هم خوانوادم خیلی سیاست مدار هستند و می ترسم پسرها به من سواستفاده کنند خلاصه تنهایی سر می کنم ولی گهگداری به سرم می زند با پسری دوست شوم تا از تنهایی بیرون بیایم ولی بعد از چند ساعت دو باره پشیمان می شوم.من در 11ماهگی پدرم را از دست دادم و در هجده سالگی مادرم را از دست دادم.من خیلی ادم شوخی هستم با همه اهل خانواده می گم می خندم با بچه های دانشگاهو با دوستای صمیمیم می گم میخندم و شاید بتونم بگم با این حال که پدر مادرم را از دست دادم ولی رو حیه ام از بقیه ی دوستام خیلی بهتر شایدم دارم تظاهر می کنم به خوب بودن!ولی خیلی احساس تنهایی میکنم من چه کار باید بکنم تا از این تنهایی خارج شوم می خواهم از راه درست از تنهایی خارج شوم اگر خاستگار با شرایط خوب داشته باشم و اگر خوانوادم تاییدش کنند ازدواج می کنم.رشته من itو فوق دیپلم و الان ترم 5هستم. بعد از فوت پدرم برادرم مسولیت من و خوانوادهام را به عهده گرفت و مادرم تا لحظه ی مر گش به من و خواهر و برادرام وفادار بوده من خیلی دوستش دارم و ما 7فرزند بودیم .5خواهر و 2برادرو من اخری هستم از همه کوچکترم همه ازدواج کردند فقط من مجرد هستم با خاهر بزرگترم که دارا ی بیما ری افسردگی هاد است.لطفا مرا راهنمایی کنید تا چگونه از این لاک خودم خارج بشوم و چگونه از تنهایی خلاص بشوم؟سپاسگزارم
فاطمه :
من دوست دارم که ازدواج کنم اما هنوز قسمتم نشده.هرچی هم دعا میکنم فایده ای نداره.هرکسی خواستگاری میکنه یا خواستگاری رو معرفی میکنه قبل از این اینکه اون خواستگار بیاد خونمون یه چیزی میشه که اصلا موضوع کاملا منتفی میشه.از نظر قیافه و خانواده مشکلی ندارم.اما نمی دونم چرا همش به بن بست میخورم.اصلا دعا کردنام هم فایده نداره.خواهش میکنم بگید مشکل از کجاست و من باید چی کار کنم
تنها :
ال
h :
چراپدرومادرم علاقه ای به من ندارن اصلامادر من دوست نداره خیلی چیزاکه ربط داره به این سن من رعایت نمی کنه من ازش می ترسم نمی تونم چیزی که دوست دارم بهش بگم
رضا :
با سلام مدتي است كه عاشق دختري شدم كه حدود2 سال از خودم بزرگتر است . از نظر مالي مشكلي ندارم فكر ميكنم اونم منو دوست داره اولش فكر ميكردم يه عشق زود گذره اما بعد ديدم نه خيلي بهش وابسته شدم حالا بين دو راهي موندم كه چكار كنم از شما ميخوام كمكم كنيد واقعا احتياج به كمك دارم . با تشكر فراوان از شما
مینا :
با سلام.شوهر خوب ومهربانی دارم که همه دغدغه اش کمک به دیگران است تا جایی که حتی گاهی از زندگی خودمان کم میگذارد تابه دیگرانی که اکثرا قدر نشناس هستند کمک کند که این اکثرا باعث بحث بین ما میشود .آیا از نظر شرعی این کار درست است ؟من چه کار باید بکنم تا این رفتارش تعدیل شود؟ با تشکر
مهدوی :
برادر عزیز جناب آقا رضا با سلام و عرض احترام. عشق و علاقه شرط لازم برای پیوند است ولی کافی نیست و در صورتی که در شخص ایشان و این پیوند ویژگی هایی وجود دارد که مسأله اختلاف سنی را کم رنگ می کند و از آهمیت آن می کاهد مسأله سن قابل چشم پوشی است. موفق باشید
بدرام :
با سلام من بدرام18 سال دارم من بسري شوخ طبع بودم اما از زماني كه تجديد اوردم دجار افسردكي شدم كج خلق شدم از طرفي ديكه با يه دختري كه دوستش دارم بحثم ميشه اصلا نمي تونم بخندم لطفا راهنماييم كنيد با تشكر
مهدوی :
پدرام عزیز با سلام ؛ گشاده رویی و نشاط و داشتن روحیه ای لطیف از نعمت های بزرگ خداوند است؛ از صفات مؤمنین واقعی گشاده رویی و نرم خویی آنان است و این به آن معنا نیست که مشکلی در زندگی نداشته باشند و از بی دردی دارای این روحیه باشند بلکه مشکلات و گرفتاری های آنان شاید از سایرین بیشتر هم باشد اگر مشکل کوچکی مانند تجدید آوردن بخواهد شما را از پا در بیاورد و به افسردگی برساند پس در این دنیا که سراسر مشکل و گرفتاری است و همواره تلاش در جهت گذر از سنگلاخهای آن است را چطور می توان تحمل کرد و به مقصد رسید؟! چو غنچه گرچه فروبستگیست کار جهان تو همچو باد بهاری گره گشا می باش اما در خصوص مطلب دوم به عرض برسانم که آن دختری که دوستش دارید چه نسبتی با شما دارد؛ اگر از افرادی که به جنابعالی محرم هستند است که باید رفتار خود را اصلاح کنید و در بحث و گفتگو کوتاه بیایید و همواره اصل احترام و محبت را در روابط ملاحظه کنید و اگر نامحرم است اصلا نباید ارتباطی داشته باشید که بخواهد به بحث منجر شود. الان فرصت خودسازی و بالا رفتن از قله های انسانیت است فرصت را از دست نده! موفق باشید
مهدوی :
با سلام و احترام در خصوص طرح ضیافت اندیشه لطفا با دفتر نهاد دانشگاه شهید بهشتی تماس حاصل فرمایید.
یک سر در گم :
سلام من یک مرد 42 ساله هستم که مدت چند ماهی است از همسرم جدا شدیم حدود 8 سال پیش تو چت با دختر خانمی آشنا شدم و در حد یک دوست بدون ابراز احساسات به او مشاوره و کمک میکردم تا دانشگاه و امور جاری زندگی رو پیش ببره اما اون در اثر این ارتباط عاشقم شد و من که از ابتدا سن و تاهلم نگفته بودم به نوعی به بهانه هائی قطع ارتباط کردم و اون سه سالی است که ازدواج کرده چند ماه قبل یک روز در چت دباره با هم روبرو شدیم و پیرو حرف زدن خودش اون از ازدواجش راضی نیست و خیلی سرد شده و گفت که باعث این انتخاب من بودم و بقولی با خودش لجاجت کرده من احساس گناه کردم و همه واقعیت رو گفتم اما اون نه تنها سرد نشده به شدت ابراز عشق میکنه و من هم با توجه به شرایطم (متارکه) هم صحبت شدم و یه جورائی علاقه مند شدم از طرفی هم میترسم به گناه کشیده شیم چیکار کنم از این شرایط خارج شم و اون هم فرد هوسرانی نیست بلکه بیشتر عاطفی است خواهش میکنم کمکی شدنی برای تقویت اراده و جلوگیری از گناه به من بکنید
مهدوی :
با سلام و احترام برادر عزیز به فرمایش آیه 14 سوره مبارکه قیامت "بل الانسان علی نفسه بصیره" هرکس به اوضاع و احوال خود آگاهی کافی دارد؛ انسان خوب می فهمد که انگیزه اش از انجام کاری پاسخگویی به خواهش نفس است و یا حل مشکل و معضلی از مشکلات بندگان خدا... و آیا از ابتدا مجاز به انجام چنین حرکتی بوده که به اینجا ختم شود و یا نه ... به هر حال شما باید هرچه زودتر به این رابطه پایان دهید و زمینه انحراف خود و دیگری را از بین ببرید... شما در آخرین نوشته خود باید ایشان را به گرمابخشی به کانون خانواده خودش دعوت کنید و از این ابراز علاقه شیطانی پرهیز دهید و به رفع مشکل بین ایشان و همسرش تلاش کنید؛ شما نباید عامل ازهم پاشیدگی خانواده ای شوید و شرایطی را فراهم کنید که ایشان به مقایسه "همسر خود که در عالم واقع با مشکلات خاص زندگی با او زندگی می کند" و "مانند شمایی که در فضای مجازی و عالم گل و بلبل خیالی فرشته نجات به چشم می آید" پرداخته و همه زندگی خود را در این بازی توهم آمیز ببازد و ... شرایطی سخت است بیشتر مراقب باشید و در اولین فرصت نسبت به انتخاب همسری مناسب و تشکیل خانواده اقدام فرمایید. تنها راه رهایی از سردرگمی تقوا و مراقبت از خویش است و .... موفق باشید... اگر به توضیح بیشتر نیاز بود در خدمت هستم ...
مهدوی :
با سلام و عرض احترام برادر عزیز مدرک تحصیلی و اختلاف سنی از معیارهایی نیست که در خصوص همه افراد به صورت واحد تأثیرگذار باشد بلکه باید به بررسی سایر شرایط ازدواج نیز پرداخت و در جمع بندی به نتیجه رسید که آیا این پیوند به مصلحت است یا خیر...
mehran :
salam.man mikham ba dokhtari k 4 sal azam bozorgtare ezdevaj konam,vaqean ham az samime qalb hamdigaro dust darim, khanevadeye man ham mokhalefan, khahesh mikonam rahnamaeem konin k chikar konam be ham beresim? merci
مهدوی :
با سلام و احترام برادر عزیز مهران! تناسب سنی یکی از ملاکهای ازدواج است و در صورتی که سایرها ملاکها در اولویت واقع شود و شرایط خاصی حاکم شود ممکن است در ردیف های بعدی قرار گیرد و قابل اغماض و چشم پوشی باشد و نیز تنها دوست داشتن آن هم در این موقعیت نمی تواند معیار خوبی برای انتخاب باشد مخصوصا هنگامی که خانواده نیز مخالفند؛ باید بیشتر بررسی شود و نظر خانواده مورد توجه قرار گیرد؛ باید دید که به هم رسیدن به مصلحت هر دوی شما هست یا نه هرچند ممکن است از نظر شما شرایط به گونه ای دیگر باشد؛ به نظر خانواده و دلایل مخالفت آنان توجه نمایید و عجله نکرده و منطقی باشید. موفق باشید
بهزاد :
مدتی پیش عاشق و دلبسته ی دختری شدم.احساس من اینه که این عشق از جنس کاملا پاک هستش.به دختر مورد علاقه هم چند بار ابراز احساسات کردم ولی خوشش نیومد و بدجوری از دستم عصبانی شد.به نظر شما راه حل چیه؟خیلی ممنون.
مهدوی :
برادر عزیز بهزاد! با سلام و عرض تبریک عید سعید فطر باید به عرض برسانم که انسان وقتی کمال می یابد که حداقل امیر و فرمانروای خود باشد و نفس خود را به فرمانبری وادارد و فرماندهی کل قوای خود را از چشم و گوش و حس گرفته تا قلب و دل، به عهده بگیرد که البته برای امثال بنده کاری دشوار است و نیازمند تمرین و ممارست؛ اگر چشم و دل رها شود هر دم عشق کسی در آن جوانه می زند و این هوس همه زندگی را به خود مشغول می سازد و دست بر نمی دارد و اگر این هوسها بخواهد ابراز شود جامعه را آلوده و فرد را بیچاره می کند... بله اگر مهر ایشان به عنوان همسر آینده در دل افتاده و شرایط چنین پیوندی مساعد هست مطابق موازین و شرایط متعارف و از طریق خانواده اقدام می گردد و در غیر این صورت تنها چاره جهاد نفس است... موفق باشید
1363 :
من حدود2سال با پسری آشنا شدم که از من 5/1سال کوچکتره کم کم بهش علاقمند شدم تا الان که واقعا و عمیقا دوستش دارم اونقدر فهمیده و خوبه که تفاوت سنیمونو نادیده گرفتم و می خوام باهاش ازدواج کنم اما نمی دونم چطور این موضوع رو بهش بگم اللبته لازم بذکر که علاقه ما 2طرفه است اما اون بخاطر سنش که الان 24ساله و کمه قصد ازدواج نداره رابطه ما اونقدر بر مدار احترام و علاقه است که واقعا سر در گمم نه میتونم فراموشش کنم نه دلم میخواد ک اینجوری ادامه بدم لطفا راهنماییم کنید مرسی.
زندگی :
با سلام. رقص در چه صورتی حرامه؟و منظور از اینکه مفسده ای در پی نداشته باشه چیه؟ و سوال دیگر اینکه رقص حتما با آهنگی همراهه که باعث و محرک رقص میشه. حکم این آهنگها چیه؟ با توجه به اینکه شوهر من همیشه از من تقاضای رقص میکنه و رقص بدون این آهنگها امکان نداره
مهدوی :
خواهر محترم با عرض سلام و احترام و عذرخواهی به جهت تأخیر؛ صرف نظر از اشکالات کوچک و بزرگی که در این سیر مشاهده می شود اعم از فرصت دادن به خود برای آشنایی و فراهم کردن زمینه برای دلبستگی و تصمیم گیری از طرف فرد دیگر و قضاوت در مورد خوبی و بدی فرد به عنوان همسر آینده و امثال آن باید به این موضوع توجه داشته باشید که در چنین تصمیم مهم و سرنوشت سازی نباید همین لحظه و خواسته دل را مورد نظر داشت و شرایطی را که از آینده ای نزدیک رقم خواهد خورد را نادیده گرفت و بگذریم از این که ممکن است به دلیل عدم تمایل ضمنی که بیان داشته است، شما عروسی تحمیلی به شمار آیید و امثال آن؛ شما همین لحظه را می بینید و احترامی را که نه به عنوان همسر برای هم قائل هستید؛ قدری بیشتر تأمل فرمایید البته تناسب سنی جزء اولین معیارهای هم شأنی نیست ولی به هر حال خانواده ها را به توجه وا می دارد... این علاقمندی شما با بی توجهی ایشان (با این بیان که فعلا قصد ازدواج ندارم) به سرخوردگی می انجامد؛ باید خودتان را تأدیب کنید و از این دلدادگی نجات دهید... موفق باشید
مهدوی :
با سلام و احترام و عرض تشکر از ابراز محبت شما؛ ان شاء الله که از درد و بلا به دور باشید و عافیت روزی شما باشد؛ برادر عزیز به نظر می رسد با کمک از افراد مورد احترام مادر و صحبت آن افراد با مادر جهت راضی نمودن ایشان نسبت به موضوع اقدام فرمایید؛ در ضمن از خلوت با نامحرم باید پرهیز نمود. موفق باشید
تنها :
من خیلی تنهام با هیچی نمی تونم سر خودموگرم کنم دلم تنگ میشه باید چکار کنم
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام در پاسخ به سوال زندگی ضمن عذرخواهی از تاخیر در جواب به عرض می رسد: طبق فتوای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای گوش‌دادن به موسيقى لهوى متناسب با مجالس لهو و معصيت به‌طور مطلق حرام است و اگر رقص زن براى شوهرش يا برعکس، همراه ارتکاب حرامى نباشد، اشکال ندارد. زندگی تان سرشار از صفا و صمیمیت و عاقبت به خیر
بهار :
دختری 27 ساله هستم 1 ساله ازدواج کردم اما شوهرم توی یه خانواده بی محبت و جنگ و جدال بزرگ شده با من هم همین رفتار و داره با خانواده من هم رفت و امد نمی کنه منو هم کتک میزنه و فحش میده محبتم هم زیاده اما اصلا راه نمیاد چیکار کنم
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام خدمت شما که متوجه تنهایی خود شده اید؛ به راستی انسان تنها است و تا زمانی که به اصل خود وصل نشود ایمن نشده است خواه به تنهایی خود پی ببرد و بداند که هیچ کس را ندارد و یا این که در غفلت دنیا سرگرم باشد و دور و بر خود را شلوغ ببیند و گرفتار در این شلوغی و سر و صدا شود ولی به هر حال تنها است و هیچ کس را ندارد مگر پروردگار خود را که همه دار و ندار اوست و چه خوب یار و همدمی*الهی وربی من لی غیرک*(دعای کمیل) البته لحظه لحظه این زندگی و عمر بسیار ارزشمند و حیاتی است و نباید به سرگرمی و بطالت بگذرد؛ بلکه باید از همین عمر که لحظه لحظه کوتاه و کوتاه تر می شود بهره گرفت و در مقابل آن دستاوردی ارزشمند و قیمتی داشت؛ خیلی از مردم امروز از کمی وقت گلایه دارند آن وقت شما سخن از سرگرمی می فرمایید؟! این همه جای تلاش برای رسیدن به کمالات و این همه فرصت برای دستیابی به نیازها و ضرورتهای زندگی آن وقت ما به دنبال سرگرمی و پر کردن اوقات باشیم؟! به نظر می رسد اگر به نیازهای واقعی خود پی ببریم و بدانیم که برای ادامه زندگی در این دنیا و در عالم دیگر به چه اموری نیاز داریم و چقدر علم و اطلاعمان از عالم کم است و جا داشت که چقدر باشد دیگر چنین نبودیم... در وادی علم و معرفت وارد شوید و غرق در این اقیانوس بی پایان تا ببینید که فرصتی برای سرگرمی نیست؛ البته برای تجدید قوا برای ادامه حرکت تنوع و تفریح سالم نیز ضرورت دارد. همه چیز سر جای خود... باید قدر دان عمر گرانمایه خود باشیم. موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام خواهر گرامی سعی کنید تا با شناخت بیشتر خواسته های مشروع و منطقی همسر خود و احترام به آن خواسته ها و تلاش جهت رسیدن ایشان به اهداف صحیح و ارزشمند زندگی در دستیابی ایشان به موفقیت کوشا بوده و در جهت آشنا نمودن ایشان با فضاهای متفاوت و زندگی های الگویی ارزشمند و تغییر نگرش به زندگی نسبت به رفتار کنونی تنبه ایجاد نمایید و از محبت خود نکاهید و نیز دید خود را نسبت به ایشان اصلاح نمایید. به امید تجربه های شیرین زندگی
سوگند :
عاشق یکی از بچههای محل شدم اما اون قبلا عاشق کسه دیگه ای بوده همزمان پیشنهاد منو قبول کرده و با من رابه جنسی داره چکار کنم اوهم به من علاقه من شود
مهدوی* :
باسمه تعالی در پاسخ به سوگند؛ قدیمی ها می گفتند که عشق یه سره مایه دردسره؛ و کسی که همزمان دو نفر را می پذیرد، به هوسبازی نزدیک تر است تا به عشق و امثال این مسائل؛ چنین کسی شاید ارزش سرمایه گذاری برای ربودن دل را هم نداشته باشد؛ تازه با کدام مجوز و میزان فرد به خود اجازه می دهد که بخواهد با کسی این گونه رابطه داشته باشد؟! مگر ما بنده نیستیم و مگر ما از خود اجازه داریم هر کار که هوا و هوس و دلمان به بهانه های مختلف دستور داد انجام دهیم؟! باید در نظر داشت که ما انسان هستیم، آن هم انسان مسلمان؛ به این معنا که تسلیم فرمان کسی هستیم که ما را آفرید و به ما اجازه زندگی داد و ما را رشد داد و به ما فرصت داد که از نعمتها بهره مند شویم و در مقابل ناسپاسی نکنیم و یکی از نعمت های الهی همین لذت ها و احساس خوشی حاصل از آن است که البته در سطوح پایین نعمت می باشد و در این امر مشترک با حیوانات هستیم؛ البته فلسفه این لذت بردن ها امری حکیمانه و الهی است که یکی از آنها بقای نسل بشر است و امثال آن؛ خیلی از موضوع دور نشویم... ما بنده خدا هستیم و او خیر و مصلحت ما به ما فرموده است و ما موظف بر عمل بر آن اساس هستیم اگر در جست و جوی زندگی سعادتمندانه ایم؛ ما حق نداریم قبل از وجود مقدمات و شرایط بدون ملاحظه قوانین الهی که همه به خیر و صلاح ماست اقدام به کاری آن هم در این سطح انجام دهیم؛ رابطه را می گویم... دنبال این نباش که دلربایی کنی؛ اگر به فکر ازدواج هستی دنبال موردی بگرد و از خدا طلب کن وصالش را که در عاقبت به خیر تو سهمی داشته باشد و تو نیز در صدد عاقبت به خیری و سعادت او باشی!! والسلام
سودابه :
سلام علیکم حکم شخصی که برای رفع بیماری به تجویز پزشک اقدام به نوشیدن مشروبات الکلی کرده است چیست
سودابه :
سلام تماس بدنی وبیان احساسات در دوران نامزدی قبل از عقد چه حکمی دارد
سودابه :
سلام تماس بدنی وبیان احساسات در دوران نامزدی قبل از عقد چه حکمی دارد
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام بر شما خواهر محترم؛ اگر در دارویی الکل به کار رفته باشد و رفع بیماری و روند درمان طبق تشخیص پزشک منحصرا با استفاده از آن دارو باشد استفاده از آن دارو مطابق دستور پزشک معالج اشکال ندارد.
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام؛ دوران نامزدی از نظر محرمیت فرقی با قبل از آن ندارد؛ پس از وقوع عقد ازدواج است که محرمیت صورت می گیرد و دختر و پسر نامحرم دیروز به عنوان زن و شوهر به یکدیگر محرم می شوند و اجازه روابط نزدیک را می یابند. موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و عرض تشکر جهت توضیح؛ اگر به تشخیص دکتر متخصص درمان صرفا با آن نوشیدنی الکلی صورت پذیرد و فقط به اندازه ضرورت و به عنوان دارو نوشیده شود اشکال ندارد هرچند که آثار زیانبار آن بر روح و جان و حتی جسم بر صاحب نظران پوشیده نیست ولی به هر حال گناهی صورت نگرفته تا نیازی به توبه باشد ولی برای جبران آثار وضعی توجه بیشتر به امور خیر لازم است و تطهیر دهان و محل های آلوده نیز لازم است. و در مورد سوال دوم اگر به قصد تحکیم و پایه ریزی محکم خانواده گفته شود مجاز و مناسب است ولی به قصد تمایلات خاص نباید بیان گردد. موفق باشید
1414 :
چگونه دنبال دختذي براي ازدواج برم
سیاه بخت :
سلام من خیلی خواستگارداشتم ودارم ولی من قصدازدواج نداشتم اماحالاکه می خوام ازدواج کنم خانوادم راضی نیستنامامن دوسش دارم واونم اگه دوسم نداشت نمیومدخواستگاری. چیکارکنم افسردگی دارم کمکم کنید
مهدوی :
باسمه تعالی با عرض سلام و احترام؛ پس از برطرف شدن عذر، قضای روزه هایی را که نگرفته باید به جا آورد و کفاره تأخیر و همان فديه تأخير قضاى روزه ماه رمضان هرچند به مدت چند سال هم به تأخير افتاده باشد، يک بار واجب است و آن عبارت است از يک مدّ طعام (750 گرم گندم و مانند آن) براى هر روزى که روزه نگرفته، و فديه هم زمانى واجب مى‏شود که تأخير قضاى روزه ماه رمضان تا ماه رمضان ديگر بر اثر سهل‌انگارى و بدون عذر شرعى باشد، ولى اگر به خاطر عذرى باشد که شرعاً مانع صحّت‏ روزه است، فديه‏اى ندارد. و فدیه باید صرف خوراک شود و در فرض سؤال می توان از آن مبلغ مادر فقیر خود را هم اطعام نمود و مبلغ را صرف خرید نان برای مادر نمود و در فرصت مناسب قضای روزه هایی که گرفته نشده باید گرفته شود. موفق باشید
مهدوی :
برادر عزیز با نظر پدر و مادر، بستگان و یا مراجعه به افراد مورد اطمینان که معمولا محل رجوع مردم هستند می شود اقدام نمود شرایط برای هرکسی متفاوت است و قانونی کلی در این زمینه وجود ندارد.
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام ان شاء الله که سعادتمند و خوشبخت باشید؛ نام خوب بگذارید و تلقین به خوبی بکنید آثار مثبت آن را هم به لطف خدا می بینید؛ خانواده هم حتما دلایل خوبی برای مخالفت دارند؛ با آنها صحبت کنید و دلایل ایشان را جویا شوید و سعی در تلاش منطقی برای رسیدن به خواسته ها بنمایید و از خدا برای سعادتمندی و خوشبختی بخواهید و دعاگو باشید؛ البته اینکه صرفا به دلیل به خواستگاری آمدن فردی را مناسب ببینید هم صحیح نیست و دوست داشتن تنها نیز کافی نیست... راه زندگی طولانی و پرفراز و نشیب است اگر همین الان بخواهید به افسردگی مجال دهید در فرصتهای بعدی سخت تر می شود جبران کرد... با نشاط و سرحال باید در جهت رفع مشکلات تلاش نمود. موفق باشید