۱۳۹۲ سه شنبه ۳۱ ارديبهشت
:: ۱۳۹۲ سه شنبه ۳۱ ارديبهشت Tuesday 21 May 2013 22:14 کابل - GMT 17:44    

1388/09/28 : تاریخ مطلب مشاوره و پاسخ به سوالات

جهت ملاحظه آرشیو سوالات اینجا کلیک نمائید. در غیر این صورت سوال خود را در کادر (نظر دهید) نوشته تا در اولین فرصت به آن پاسخ داده شود.

مدیر سایت.




نظرات :
نگون بخت :
سلام چون گزینه ی پاسخ به سوالات تون فعال نبود منم همینجا سوالمو میپرسم در ماه رمضان استمنا کردم دررساله ام دیدم کفاره جمع باید بدم اولآ برام توضیح واضح بدین که یعنی چکار کنم.دومآ نمی شه 60تا روزه رو نگیرم اخه خیلی سخته نه اینکه مشکل سلامتی داشته باشمو ولی خوب بخاطر تنبلی میگم بهر چهت شمارو به خدا یه راه حل اسون بذارین دم پام
جواد علیزاده :
با سلام خدا خیرتان بدهد کمکم کنید ادم متقدی هستم وبه صلاح متقدم اگر کاری از پیش نرود ممکن است با تمام صع من چون صلاح نیست قبول دارم ولی کاری را یک سالی است شروع کردم وهمه چیز مرتب بود ولی در تاریخ 3.11.2009 بطور کامل بدون استسنائ همه افرادی که رابطه کاری داشتم وقرارهای زیادی گذاشته بوذم قراموش می کنند البته متجاوز از 25 قرار چرا همه عذز خواهی وعنوان که ببخشید فراموش کردم چون فکر میکنم اگر از نظر خدا صلاج نبود چرا همه موضوع فراموشی شده است شما جه می گوئید وچه کمکی میتوانید بکنید اجرتان با خدا وسلام
دو دل :
مردی متاهل هستم با زن و فرزند. کارم طوری است که مسافرت زیاد میرم. عاشق زن صیغه ای خودم شدم. چکار کنم؟
هدیه :
سلام. آیا کادوها و هدایائی که شوهر به زن خود داده ، جزو مایملک شوهر است؟ یا مال زن است یا مال هردو؟
نور :
سلام دختری هستم 22 ساله بخاطر بیماری تالاسمی ماِژور که دارم هیچ خواستگاری رو راه نمی دادیم البته غیر از همین بیماری مشکلی در زندگیم ندارم و کلا خیلی تو مسائل علمی و اجتماعی فعالیتهای زیادی دارم و کسی از مشکلم مطلع نیست،چون در خانواده متدین و مذهبی بزرگ شدم با بیشتر شدن خواستگارها تعجب کردن دوستان و آشنایان از رد کردن ما بیشتر میشه! نمیدونیم که آیا این کار رد کردن خواستگار درسته یا نه؟اصلا نمیدونم بایدچیکار کنم؟در ضمن از همنوعان من خیلی ها ازدواج کرده و فرزنددار هم شدند....خواهش می کنم راهنمایی کنید
rezae :
سلام من در كشور عربي زندكي مي كنم جرا اين اعراب خودشون به مباني اسلام عمل نمي كنند و بي حجاب هستندزززحتي مشروب الكلي مي فروشندززززايا من بايد جكار كنم؟
m: :
سلام من دختري 20 ساله ام و دانشجو، در مجموعه ما يه آقايي است كه دو ، سه ساله ازدواج كرده (خودش به اين ازدواج راضي نبوده ولي به خاطر اتفاقاتي مجبور به ازدواج با اين خانم شده و چند وقتي است كه به من اظهار دوستي ميكنه و ميگه با زنش خوشبخت نيست و با من تماس میگیره و برام شعر ميخونه و يا پيامك ميزنه من هم ازش خوشم اومده و با هم در کارهای مرتبط با دانشگاه همكاري داريم حالا چند سئوال دارم 1 - آيا عمل اين آقا در ارتباط با من از نظر اسلام و خدا مشكلي دارد 2 - آيا من گناه ميكنم 3- لطفا راهنماييم كنيد چي كار كنم كه خدا از من راضي باشه.
علی :
اگر فردی جنب بشود و امکان دسترسی به آب نداشته باشد برای غسل. آیا می تواند وضو بگیرد یا باید حتما تیمم کند ؟
س :
باسلام مقلدآیت الله بهچت هستم.درنمازوتر وقتی ازرکوع بلند شدم دعای آن را خواندم بعد صدای اذان را شنیدم و حواسم پرت شد و دوباره بعداز دعا به رکوع رفتم وذکرراهم گفتم بعدیادم آمد وبلنشدم و به سجده رفتم ونمازم را تمام کردم.آیا نمازم صحیح بود؟ بعدازاذان صبح دوباره نمازوتر را به صورت ساده و به نیت قضا خواندم آیا درست بود؟ اگر موارد بالا درست نبود آیا باید قضای نمازوتر رابخوانم تا نمازشبم کامل شده باشد؟ ممنون.
علیزاده :
با سلام ، سوال من در خصوص نیت بدی نسبت به کسی داشتنا است . چندی پیش من یک آرزوی بدی برای همسرم کردم . دور از جونش پیش خودم گفتم اگه بمیره من فلان کار را میکنم . من همسرم را که مرد بسیار دلسوزی است بسیار دوست دارم ولی بعضی اوقات خیلی بداخلاق میشود . از روزی که این ارزو را کردم روابطمان رو به سردی رفته و هر روز بدتر از دیروز میشود . من چطوری باید تاوان و یا کفاره نیت بدم را بدهم. نمیخواهم زندگیم خدایی نکرده بد بشود و یا همسرم را از دست بدهم
shirin :
سلام.دختري هستم 23 ساله.از 2 سال پيش كه مادرم فوت كرد خيلي افسرده و تنها شدم.كمي بعد از فوت مادرم با پسري دوست شدم به قصد ازدواج.گفتم با گذشت زمان من هم عاشقش ميشوم.در اين 2 سال كاملا او را شناختم.اخلاق خيلي خيلي خوبي دارد.هر چه از خوبيه او بگويم كم گفته ام.حالا او كاملا به من وابسته شده ولي من عاشق او نشدم.دوستش دارم ولي عاشقش نشدم.با اين اوضاع ما ميتوانيم زندگي خوبي داشته باشيم؟من عاشق كسي هستم كه حتي اسم او را نميدانم!خيلي سر در گم هستم.بعد از مادرم كسي را ندارم كه كمكم كند.چرا خدا دعاهاي مرا مستجاب نميكند؟هميشه ميگن به مصلحتت نيست.مگه خدا نميتونه يه كاري كنه كه مصلحت باشه؟خواهشا جواب منا بدين.ممنون
رزیتا :
سلام من دختر 20 ساله ایی هستم که تا به حال با هیچ پسری دوست نشدم و می ترسم از اینکه با پسری دوست شوم چون هم خوانوادم خیلی سیاست مدار هستند و می ترسم پسرها به من سواستفاده کنند خلاصه تنهایی سر می کنم ولی گهگداری به سرم می زند با پسری دوست شوم تا از تنهایی بیرون بیایم ولی بعد از چند ساعت دو باره پشیمان می شوم.من در 11ماهگی پدرم را از دست دادم و در هجده سالگی مادرم را از دست دادم.من خیلی ادم شوخی هستم با همه اهل خانواده می گم می خندم با بچه های دانشگاهو با دوستای صمیمیم می گم میخندم و شاید بتونم بگم با این حال که پدر مادرم را از دست دادم ولی رو حیه ام از بقیه ی دوستام خیلی بهتر شایدم دارم تظاهر می کنم به خوب بودن!ولی خیلی احساس تنهایی میکنم من چه کار باید بکنم تا از این تنهایی خارج شوم می خواهم از راه درست از تنهایی خارج شوم اگر خاستگار با شرایط خوب داشته باشم و اگر خوانوادم تاییدش کنند ازدواج می کنم.رشته من itو فوق دیپلم و الان ترم 5هستم. بعد از فوت پدرم برادرم مسولیت من و خوانوادهام را به عهده گرفت و مادرم تا لحظه ی مر گش به من و خواهر و برادرام وفادار بوده من خیلی دوستش دارم و ما 7فرزند بودیم .5خواهر و 2برادرو من اخری هستم از همه کوچکترم همه ازدواج کردند فقط من مجرد هستم با خاهر بزرگترم که دارا ی بیما ری افسردگی هاد است.لطفا مرا راهنمایی کنید تا چگونه از این لاک خودم خارج بشوم و چگونه از تنهایی خلاص بشوم؟سپاسگزارم
فاطمه :
من دوست دارم که ازدواج کنم اما هنوز قسمتم نشده.هرچی هم دعا میکنم فایده ای نداره.هرکسی خواستگاری میکنه یا خواستگاری رو معرفی میکنه قبل از این اینکه اون خواستگار بیاد خونمون یه چیزی میشه که اصلا موضوع کاملا منتفی میشه.از نظر قیافه و خانواده مشکلی ندارم.اما نمی دونم چرا همش به بن بست میخورم.اصلا دعا کردنام هم فایده نداره.خواهش میکنم بگید مشکل از کجاست و من باید چی کار کنم
تنها :
ال
h :
چراپدرومادرم علاقه ای به من ندارن اصلامادر من دوست نداره خیلی چیزاکه ربط داره به این سن من رعایت نمی کنه من ازش می ترسم نمی تونم چیزی که دوست دارم بهش بگم
رضا :
با سلام مدتي است كه عاشق دختري شدم كه حدود2 سال از خودم بزرگتر است . از نظر مالي مشكلي ندارم فكر ميكنم اونم منو دوست داره اولش فكر ميكردم يه عشق زود گذره اما بعد ديدم نه خيلي بهش وابسته شدم حالا بين دو راهي موندم كه چكار كنم از شما ميخوام كمكم كنيد واقعا احتياج به كمك دارم . با تشكر فراوان از شما
مینا :
با سلام.شوهر خوب ومهربانی دارم که همه دغدغه اش کمک به دیگران است تا جایی که حتی گاهی از زندگی خودمان کم میگذارد تابه دیگرانی که اکثرا قدر نشناس هستند کمک کند که این اکثرا باعث بحث بین ما میشود .آیا از نظر شرعی این کار درست است ؟من چه کار باید بکنم تا این رفتارش تعدیل شود؟ با تشکر
مهدوی :
برادر عزیز جناب آقا رضا با سلام و عرض احترام. عشق و علاقه شرط لازم برای پیوند است ولی کافی نیست و در صورتی که در شخص ایشان و این پیوند ویژگی هایی وجود دارد که مسأله اختلاف سنی را کم رنگ می کند و از آهمیت آن می کاهد مسأله سن قابل چشم پوشی است. موفق باشید
بدرام :
با سلام من بدرام18 سال دارم من بسري شوخ طبع بودم اما از زماني كه تجديد اوردم دجار افسردكي شدم كج خلق شدم از طرفي ديكه با يه دختري كه دوستش دارم بحثم ميشه اصلا نمي تونم بخندم لطفا راهنماييم كنيد با تشكر
مهدوی :
پدرام عزیز با سلام ؛ گشاده رویی و نشاط و داشتن روحیه ای لطیف از نعمت های بزرگ خداوند است؛ از صفات مؤمنین واقعی گشاده رویی و نرم خویی آنان است و این به آن معنا نیست که مشکلی در زندگی نداشته باشند و از بی دردی دارای این روحیه باشند بلکه مشکلات و گرفتاری های آنان شاید از سایرین بیشتر هم باشد اگر مشکل کوچکی مانند تجدید آوردن بخواهد شما را از پا در بیاورد و به افسردگی برساند پس در این دنیا که سراسر مشکل و گرفتاری است و همواره تلاش در جهت گذر از سنگلاخهای آن است را چطور می توان تحمل کرد و به مقصد رسید؟! چو غنچه گرچه فروبستگیست کار جهان تو همچو باد بهاری گره گشا می باش اما در خصوص مطلب دوم به عرض برسانم که آن دختری که دوستش دارید چه نسبتی با شما دارد؛ اگر از افرادی که به جنابعالی محرم هستند است که باید رفتار خود را اصلاح کنید و در بحث و گفتگو کوتاه بیایید و همواره اصل احترام و محبت را در روابط ملاحظه کنید و اگر نامحرم است اصلا نباید ارتباطی داشته باشید که بخواهد به بحث منجر شود. الان فرصت خودسازی و بالا رفتن از قله های انسانیت است فرصت را از دست نده! موفق باشید
مهدوی :
با سلام و احترام در خصوص طرح ضیافت اندیشه لطفا با دفتر نهاد دانشگاه شهید بهشتی تماس حاصل فرمایید.
یک سر در گم :
سلام من یک مرد 42 ساله هستم که مدت چند ماهی است از همسرم جدا شدیم حدود 8 سال پیش تو چت با دختر خانمی آشنا شدم و در حد یک دوست بدون ابراز احساسات به او مشاوره و کمک میکردم تا دانشگاه و امور جاری زندگی رو پیش ببره اما اون در اثر این ارتباط عاشقم شد و من که از ابتدا سن و تاهلم نگفته بودم به نوعی به بهانه هائی قطع ارتباط کردم و اون سه سالی است که ازدواج کرده چند ماه قبل یک روز در چت دباره با هم روبرو شدیم و پیرو حرف زدن خودش اون از ازدواجش راضی نیست و خیلی سرد شده و گفت که باعث این انتخاب من بودم و بقولی با خودش لجاجت کرده من احساس گناه کردم و همه واقعیت رو گفتم اما اون نه تنها سرد نشده به شدت ابراز عشق میکنه و من هم با توجه به شرایطم (متارکه) هم صحبت شدم و یه جورائی علاقه مند شدم از طرفی هم میترسم به گناه کشیده شیم چیکار کنم از این شرایط خارج شم و اون هم فرد هوسرانی نیست بلکه بیشتر عاطفی است خواهش میکنم کمکی شدنی برای تقویت اراده و جلوگیری از گناه به من بکنید
مهدوی :
با سلام و احترام برادر عزیز به فرمایش آیه 14 سوره مبارکه قیامت "بل الانسان علی نفسه بصیره" هرکس به اوضاع و احوال خود آگاهی کافی دارد؛ انسان خوب می فهمد که انگیزه اش از انجام کاری پاسخگویی به خواهش نفس است و یا حل مشکل و معضلی از مشکلات بندگان خدا... و آیا از ابتدا مجاز به انجام چنین حرکتی بوده که به اینجا ختم شود و یا نه ... به هر حال شما باید هرچه زودتر به این رابطه پایان دهید و زمینه انحراف خود و دیگری را از بین ببرید... شما در آخرین نوشته خود باید ایشان را به گرمابخشی به کانون خانواده خودش دعوت کنید و از این ابراز علاقه شیطانی پرهیز دهید و به رفع مشکل بین ایشان و همسرش تلاش کنید؛ شما نباید عامل ازهم پاشیدگی خانواده ای شوید و شرایطی را فراهم کنید که ایشان به مقایسه "همسر خود که در عالم واقع با مشکلات خاص زندگی با او زندگی می کند" و "مانند شمایی که در فضای مجازی و عالم گل و بلبل خیالی فرشته نجات به چشم می آید" پرداخته و همه زندگی خود را در این بازی توهم آمیز ببازد و ... شرایطی سخت است بیشتر مراقب باشید و در اولین فرصت نسبت به انتخاب همسری مناسب و تشکیل خانواده اقدام فرمایید. تنها راه رهایی از سردرگمی تقوا و مراقبت از خویش است و .... موفق باشید... اگر به توضیح بیشتر نیاز بود در خدمت هستم ...
مهدوی :
با سلام و عرض احترام برادر عزیز مدرک تحصیلی و اختلاف سنی از معیارهایی نیست که در خصوص همه افراد به صورت واحد تأثیرگذار باشد بلکه باید به بررسی سایر شرایط ازدواج نیز پرداخت و در جمع بندی به نتیجه رسید که آیا این پیوند به مصلحت است یا خیر...
mehran :
salam.man mikham ba dokhtari k 4 sal azam bozorgtare ezdevaj konam,vaqean ham az samime qalb hamdigaro dust darim, khanevadeye man ham mokhalefan, khahesh mikonam rahnamaeem konin k chikar konam be ham beresim? merci
مهدوی :
با سلام و احترام برادر عزیز مهران! تناسب سنی یکی از ملاکهای ازدواج است و در صورتی که سایرها ملاکها در اولویت واقع شود و شرایط خاصی حاکم شود ممکن است در ردیف های بعدی قرار گیرد و قابل اغماض و چشم پوشی باشد و نیز تنها دوست داشتن آن هم در این موقعیت نمی تواند معیار خوبی برای انتخاب باشد مخصوصا هنگامی که خانواده نیز مخالفند؛ باید بیشتر بررسی شود و نظر خانواده مورد توجه قرار گیرد؛ باید دید که به هم رسیدن به مصلحت هر دوی شما هست یا نه هرچند ممکن است از نظر شما شرایط به گونه ای دیگر باشد؛ به نظر خانواده و دلایل مخالفت آنان توجه نمایید و عجله نکرده و منطقی باشید. موفق باشید
بهزاد :
مدتی پیش عاشق و دلبسته ی دختری شدم.احساس من اینه که این عشق از جنس کاملا پاک هستش.به دختر مورد علاقه هم چند بار ابراز احساسات کردم ولی خوشش نیومد و بدجوری از دستم عصبانی شد.به نظر شما راه حل چیه؟خیلی ممنون.
مهدوی :
برادر عزیز بهزاد! با سلام و عرض تبریک عید سعید فطر باید به عرض برسانم که انسان وقتی کمال می یابد که حداقل امیر و فرمانروای خود باشد و نفس خود را به فرمانبری وادارد و فرماندهی کل قوای خود را از چشم و گوش و حس گرفته تا قلب و دل، به عهده بگیرد که البته برای امثال بنده کاری دشوار است و نیازمند تمرین و ممارست؛ اگر چشم و دل رها شود هر دم عشق کسی در آن جوانه می زند و این هوس همه زندگی را به خود مشغول می سازد و دست بر نمی دارد و اگر این هوسها بخواهد ابراز شود جامعه را آلوده و فرد را بیچاره می کند... بله اگر مهر ایشان به عنوان همسر آینده در دل افتاده و شرایط چنین پیوندی مساعد هست مطابق موازین و شرایط متعارف و از طریق خانواده اقدام می گردد و در غیر این صورت تنها چاره جهاد نفس است... موفق باشید
1363 :
من حدود2سال با پسری آشنا شدم که از من 5/1سال کوچکتره کم کم بهش علاقمند شدم تا الان که واقعا و عمیقا دوستش دارم اونقدر فهمیده و خوبه که تفاوت سنیمونو نادیده گرفتم و می خوام باهاش ازدواج کنم اما نمی دونم چطور این موضوع رو بهش بگم اللبته لازم بذکر که علاقه ما 2طرفه است اما اون بخاطر سنش که الان 24ساله و کمه قصد ازدواج نداره رابطه ما اونقدر بر مدار احترام و علاقه است که واقعا سر در گمم نه میتونم فراموشش کنم نه دلم میخواد ک اینجوری ادامه بدم لطفا راهنماییم کنید مرسی.
زندگی :
با سلام. رقص در چه صورتی حرامه؟و منظور از اینکه مفسده ای در پی نداشته باشه چیه؟ و سوال دیگر اینکه رقص حتما با آهنگی همراهه که باعث و محرک رقص میشه. حکم این آهنگها چیه؟ با توجه به اینکه شوهر من همیشه از من تقاضای رقص میکنه و رقص بدون این آهنگها امکان نداره
مهدوی :
خواهر محترم با عرض سلام و احترام و عذرخواهی به جهت تأخیر؛ صرف نظر از اشکالات کوچک و بزرگی که در این سیر مشاهده می شود اعم از فرصت دادن به خود برای آشنایی و فراهم کردن زمینه برای دلبستگی و تصمیم گیری از طرف فرد دیگر و قضاوت در مورد خوبی و بدی فرد به عنوان همسر آینده و امثال آن باید به این موضوع توجه داشته باشید که در چنین تصمیم مهم و سرنوشت سازی نباید همین لحظه و خواسته دل را مورد نظر داشت و شرایطی را که از آینده ای نزدیک رقم خواهد خورد را نادیده گرفت و بگذریم از این که ممکن است به دلیل عدم تمایل ضمنی که بیان داشته است، شما عروسی تحمیلی به شمار آیید و امثال آن؛ شما همین لحظه را می بینید و احترامی را که نه به عنوان همسر برای هم قائل هستید؛ قدری بیشتر تأمل فرمایید البته تناسب سنی جزء اولین معیارهای هم شأنی نیست ولی به هر حال خانواده ها را به توجه وا می دارد... این علاقمندی شما با بی توجهی ایشان (با این بیان که فعلا قصد ازدواج ندارم) به سرخوردگی می انجامد؛ باید خودتان را تأدیب کنید و از این دلدادگی نجات دهید... موفق باشید
مهدوی :
با سلام و احترام و عرض تشکر از ابراز محبت شما؛ ان شاء الله که از درد و بلا به دور باشید و عافیت روزی شما باشد؛ برادر عزیز به نظر می رسد با کمک از افراد مورد احترام مادر و صحبت آن افراد با مادر جهت راضی نمودن ایشان نسبت به موضوع اقدام فرمایید؛ در ضمن از خلوت با نامحرم باید پرهیز نمود. موفق باشید
تنها :
من خیلی تنهام با هیچی نمی تونم سر خودموگرم کنم دلم تنگ میشه باید چکار کنم
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام در پاسخ به سوال زندگی ضمن عذرخواهی از تاخیر در جواب به عرض می رسد: طبق فتوای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای گوش‌دادن به موسيقى لهوى متناسب با مجالس لهو و معصيت به‌طور مطلق حرام است و اگر رقص زن براى شوهرش يا برعکس، همراه ارتکاب حرامى نباشد، اشکال ندارد. زندگی تان سرشار از صفا و صمیمیت و عاقبت به خیر
بهار :
دختری 27 ساله هستم 1 ساله ازدواج کردم اما شوهرم توی یه خانواده بی محبت و جنگ و جدال بزرگ شده با من هم همین رفتار و داره با خانواده من هم رفت و امد نمی کنه منو هم کتک میزنه و فحش میده محبتم هم زیاده اما اصلا راه نمیاد چیکار کنم
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام خدمت شما که متوجه تنهایی خود شده اید؛ به راستی انسان تنها است و تا زمانی که به اصل خود وصل نشود ایمن نشده است خواه به تنهایی خود پی ببرد و بداند که هیچ کس را ندارد و یا این که در غفلت دنیا سرگرم باشد و دور و بر خود را شلوغ ببیند و گرفتار در این شلوغی و سر و صدا شود ولی به هر حال تنها است و هیچ کس را ندارد مگر پروردگار خود را که همه دار و ندار اوست و چه خوب یار و همدمی*الهی وربی من لی غیرک*(دعای کمیل) البته لحظه لحظه این زندگی و عمر بسیار ارزشمند و حیاتی است و نباید به سرگرمی و بطالت بگذرد؛ بلکه باید از همین عمر که لحظه لحظه کوتاه و کوتاه تر می شود بهره گرفت و در مقابل آن دستاوردی ارزشمند و قیمتی داشت؛ خیلی از مردم امروز از کمی وقت گلایه دارند آن وقت شما سخن از سرگرمی می فرمایید؟! این همه جای تلاش برای رسیدن به کمالات و این همه فرصت برای دستیابی به نیازها و ضرورتهای زندگی آن وقت ما به دنبال سرگرمی و پر کردن اوقات باشیم؟! به نظر می رسد اگر به نیازهای واقعی خود پی ببریم و بدانیم که برای ادامه زندگی در این دنیا و در عالم دیگر به چه اموری نیاز داریم و چقدر علم و اطلاعمان از عالم کم است و جا داشت که چقدر باشد دیگر چنین نبودیم... در وادی علم و معرفت وارد شوید و غرق در این اقیانوس بی پایان تا ببینید که فرصتی برای سرگرمی نیست؛ البته برای تجدید قوا برای ادامه حرکت تنوع و تفریح سالم نیز ضرورت دارد. همه چیز سر جای خود... باید قدر دان عمر گرانمایه خود باشیم. موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام خواهر گرامی سعی کنید تا با شناخت بیشتر خواسته های مشروع و منطقی همسر خود و احترام به آن خواسته ها و تلاش جهت رسیدن ایشان به اهداف صحیح و ارزشمند زندگی در دستیابی ایشان به موفقیت کوشا بوده و در جهت آشنا نمودن ایشان با فضاهای متفاوت و زندگی های الگویی ارزشمند و تغییر نگرش به زندگی نسبت به رفتار کنونی تنبه ایجاد نمایید و از محبت خود نکاهید و نیز دید خود را نسبت به ایشان اصلاح نمایید. به امید تجربه های شیرین زندگی
سوگند :
عاشق یکی از بچههای محل شدم اما اون قبلا عاشق کسه دیگه ای بوده همزمان پیشنهاد منو قبول کرده و با من رابه جنسی داره چکار کنم اوهم به من علاقه من شود
مهدوی* :
باسمه تعالی در پاسخ به سوگند؛ قدیمی ها می گفتند که عشق یه سره مایه دردسره؛ و کسی که همزمان دو نفر را می پذیرد، به هوسبازی نزدیک تر است تا به عشق و امثال این مسائل؛ چنین کسی شاید ارزش سرمایه گذاری برای ربودن دل را هم نداشته باشد؛ تازه با کدام مجوز و میزان فرد به خود اجازه می دهد که بخواهد با کسی این گونه رابطه داشته باشد؟! مگر ما بنده نیستیم و مگر ما از خود اجازه داریم هر کار که هوا و هوس و دلمان به بهانه های مختلف دستور داد انجام دهیم؟! باید در نظر داشت که ما انسان هستیم، آن هم انسان مسلمان؛ به این معنا که تسلیم فرمان کسی هستیم که ما را آفرید و به ما اجازه زندگی داد و ما را رشد داد و به ما فرصت داد که از نعمتها بهره مند شویم و در مقابل ناسپاسی نکنیم و یکی از نعمت های الهی همین لذت ها و احساس خوشی حاصل از آن است که البته در سطوح پایین نعمت می باشد و در این امر مشترک با حیوانات هستیم؛ البته فلسفه این لذت بردن ها امری حکیمانه و الهی است که یکی از آنها بقای نسل بشر است و امثال آن؛ خیلی از موضوع دور نشویم... ما بنده خدا هستیم و او خیر و مصلحت ما به ما فرموده است و ما موظف بر عمل بر آن اساس هستیم اگر در جست و جوی زندگی سعادتمندانه ایم؛ ما حق نداریم قبل از وجود مقدمات و شرایط بدون ملاحظه قوانین الهی که همه به خیر و صلاح ماست اقدام به کاری آن هم در این سطح انجام دهیم؛ رابطه را می گویم... دنبال این نباش که دلربایی کنی؛ اگر به فکر ازدواج هستی دنبال موردی بگرد و از خدا طلب کن وصالش را که در عاقبت به خیر تو سهمی داشته باشد و تو نیز در صدد عاقبت به خیری و سعادت او باشی!! والسلام
سودابه :
سلام علیکم حکم شخصی که برای رفع بیماری به تجویز پزشک اقدام به نوشیدن مشروبات الکلی کرده است چیست
سودابه :
سلام تماس بدنی وبیان احساسات در دوران نامزدی قبل از عقد چه حکمی دارد
سودابه :
سلام تماس بدنی وبیان احساسات در دوران نامزدی قبل از عقد چه حکمی دارد
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام بر شما خواهر محترم؛ اگر در دارویی الکل به کار رفته باشد و رفع بیماری و روند درمان طبق تشخیص پزشک منحصرا با استفاده از آن دارو باشد استفاده از آن دارو مطابق دستور پزشک معالج اشکال ندارد.
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام؛ دوران نامزدی از نظر محرمیت فرقی با قبل از آن ندارد؛ پس از وقوع عقد ازدواج است که محرمیت صورت می گیرد و دختر و پسر نامحرم دیروز به عنوان زن و شوهر به یکدیگر محرم می شوند و اجازه روابط نزدیک را می یابند. موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و عرض تشکر جهت توضیح؛ اگر به تشخیص دکتر متخصص درمان صرفا با آن نوشیدنی الکلی صورت پذیرد و فقط به اندازه ضرورت و به عنوان دارو نوشیده شود اشکال ندارد هرچند که آثار زیانبار آن بر روح و جان و حتی جسم بر صاحب نظران پوشیده نیست ولی به هر حال گناهی صورت نگرفته تا نیازی به توبه باشد ولی برای جبران آثار وضعی توجه بیشتر به امور خیر لازم است و تطهیر دهان و محل های آلوده نیز لازم است. و در مورد سوال دوم اگر به قصد تحکیم و پایه ریزی محکم خانواده گفته شود مجاز و مناسب است ولی به قصد تمایلات خاص نباید بیان گردد. موفق باشید
1414 :
چگونه دنبال دختذي براي ازدواج برم
سیاه بخت :
سلام من خیلی خواستگارداشتم ودارم ولی من قصدازدواج نداشتم اماحالاکه می خوام ازدواج کنم خانوادم راضی نیستنامامن دوسش دارم واونم اگه دوسم نداشت نمیومدخواستگاری. چیکارکنم افسردگی دارم کمکم کنید
مهدوی :
باسمه تعالی با عرض سلام و احترام؛ پس از برطرف شدن عذر، قضای روزه هایی را که نگرفته باید به جا آورد و کفاره تأخیر و همان فديه تأخير قضاى روزه ماه رمضان هرچند به مدت چند سال هم به تأخير افتاده باشد، يک بار واجب است و آن عبارت است از يک مدّ طعام (750 گرم گندم و مانند آن) براى هر روزى که روزه نگرفته، و فديه هم زمانى واجب مى‏شود که تأخير قضاى روزه ماه رمضان تا ماه رمضان ديگر بر اثر سهل‌انگارى و بدون عذر شرعى باشد، ولى اگر به خاطر عذرى باشد که شرعاً مانع صحّت‏ روزه است، فديه‏اى ندارد. و فدیه باید صرف خوراک شود و در فرض سؤال می توان از آن مبلغ مادر فقیر خود را هم اطعام نمود و مبلغ را صرف خرید نان برای مادر نمود و در فرصت مناسب قضای روزه هایی که گرفته نشده باید گرفته شود. موفق باشید
مهدوی :
برادر عزیز با نظر پدر و مادر، بستگان و یا مراجعه به افراد مورد اطمینان که معمولا محل رجوع مردم هستند می شود اقدام نمود شرایط برای هرکسی متفاوت است و قانونی کلی در این زمینه وجود ندارد.
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام ان شاء الله که سعادتمند و خوشبخت باشید؛ نام خوب بگذارید و تلقین به خوبی بکنید آثار مثبت آن را هم به لطف خدا می بینید؛ خانواده هم حتما دلایل خوبی برای مخالفت دارند؛ با آنها صحبت کنید و دلایل ایشان را جویا شوید و سعی در تلاش منطقی برای رسیدن به خواسته ها بنمایید و از خدا برای سعادتمندی و خوشبختی بخواهید و دعاگو باشید؛ البته اینکه صرفا به دلیل به خواستگاری آمدن فردی را مناسب ببینید هم صحیح نیست و دوست داشتن تنها نیز کافی نیست... راه زندگی طولانی و پرفراز و نشیب است اگر همین الان بخواهید به افسردگی مجال دهید در فرصتهای بعدی سخت تر می شود جبران کرد... با نشاط و سرحال باید در جهت رفع مشکلات تلاش نمود. موفق باشید
م زماني امنيه :
من 28 سال سن دارم حاصل هشت سال زندگي مشترك يك پسر و دختر مي باشد. خواهر بزرگتر هستم و خواهر كوچكترم 24 سال دارد و تازه عقد كرده. خواهر ديگرم هيجده سال دارد و محصل مي باشد. نسبت به خواهر عقدكرده ام از حيث داشتن جهيزيه بيشتر و جديدتر حسودي مي كنم و مادرم او را بيشتر از من دوست دارد و با اين مسئله نمي دانم چطور بايد رفتار كنم خواهش مي كنم مرا راهنمايي كنيد.
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و عرض احترام؛ خواهر گرامی آتش حسادت جان انسان را می آزارد و موجب سرزدن رفتار زشت از انسان می شود و عامل از بین رفتن و سوختن کارهای خوب می گردد؛ حسادت ورزیدن قبل از آن که بخواهد به دیگران آسیب برساند ضررهای جدی به جان و جسم انسان وارد می آورد و خدای ناکرده اگر موجب انجام کاری که ضرر به دیگران برساند شود گناهی بس بزرگ به شمار خواهد آمد که گاه جبرانش دشوار است؛ پس به سود دین و دنیای انسان است که خود را از آلودگی های اخلاقی پاک کرده و مخصوصا از این صفت رذیله و زشت دوری کند... بگذریم از قدری بدبینی که در آن نگرش شما یافت می شود؛ این طور نیست که مادر فرزندی را بخواهد و فرزند دیگر را نه در ضمن شما می توانید با اصلاح این خلق خود و انجام کارهای صمیمانه در گرمابخشی خانواده تأثیری به سزا داشته باشید و حس همدلی و محبت را توسعه بخشید و به مرور در صورت وجود اشکال در رفتار دیگران آنان را هم اصلاح نمایید. مخصوصا در شرایطی که انتظارات بیشتری از شما دارند؛ شما که خواهر بزرگ خانواده هستید نقش الگویی برای دیگران دارید و خواسته یا ناخواسته تأثیری جدی بر سایرین خواهید داشت پس اول بازنگری بر خود داشته باشید و در انتظار اصلاح سایر امور باشید و اینقدر به امور جزیی توجه نداشته باشید و بدانید که خداوند متعال آنچه مصلحت ماست را در مسیر زندگی ما قرار می دهد.
مهدوی :
باسمه تعالی برادر عزیز هاتف ضمن عرض سلام و احترام و عذرخواهی از تأخیر در پاسخ چند نکته به عرض می رسد: باید به این نکته توجه داشت که عظمت و عمق حادثه کربلا و مصیبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در آن حادثه عظیم برای کسی که متوجه آن باشد قابل تحمل نیست و این مسأله فوق طاقت انسان معمولی است و کسی که این ستمها را بر محبوب عزیزتر از جان خود ببیند تاب نخواهد آورد و آنچه برای دیگران فقط شنیده ای بیش نیست برای او آتشی بر دل و سوزی بر جگر است و نکته بعد آن که باز برای کسی که اهل فهم عمیق برخی مسائل دینی است از پرده برون آمدن برخی رازها و اسرار آفرینش شوق وصال به عالم ملکوت را در انسان می افزاید و فرد نمی تواند در این کالبد خاکی تحمل کند و میل سفر در او تقویت می شود نظیر شخصیت همام که از یاران امیرالمؤمنین علی علیه السلام بود و پس از شنیدن خطبه متقین از زبان حضرت مولا علی علیه السلام تاب نیاورده و جان به جان آفرین تسلیم نمود که در خطبه متقین نهج البلاغه قابل توجه است بله این گونه جریانات هست ولی این که همسر شما هم از مصادیق چنین اموری است یا مسأله دیگری است باید با اهل فن و تخصص مذاکره و کسب تکلیف شود. البته در صورتی که سلامت جسمی ایشان اثبات شده است و از نظر روحی تحت تأثیر جلسات خاص تأیید نشده از سوی دین مبین واقع نگردیده اند باید با فراهم نمودن فضایی آرام و دعوت ایشان به زندگی متعارف مانند سایر مومنین و سعی در ایجاد جو مناسب معنوی توام با نشاط و با زیارت حرم اهل بیت علیهم السلام و توسل نسبت به بازگشت ایشان به زندگی متعارف اقدام فرمایید. موفق باشید در صورت لزوم مجدد در خدمت هستیم
کیمیا :
مدت 3سال است که ازدواج کردم ولی از زمانی که بچه دار شدم شوهرم دیگر به زندگی نمی رسد اکثر امور برعهده خودم می باشد واو فقط گاهی خرید وهمین که مشغول به کار است گاهی اینقدر خسته می شوم که نمیدانم چه کنم او به سوالاتم جواب درستی نمی دهد در جواب دادن طرفه میرود گاهی به اوشک میکنم ووقتی سوال میکنم تااز شک بیرون بیایم اوجواب درستی نمی دهدانگار مرا از سر خود باز کند همینجور الکی جوابی می دهد به زندگی پایبندی نداردو بیشتر به فکر گردش و تفریح خودش است گاهی فکر می کنم شاید اصلا مرا حساب نمی کند بگویید چه کنم تااو بیشتر وقتش را با خانواده اش بگذارند وتوجه بیشتری به زندگیش داشته باشد
تنها :
سلام دختری هستم 21ساله از 17سالگی با پسری دوست شدم.من اصلا میلی به این کار نداشتم ولی اون به هر تریقی این دوستی را حفظ کرده مثلا آبرو ریزی و ترحم برانگیزی و... .از طرفی با کارهایش مرا آزار میدهد با شکاکی توهین به بستگانم خودخواهی.هیچ جوره باهاش خوش نیستم دچار مشکلاتی مثل افسردگی بددهنی عصبی شدن شده ام.در جمع خیلی خودش رو خوب نشون میده.به خاطر همین کسی درکم نمیکنه و قراره با هم ازدواج کنیم.چه کنم
مهدوی :
باسمه تعالی خواهر گرامی با سلام و احترام در پاسخ به سؤال شما به عرض می رسد: درک متقابل موضوعی ضروری برای تحمل مشکلات زندگی تا رسانیدن بار سنگین آن به مقصد است؛ همان طور که شما از همسر خود انتظاراتی که به جا هم به نظر می رسد دارید باید به خواسته هایی از جانب ایشان که حتی ممکن است نه تنها در بیان بلکه در رفتارها نیز تقاضا نگردد رسیدگی کنید (درخواستهایی طبیعی و منطقی) و خود را مسؤول پاسخگویی به آنها بدانید؛ اگر به فرض که رفتارهای ایشان شک برانگیز هم باشد نباید به گونه ای رفتار کنید که ایشان شک و احتمال را به یقین برساند بلکه باید با ایجاد فضای بانشاط در خانه و تمرین جهت شادابی و پاسخگویی به درخواستهای یکدیگر محیط خانه را به بهشتی که مرد خانه را با جاذبه و کششی قوی به خود طلب میکند تبدیل نمایید البته شاید در روزهای اول قدری زحمت شما بیشتر باشد ولی به مرور زندگی آرام بخش و صمیمی می شود. سخت گیری ییجا نداشته باشید و راه شک را باز نکنید و فقط خود را مورد نظر نداشته باشید و ملاک قرار ندهید و قدری بیشتر به همسر خود برای رشد خانواده و ایجاد صمیمیت بیشتر بیندیشید فضای خانه را پاسخ گوی همه نیازهای منطقی خانواده و امن ترین محیط برای پناه آوردن همسر خود قرار دهید . موفق باشید
مهدوی :
با سلام و احترام خواهر بزرگوار! قدیمی ها می گفتند: خشت اول گر نهد معمار کج... گام اولی را که شما برداشته اید در 17 سالگی اشتباه بوده؛ همین است که این قدر کنترل رفتارها در این سنین دخترها و پسرها مورد تأکید بزرگترهاست؛ آنها که سرد و گرم روزگار را چشیده اند و تلخی هایی که به دنبال برخی شیرینی های ظاهری است را می بینند حساسیت بیشتری از خود نشان می دهند و مراقبت بیشتری از نزدیکان و عزیزان خود دارند و نگران این دوران جوانان هستند؛ ولی چه می شود کرد؛ خواسته یا ناخواسته چنین شرایطی را پیش آورده و سختی ها و آزارهایی را تحمل کرده اید و 4 سال به گونه ای که نباید رفتار داشته اید؛ اگر خودمان را آزاد ندانسته و بنده کسی که ما و خواسته ها و تمایلات ما را آفریده باشیم چنین گرفتاری هایی کمتر به سراغمان می آید بلکه اصلا نمی آید؛ بگذریم شمایی که اصلا به قول خودتان هیچ جوره ایشان را مناسب پیوند آن هم از نوع قلبی برای خود نمی دانید چطور می فرمایید که قراره ازدواج کنیم؟! اصلا مگر ازدواج به کدام دلیل و برای رسیدن به کدام خواسته است؛ واقعا اگر ایشان را فردی مناسب به عنوان همسر نمی بینید واقعیت را برای کسی که مانند پدر تأثیرگذار بر زندگی است مطرح کرده و خود را به دست خود گرفتارتر نکنید! موفق باشید و از خدا تصمیم گیری صحیح طلب کنید...
سليمي :
سلام من خيلي همسرم را دوست دارم وهمين علاقه بيش ازحد من مرا ازارميدهد به طوري كه روزبه روز مرا نسبت به او حساس تر مي كند وهمين كار من او رانيز ازار ميدهد همين باعث مشكل در زندگي مان شده لطفا مرا راهنمايي كنيد چگونه حساسيتم را كنار بگذارم
مهدوی :
باسمه تعالی ضمن عرض سلام و احترام خدمت شما جای بسی خرسندی و تبریک است علاقمندی بسیار به همسر و خانواده و باید این نکته مورد توجه قرار گیرد که هیچگاه محب نسبت به محبوب و عاشق نسبت به معشوق عملی انجام نمی دهد که موجب رنجش خاطر شود؛ البته برخی حساسیتها و ملاحظات به جهت حفظ خانواده و همسر محبوب انسان لازم است که آن هم باید به طور متعادل و منطقی باشد و از افراط و تفریط به دور باشد. اندیشه و علم موجب بازگشت به حد تعادل میشود... موفق باشید و کانون گرم خانواده تان همواره سرشار از نور و صمیمیت روزافزون باد.
مهشید :
سلام خسته نباشد دختری 21 ساله هستم من و نامزدم همدیگر را خیلی دوست داریم و باهم 8 سال دوست بودیم نامزدم از زمان دوست دختری که خانواده ای درست نداشت حمایت میکرد علاقه و دوست داشتنی بهش ندارد ولی اون دختر خیلی دوستش دارد و بتازگی به زور نامزدم ازدواج کرده ولی هنوز با هم رابطه دارم و من هم درجریان هستم نمیدونم چیکارکنم نامزدم فقط میگه دلش واسه دختره میسوزه ونمیتونه بیخیالش بشه لطفا راهنماییم بکنید من زندگی و همسرم دوست دارم
مهدوی :
باسمه تعالی خواهر محترم سؤال شما خیلی شفاف و روشن نبود ولی شاید جواب شما در این پاسخ نهفته باشد؛ اولا دو جنس مخالف مجاز به دوستی به نحوی که ذکر شده است نیستند و عنوان دوست دختر و دوست پسر در آموزه های دینی وجود ندارد و فقط مسأله ازدواج در دین و آئین بندگی وجود دارد؛ پس آنچه در گذشته اتفاق افتاده است مورد تأیید دین و مورد رضای خدا نیست و نسبت به آن باید توبه و استغفار نمود و اگر آن شخص ازدواج کرده دیگر شما نسبت به او از خود تمایل نشان ندهید و خود را با این کار گرفتار کوچکی نزد او و گناه و افسردگی های در پی آن و مشکلاتی که قطعا پیش خواهد آمد نکنید و بدانید که آن شخص ازدواج کرده و دیگر ارتباطی با شما ندارد ارتباطی نظیر نامزدی و همسری و غیره؛ بله اگر قبلا عقد ازدواج بین شما برقرار شده ایشان همسر شما است و گرنه خود را با ادامه ارتباط گرفتارتر نکنید و دل و دوست داشتن خود را مدیریت کنید. موفق باشید
سودابه :
سلام من خیلی وقتها وقت نمیکنم که غسل جنابت کنم پس به جای آن تیمم یا وضو میگیرم بعد نماز میخوانم این کار من اشکال ندارد آیا میشود با جای غوسلهای واجب وضو گرفت با تشکر خواهش میکنم سریع جوابم را بدهید
حمیده.ا :
باسلام.زنی سی ساله هستم.مدتی است که خیلی می ترسم بطوریکه از امور روزمره ام می مانم. ترس از اجنه یا موجودات مشابه که قصد آزار و اذیت دارند مثل خوره به جانم افتاده است.بطوریکه از ترس جنیان, بچه دار شدنم را به تعویق انداخته ام. لطفا مرا راهنمایی کنید.
مهدوی :
باسمه تعالی خواهر گرامی کسی که غسل جنابت بر گردن دارد به هنگام وارد شدن در وقت نماز و یا برای روزه گرفتن و یا ورود به مسجد و مانند این امور حتما باید غسل جنابت را انجام دهد و تنها در صورتی که استعمال آب برای بدن ضرر داشته باشد و یا آب به اندازه کافی در دسترس نباشد و یا وقت تنگ شده باشد و در صورت غسل نماز قضا شود و مانند آن می تواند به جای غسل تیمم کند و در شرایط عادی تیمم جای غسل را نمی گیرد و وضو هم جای غسل را نمی گیرد و این کار ما را از انجام غسل بی نیاز نمی کند.
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام وقتی به این نکته توجه داشته باشیم که همه هستی و آفرینش تحت اراده خداوند دانا و توانا و مهربان نسبت به بندگان اداره می شود دیگر ترس از سایر مخلوقات جایی در دل پیدا نمی کند؛ نباید به آنچه از طریق فیلمهای ترسناکی که کمپانی های شیطانی با مقاصد شوم خود به ساخت و نشر آن می پردازند توجه کرد و تحت تأثیر آن افکار قرار گرفت؛ بله همان طور که شیر و پلنگ و سایر موجودات درنده و گزنده و مانند آن در آفرینش وجود دارد موجوداتی غیر از آنچه معمولا ما نسبت به آنها شناخت داریم هم در آفرینش وجود دارند و همان طور که تا به جنگل نرفته و در معرض آن حیوانات درنده قرار نگیریم آسیبی به ما نمی رسد در خصوص آن موجودات نیز چنین است و یا هنگامی که باغ کسی که سگ نگهبان دارد نزدیک می شویم اگر صاحب باغ هم همراه ما باشد دیگر ترسی به دل راه نمی دهیم همان طور وقتی صاحب و مالک هستی به ما توجه دارد و ما به او پناه برده ایم دیگر جایی برای ترس و وحشت و عقب مانده از زندگی روزمره باقی نمی ماند. توسل داشته باشید و به خدا پناه ببرید و با قرآن بیشتر مأنوس باشید و کارهای زندگی خود را جدی بگیرید و مانند مردم با ایمان به زندگی ارزشی خود ادامه بدهید و در شرایط مناسب نسبت به بهره مندی از وجود فرزندانی سالم و صالح اقدام نمایید. موفق باشید
سودابه :
سلام خسته نباشید می خواستم بدانم نماز هایی که در این مدت خوانده ام با طل است و قضا آنها را باید به جا بیاورم و نگفتید در زمانی که آب هست ولی وقت برای غسل نیست واگر غسل کنیم نماز قضا میشود آیا میتوان به جای غسل وضو گرفت اگر میشود لطفا نیت آن را هم برایم بگویید آیا باید نیت خواصی کرد با تشکر
مهدوی :
باسمه تعالی با عرض سلام و احترام؛ نماز بدون غسل و یا با غسل باطل، باطل است و بايد اعاده يا قضا شود. و در صورتی که وقت نماز تنگ است و باید به جای غسل تیمم کرد و به نیت تیمم بدل از غسل و وضو جای غسل و تیمم را نمی گیرد. البته پس از انجام فریضه نمازی که به قصد آن تیمم صورت گرفته برای نمازهای بعدی که وقت کافی برای غسل وجود دارد باید غسل انجام داد. عاقبت به خیر باشید
تنهاااااااااا20 :
سلام خسته نباشید من دختری 20ساله هستم که قبلا با پسرهای زیادی دوست بودم و با چند تا از اونا هم رابطه داشتم و همش سادگی کردم و اونا سوئ استفاده.و الان از خودم متنفر شدم به نظر شما چه کنم که خدا منو ببخشه .اصلا من ارزش زندگی کردن دوباره دارم.من ارزش اینو دارم که با کسی ازدواج کنم.
مهدوی :
باسمه تعالی خواهر محترم با سلام انسان هر وقت که به خود بیاید و به مسیر صحیح زندگی برگردد و بر اساس خواست آفریدگار خود حرکت کند نجات پیدا کرده و رستگار شده است؛ بزرگترین گناه نا امیدی است و راه را بسته دیدن و به بن بست رسیدن؛ راه رسیدن به خدا بزرگراه است و هیچ مانعی در آن نیست مگر گناهان ما که به محض آنکه به خود بیاییم و طلب توبه و بخشش کنیم حتی می توانیم امید داشته باشیم که خدا همه گناهان را به ثواب و حسنه تبدیل کند؛ خود خدا در قرآن فرموده است که "یبدل الله سیئاتهم حسنات" یعنی خدا سیئات آنان را به حسنات تبدیل می کند؛ فقط باید هرچه سریع تر به خود بیاییم و برگردیم به صراط مستقیم؛ در روایات داریم که کسی که توبه کرد مانند کسی است که اصلا گناهی ندارد؛ اما چه خوب بود که از ابتدا آدم بیشتر مراقب می بود و چنین گرفتار نمی شد و خود را بازیچه این و آن قرار نمی داد و از ارزش انسانی و بندگی خود کم نمی کرد ولی چه می شود کرد الان بهترین راه توبه است و خداوند حتما می پذیرد و پس از اصلاح راه برای زندگی سعادتمندانه و ازدواج و پاک زیستن مهیا است. موفق باشید
سودابه :
سلام چند سال پیش از یکی از شبکه های تلویزیونی روحانی صحبت میکرد در مورد غسل و گفت میتوان به جای غسل وضو بدل از غسل انجام دار و من با این اتمینان این کار را انجام میدادم یعنی هر وقت که وقت تنگ بود یا به دلایلی نمیتوانستم غسل کنم به جای آن وضو میگرفتم و نماز میخواندم حالا شما میفرمایید که نمیشود به جای غسل وضو گرفت پس تکلیف نمازهایی که با این شرایط خوانده ام چیست من نمی دانم چند رکعت است که حداقل قضای آن را به جا بیاورم خواهش میکنم من را راهنمایی کنیید
غزل :
سلام و ممنون از سایت خیلی خوبتون،خواهرم مثل خودم دوران بچگیش تعریفی نداشت تا اینکه اون اواخر با کلی دعا خدا یه بخت خوب نثیبش کرد و 1 سال و 6 ماه میشه که رفته خونه ی بخت.ولی خوب یه مادر شوهر داره که هرچی از بدیش بگم کم گفتم.اون مادر خوبی هم نبوده 4 تا پسر داره که هیچ کدومشون ازش راضی نیستن شوهرشم خیلی اقاست و برعکس مادرشون تا میتونه به بچه هاش و عروسش رسیده ولی خوب اون زن روانیه و همه ازش میترسن حتی شوهرش نمیتونه جلوشو بگیره اخه پیرم هست.نه کسی رو بر عروسی پسرش دعوت کرد نه خواهرم رو پاگشا کرد نه باهاشون درست و حسابی رفت و امد کرد تا اینکه عید امسال به همه نشون داد که خیلی پست فطرته.خواهرم و شوهرش عید میرن به دیدنشون،پدر شوهرش به خواهرم یه سکه عیدی میده ،وقتی اینا از اونجا میرن که اتفاقا اومده بودن به دیدن ما،اون زن میاد خونه ی خواهرمینا وقتی میبینه نیستن کفش های پسرش رو میندازه بالا پشت بوم حتی برف پاک کن ماشینشون رو میشکنه و بعدم شروع میکنه به گوشی پسرش و خواهرم و خونه ما زنگ زدن و تا میتونه فحش میده فحش های کثیف که باید هر طور شده اون سکه رو برگردونین.اونا هم بردن و بهش دادن.اینا فقط یه گوشه از تمام بدیهاشه. اون تو گوش خواهرم زده پسرش رو زده به خواهرم میگه سر راهی بودی ما ادمت کردیم میره به همسایشون میگه دختر فراری بوده و تا میتونه بهش افترا و تهمت میزنه دلش رو میشکنه خواهرم وقتی مامان صداش میزنه بهش فحش میده میگه به من نگو مامان حتی همون موقع عید یه روز بی اجازه میره تو خونه ی خواهرمینا(معلوم نیست کی رفته و کلید در اورده) تا جایی که پسرش خیلی عصبی میشه. دادو بیداد میکرد فحش میداد پسرش رو میزد تا جایی که مامان و بابام هم رفتن اونجا اونم چرت و پرت گفت و رفت.ما همه میدونیم در عین اینکه از همه چی سر در میاره یه دیوونست دامادمون میگه باعث شد با همه قطع رابطه کنیم همیشه مارو میزد همیشه همه جا ابرومون رو میبرد تا جایی که 2 تا از پسرای کوچیکش دست روش بلند میکنن ولی اون همیشه دلش بر مامانش میسوخته و تا حالا دست روش بلند نکرده ولی اون تا میتونه اذیتشون کرده حالا به قول مامانم باید خواهرم تحمل کنه چون همه تو زندگیشون مشکل دارن ولی از همون دعوای اخرش تا تونسته اونارو نفرین میکنه میگه ایشالله بچه دار نشین ایشالله به روز سیاه بمونین.دامادمون میگه اون اهل جادو و جمبله و همیشه همه رو نفرین میکرد.حالا دامادمون چند ماهه که از کار بیکار شده و کارفرماش هیچ جوره کوتاه نمیاد به هر کسی تونسته رو انداخته اما نمیشه که نمیشه دارن دیوونه میشن .هم خواهرم و هم شوهرش هر دو صبح تا شب کار میکنن و تازه نصف حقوق قبلی دامادمون رو در میارن کلی قسط دارن میخواستن بچه دار بشن ولی با این اوضاع دیگه نمیتونن خواهرم از غصه ی شوهرش خیلی غصه میخوره هر دوشون خیلی لاغر شدن هر چی دعا میکنن نمیشه از دست هیچ کس هیچ کاری بر نمیاد الان 8 ماهه.خواهرم با لیسانس کامپیوتر رفته یه جایی و زیر پای منشی رو باید طی بکشه خیلی این در و اون در میزنه ولی چون چادریه هیچ کس بهش کار نمیده حتی نمیتونه منشی بشه اخه منشی هم باید قرطی باشه.شوهرش تا دیروز 600 تومن حقوق میگرفت حالا با مدرک فوق دیپلم به زور یه جا کار پیدا کرده ماهی 200 تومن کلی قسط دارن. هر دو دارن دیوونه میشن من طاقت ندارم غصه خواهرم رو ببینم.حالا می خوام بدونم ایا نفرین های اون زن موثر بوده اخه خدا که شاهده که اون بچه هارو با زبونش و کاراش ازار میده؟ایا ممکنه جادو کرده باشه اونارو؟باید چیکار کرد؟ترو خدا دعاشون کنین .مگه میشه یه مادر انقدر نامهربون باشه؟بهشت زیر پای همچین مادریه؟ چیکار باید کرد؟اون زن درست بشو نیست تا حالا هزار تا دکتر رفتن همه میگن سالمه .بچه هاش و شوهرشم عرضه ندارن ببرنش تیمارستان و بستریش کنن. اون از پلیس هم نمیترسه.من اهل نفرین بنده های خدا نیستم چون ادم معتقدی هستم ولی اینبار اون زن رو به خدا واگذار کردم و ازش خواستم بشونتش سر جاش که یه عمره همه از دستش مینالن.خدا میگه بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را پس کو ؟ گاهی وقتا ارزوی مدگ میکنم از این دنیا از ادماش بدم میاد همش سختی همش مشکل همش ترس و دلهره اگه شادی هم هست تا میای به خودت بیای تموم میشه انگار که اصلا نبوده.خواهش میکنم کامل و درست جواب همه ی سوالامو بدین و فقط این طور نباشه که از سر خودتون واکرده باشین.در ضمن من یه گله دارم از اینکه تو یه جامعه ی اسلامی چرا نباید به یه دختر چادری کار نباشه هرجا که میری اول به ظاهرت نگاه میکنن و بعد با یه نگاه عاقل اندر سفیه دست رد به سینت میزنن و خیلی محترمانه از سر خودشون دکت میکنن.به نطر شما جایی هست که به یه دختر چادری با لیسانس کامپیوتر کار بدن حقوقش مهم نیست ولی لاقل در شان ادم باشه نه اینکه با لیسانس بری طی بکشی.
مهدوی :
با سلام پاسخ نامه کاربر با نام "آرام دل" به رایانامه ایشان ارسال شد.
مهدوی :
باسمه تعالی در پاسخ به کاربر محترم به نام غزل: با سلام و احترام خواهر محترم در پاسخ به شما فقط چند نکته را متذکر می شوم امید که مورد قبول واقع شود...خواهر محترم اگر انسان بخواهد وقت عزیز و گران بهای خود را صرف امور کوچکی نظیر آنچه ذکر کرده اید بکند دیگر از هدف اصلی خود باز می ماند و هیچ گاه به آن نمی رسد؛ انسان به این دنیا نیامده است که به این دقتی که شما داشته اید دیگران را زیر ذره بین قرار دهد؛ در روایات اهل بیت علیهم السلام بسیار به این نکته توجه شده است که به جای پرداختن به عیوب دیگران باید انسان مراقب خود باشد و خود را زیر ذره بین قرار دهد؛ ورود بیش از حد به زندگی و حریم دیگران حتی اگر نزدیکترین افراد به انسان نظیر خواهر و برادر باشند به نفع هیچ یک از طرفین نیست و آثار مطلوبی به دنبال ندارد؛ بله دلسوزی و توجه به عزیزان خود لازم و ضروری است ولی به مقداری که آثار زیانباری بر دین و ایمان انسان نداشته باشد؛ این طول و تفصیلی را که در بیان ریز به ریز و جزء به جزء مادر شوهر خواهر خود داشته اید را اگر صرف دانستن مسائل ضروری زندگی سعادتمندانه در این دنیا می کردید و دانش افزایی می کردید قطعا آثار ارزشمندی به دنبال می داشت؛ بله شاید بفرمایید ای بابا مگر در این شرایط می شود؟! در پاسخ به عرض می رسد که باید تمرین کرد و با اشتغالات ارزشمند جلوی ورود و نفوذ و بال و پر گرفتن شیطان را بست؛ این شیطان است که چنین فضایی را می پسندد و دامن زدن بر دشمنی و کینه توزی را حمایت می کند؛ باید مراقب بود که مبادا رفتار شما موجب تهییج شوهر خواهرتان و خدای ناکرده توهین نسبت به والدین شود و خدای ناکرده موجب عاق والدین گردد؛ پدر و مادر هرچند که در حق فرزندان ظلم کرده باشند فرزند حقی ندارد که بخواهد خدای ناکرده آنان را مورد عتاب و سرزنش و یا جسارت قرار بدهد... البته هرکس نقاط ضعفی دارد و ما هم به مقدار توان خود باید سعی در رفع آن نقاط ضعف داشته باشیم... می توان با رفتاری مهربانانه و نه به جهت مقابله به مثل فضا را عوض کرد و محیط را به گونه ای دیگر تغییر داد... چرا باید کار به جایی برسد که فرزندان مورد نفرین مادر خود قرار بگیرند و اگر والدین بی جهت و طبق عادت غلط نفرین را لقلقه زبان خود کنند قطعا برای فرد نفرین شده اثری نخواهد داشت و فقط خود او رنج می برد که باز هم باید تلاش کرد و مانع چنین رنجش خاطری شد؟! البته بهترین کار عذرخواهی فرزندان در خصوص قصور و تقصیر است و سعی در جبران به خوبی ها و باید بدی آنان را هم با خوبی پاسخ داد و در انتظار آثار خوب آن بود... البته آنچه را هم در مورد جذب افرادی که مراقبت کمتری نسبت به خود دارند به کار مطرح کرده اید جای صحبت دارد... بسیارند کارفرمایانی که به کاردانی افراد امتیاز می دهند و آنان را در جهت رونق کسب و کار خود جذب می کنند و نه به جهت سایر مسائل... باید در کمال امیدواری و نشاط تلاش کرد و از خدا استمداد کرد و توسل نمود... به این نکته توجه داشته باشید که با ایجاد فضای صمیمی و محبت آمیز در خانواده و صبر در برابر مشکلات و تلاش و همت بلند همه مشکلات به مرور حل می شود و به دنبال سختی ها آسانی و آسایش فرا خواهد رسید... البته به این نکته هم باید توجه نمود که دنیا محل کامرانی و کامروایی نیست؛ جلسه امتحان است برای رسیدن به مدارج انسانیت و خداوند متعال اگر مثلا طعم خوشی در غذا نهاده است به جهت مزد آن همه زحمت آشپزی و طی مراحل دشوار تهیه غذا است و بهانه ای برای تمایل به سمت غذا و بازنماندن از زندگی و رشد و نمو و خود طعم غذا در دنیا هدف اصلی نیست بلکه بهانه و ابزار است...بیایید با مروت و مدارا در خانواده خود و عزیزان و با دعا و طلب رحمت از خدا برای خود و عزیزان در رسیدن به زندگی سعادتمندانه یکدیگر تلاش نماییم. موفق و مؤید باشید اگر سؤالی بود در خدمتیم
شبنم :
باسلام مدتي به شدت به شوهرم بدبين شدم با اينكه هيچ چيز مشكوكي ازش نديدم باز هم بدبيني برطرف نشده طوري كه اين بدبيني شديدا روي كار و زندگيم تاثير گذاشته لطفه بگيد چكار كنم
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام؛ اسلام به انسان اجازه نمی دهد که در مورد سایر انسانها بدبین باشد چه رسد نسبت به عزیزان خود؛ بدبینی گواهی بر بیماری و وجود اشکالی در خلقیات فرد می باشد که باید فورا نسبت به رفع آن اقدام نمود؛ ما موظفیم واقع بین باشیم و البته ستار؛ چشم را بر حقایق و واقعیات نبندیم و ساده لوح نباشیم ولی در بسیاری از موارد خود را به تغافل بزنیم و پرده بر عیوب و اشکالات دیگران بیندازیم و از فاش شدن اسرار دیگران جلوگیری کنیم؛ تازه اگر بدی ببینیم چنین وظیفه داریم وقتی که اصلا ندیده ایم چقدر مسؤولیت داریم؛ بله بدبینی مانند خوره ای خطرناک وقتی به جان بیفتد انسان را از همه کار و زندگی باز می دارد؛ باید به خدا پناه ببرید و توسل کنید و نسبت به همسر خود بیش از پیش مهربانی کنید و با این کار شیطان را در این فتنه گری شکست بدهید و از خود ناامید کنید... او دشمنی خطرناک بدخواه برای انسان است و این یکی از شگردهای او در دشمنی است... با خود بگوییدکه: منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن... وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن... موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام؛ برداشت وجه بدون اجازه مالک و یا مسؤول و نماینده مالک حرام است؛ در صورتی که خود را ذی حق می دانید مسأله را با مدیر و مسؤول مجموعه مطرح نمایید و حق خود را مطالبه کنید و آنان طبق ضوابط عمل نمایند. این روش مناسبی برای احقاق حقوق احتمالی نیست...
سودابه :
سلام من حقم را خواستم اما آنها گفتند بودجه نیست و نمیتوانیم این مبلغ را به شما پرداخت کنیم من حقم را می خواهم حق گرفتنی ،دادنی نیست من چکار کنم نمیخوام این کار من دزدی محسوب بشود
گلي :
من و پسري همديگر را مي خواهيم ولي براي خواستگاري به خانواده من گفته نشده كه ما با هم دوست بوده ايم و وانمود كرده ايم كه از طرف كسي معرفي شده است ولي مادر من مخالفت مي كند و هر سري دليل مي آورد براي رد اين خواستگار درصورتي كه پسر شرايطت خوبي دارد ما بايد چكار كنيم؟ از طرفي مادر و خانواده من نبايد متوجه رابطه دوستي ما بشوند.
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام چه خوب است که این دوستی های پنهانی اصلا وجود نداشته باشد تا چنین مسائل و مشکلاتی را هم شاهد نباشیم ولی به هرحال حتما به نظر خانواده در خصوص دلایل عدم موافقت توجه کنید؛ اگر ایشان مورد مناسبی برای خانواده شما نباشد حالا تا وقتی که پیوندی صورت نگرفته فراموش کردن و کنار گذاشتن بسیار ساده تر و کم هزینه تر است تا زمانی که بخواهد پس از ازدواج مسائل و مشکلاتی که قابل پیش بینی بود پیش آید و آن وقت بخواهند جدا شوند؛ به نظر می رسد شما خوبی ها و نکات مثبتی را که قابل دفاع است و با تحقیقی ابتدایی به دست می آید را برای مادر و خانواده مطرح کنید و اگر دلایلی که آنان می آورند قوی تر بود از این وصلت صرف نظر کنید ولی به هر حال رابطه پسر و دختر بدون عقد ازدواج مورد رضای خدا نیست و حرام است. احتیاط و دقت فراموش نشود! موفق باشید.
احسان :
باسلام من پسری 23هستم دو سال پیش بادختری که با هم دوست بودیم نامزد کردیم تو دوستی و دوران نامزدی با هم رابطه جنسی جنسی با هم داشتیم بعد دو سال نامزدیمون به علت اختلافات خانوادگی و کناره گیری دختر بهم خورد حالا من احساس گناه و عذاب وجدان میکنم از لحاظ شرعی حکم اینکار چیه و چیکار کنم با این موضوع کنار بیام خواهشا زاهنمائیم کنید
حسن :
باعرض سلام وخسته نباشید من ازدید اعضای خانواده ام وسواس دارم ولی به نظرخودم کارهایم(شستن دست وپا)منطقی است. بالفرض که منطقی باشدآیابرای بدن ضررداردکه روزی حداقل یک یادوباربدن ودست وپاهایم رامی شویم خواهش میکنم کمکم کنیدخیلی درعذابم.باتشکرازشما وسایت خوبتان
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام اگر منظور شما از دوران نامزدی ایام قبل از ازدواج و پس از طی مراحل ابتدایی ازدواج باشد یعنی رضایت پدر دختر وجود داشته باشد و عقدی خواه موقت و یا دائم جاری شده باشد و فقط به خانه خود نرفته باشید، این جدایی با رعایت شرایط خود اشکالی ندارد؛ و اگر منظور شما از دوران نامزدی دوستی پسر و دختر نامحرم است حتی به قصد ازدواج این دوستی حرام است و خداوند از دوستی های اینچنینی راضی نیست و گناه محسوب می شود و در صورتی که منجر به ارتباط جنسی و زنا شود از گناهان کبیره و بزرگ به شمار می رود. برای حل مسأله اگر از طریق دادگاه رسیدگی شود حقوق از دست رفته دختر به واسطه فریب دادن و آسیب رسانی توسط پسر را از پسر می گیرند و حد زنا جاری می کنند و اگر از طریق محاکم قضایی پیگیری نشود (که به نظر می رسد به جهت حفظ آبرو و مسائل اینچنینی از طریق دادگاه اقدام نشود بلکه مسأله میان دو طرف و بدون اطلاع دیگران حل و فصل شود) اگر امکان دارد و مشکلات بزرگی به وجود نمی آورد، حلالیت بطلبند به سبب ایجاد نقص و آسیب و گناه، و از رفتار خود به درگاه خدا ابراز پشیمانی نمایند و از خدا طلب توبه و آمرزش کنند و در صورتی که شرایط ازدواج فراهم است و علاقمندی طرفین وجود دارد و یا امکان ایجاد علاقه هست با راضی کردن خانواده ها نسبت به ازدواج اقدام نمایند. در اینجا مسائل مختلف شرعی، حقوقی و اخلاقی مطرح است که در کتب مفصل قابل دسترسی می باشد. در مسیر بندگی خدا موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام؛ رعایت بهداشت و توجه به نظافت خوب است و آنچه اشکال دارد افراط و تفریط و زیاده روی و کوتاهی در امور است؛ باید روش معتدل را پیش گرفت و متعارف زندگی کرد و در صورتی که از دید خانواده وسواسی شمرده می شوید قدری بیشتر به رفتار خود کنترل داشته باشید که مانند آنان و به رفتار طبیعی بازگردید و غیر متعارف شناخته نشوید... باید توجه داشته باشید که اگر مسأله واقعا وسواس باشد به جد باید مورد معالجه قرار گیرد چراکه وسواس از شیطان است و بسیار به زندگی فرد آسیب می رساند و انسان به مرور زمان به بازیچه شیطان تبدیل میشود و به جای بندگی خدا و رفتار صحیح روز به روز منحرف تر می گردد. مراقب باشید
هستي :
دوست دارم همسري خوب نصيبم بشه .چي كار كنم.آيا آيه ربنا هب لنا .........خوندنش كفايت مي كنه
مژگان :
با سلام ممنون از اینکه مقداری از وقت گرانبهاتونو در اختیارم قرار دادید. من دختری 24 ساله دانشجوی سال آخرم که با وجود اصرار و تیکه های اطرافیان در زمینه ازدواج همچنان مجرد هستم و اصلا احساس پشیمانی در این زمینه ندارم البته جدیدا یه تصمیمی گرفتم که تا وقتی که به اون خصوصیات اخلاقی که مد نظرمه نرسم ازدواج نکنم. یکی از این رذایل اخلاقی که خیلی ناراحتم میکنه و تا 1ماه پیش اصلا فکرشم نمیکردم که من دارای یه همچین اخلاقی هستم حسادته .شما نمیدونید چقدر ناراحت میشم وقتی بعضی وقتا به بهترین دوستم احساس حسادت دارم چقدر از خودم بدم میاد.میدونید چی باعث این حس شده؟ یه کم غرور .میگن دختری زیبا و تنازم و از لحاظ ظاهری نقصی ندارم .این امر باعث شده که دوست داشته باشم همیشه بهترین باشم البته تلاش هم دارم در این زمینه ولی آدم که همیشه موفق نیست دیگه.درسته که این صفتو دارم ولی وقتی میبینم دوستم بااینکه چهره ای متوسط داره ولی همه جذبش میشن چه مذکر چه مونث ناخواسته ناراحت میشم .یا وقتی که دوستم با یکی دیگه از دوستان خیلی گرم میگیره ناراحتم میکنه هر موقع که دچار این حس مشم تو دلم خودمو دعوا میکنم ولی هیچ تاثیری روی این حس نداره. من واقعا میخوام حسود نباشم .دوست ندارم توی زندگی آیندم در مورد همسرم نسبت به ارتباطش با دیگران دچار یه همچین حسی بشم .دوست دارم خیلی منطقی با این قضیه برخورد کنم .لطف بزرگی میکنید اگه کمکم کنید... باتشکر مژگان
مهدوی :
باسمه تعالی با عرض سلام و تبریک سال جدید از این که مدتی توفیق عرض ادب فراهم نبود عذر خواهی می نمایم ان شاء الله بتوانیم چنان که مورد رضایت خداوند متعال باشد انجام وظیفه نماییم.
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام؛ دعا و عرض حاجت، توسل و واسطه قراردادن اولیای الهی، نذر و مانند آن بسیار سودمند است و آثار ارزشمند خود را دارد ولی آیا این که آیه شریفه ای که ذکر شده به همین منظور وارد است را نمی دانم و از این جهت عذر خواهی می نمایم. خداوند شما و همه جوانان را یاری فرماید. موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی با عرض سلام و احترام؛ خواهر گرامی این که از داشتن یکی از اخلاق ناپسند در وجود خود ناراحت و نگران هستید امری مهم و حیاتی است و بهره مندی از این حس ارزشمند نعمت بزرگی است که جای شکرگزاری بسیار دارد و انسان به طور طبیعی چنین آفریده شده است و از چنین فطرتی برخوردار است و تا زمانی که وجدان بیدار خود را حفظ کند چنین خواهد بود و مسأله جهاد نفس و تهذیب اخلاق و تزکیه نفس و آموزه های دینی و اخلاقی در این راستا می باشد و انسان سالک و مسافر به سوی خدا درصدد آن بر می آید؛ رذایل اخلاقی بسیار است که هریک می تواند موجب هلاکت انسان شود و انسان باید با جدیت و تلاش و استمداد از درگاه الهی و توسل به اولیای الهی نسبت به علاج اقدام نماید اما این در طول مسیر زندگی است و نمی توان گفت که من مثلا تا زمانی که از مشکل ریا خلاص نشده ام و به مقام اخلاص نرسیده ام غذا نمی خورم و یا به محل کار خود نمی روم؛ بله باید به محل کار خود رفت، غذا خورد، به انجام امور توجه داشت و در طول این امور مراقبه و درمان را نیز داشت؛ شما در عین حالی که باید به خواستگاری که از شرایط خوبی برخوردار است جواب مثبت بدهید و همسر و همسفر خوبی داشته باشید و همسر و همسفر خوبی نیز باشید باید نسبت به حل مسائل اخلاقی و آراسته شدن به اخلاق حسنه و ملکات فاضله بپردازید. در شرح حال یکی از علمای بزرگ چنین آمده است که روزی ایشان را بسیار خوشحال دیدند و علت را جویا شدند و ایشان در جواب فرمودند که پس از 20 سال مجاهده مطمئن شدم که به لطف خدا صفت زشت حسد از وجودم ریشه کن شده است و چنین نبوده که ایشان همه کارهای روزمره را ترک کرده باشند و فقط به این مسأله فکر کنند بلکه همه کارهای زندگی را به نحو مطلوب به انجام می رسانده اند که چنین مشمول الطاف الهی شده اند. موفق باشید
محمد رضایی :
باسلام.من 15 سال دارم وبهترین دانش آموز مدرسه با نمره 20 هستم.ماه قبل دچار 7 بار استمنا شدمو توبه کردم و دیگر آن را تکرار نمی کنم.آیا همین 7 بار در صورتی که دیگر آن را تکرار نکنم در بزرگسالی باعث بروز عوارضی همچون انزال زود رس-سیاهی چشم - خم شدن کمر - کم شدن هوش وخیلی دیگر از عوارض آن میشوم؟(برای همیشه توبه کردم)
مهدوی :
باسمه تعالی محمد عزیز سلام! مواظب خودت باش که در این جنگ و جهاد با شیطان و هوای نفس شکست نخوری؛ چاره ای نیست و بازگشت به زمان قبل از انجام این گناه ممکن نیست و فقط لطف خداست که با پذیرش توبه بندگان خود لطف می فرماید از گناه آنان چشم پوشی می کند و اثر گناهان را از بین می برد؛ ان شاء الله که در ادامه زندگی محکم تر باشی و وسوسه های شیطان را با پناه بردن به خدا خنثی کنی؛ مواظب باش که درگیر این مسأله نشوی و موجب عقب ماندگی معنوی و بلکه تحصیلی و مادی و همه جانبه خود نشوی؛ بندگانی که موفق به توبه می شوند با اراده قوی تر و همت بلند می توانند گذشته را جبران کنند و آثاری هم که ذکر کرده ای به خواست خدا در وجودت باقی نخواهد ماند. موفق باشید سعی کن هیچ وقت بی کار نباشی و با کنترل چشم و دل و تلاش و پشتکار به شیطان فرصت تحرک ندهی!
محمد :
با سلام خمت استاد گرانقدر و بزرگوار .سوال من در رابطه با این است که آیا جنب شدن نیز عواقب خطرناکی مانند استمنا دارد؟لطفا در این رابطه توضیح کامل دهید
حسن :
سلام در اجوبه آمده است كه كپي نرم افزار خارجي تابع قرارداد است در صورتي كه شركتي با ايران قرارداد نبسته باشد ولي نرم افزار او در ايران باشد آيا مي توان نرم افزار او را كپي كرد؟
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و عرض احترام به عرض می رسد: جنب شدن از راه حلال هیچ مشکلی برای انسان ایجاد نمی کند نه از نظر معنوی و ایمانی و نه از نظر جسمی؛ بلکه امری طبیعی و لازم و نهاده شده در وجود انسان است که این جنابت به دو طریق صورت می گیرد؛ خروج مایع منی از بدن (در خواب که به آن احتلام می گویند) و مقاربت و آمیزش با همسر و این مسأله به طور طبیعی می باشد؛ استمنا از آن جهت که نافرمانی خداوند متعال است بر ایمان و شخصیت معنوی انسان آسیب می رساند و آثار زیانبار فراوانی برای روان و بدن انسان خواهد داشت وعملی خارج از اصول عملکرد سیستم روانی و جسمی می باشد. سلامت و رستگار باشید.
علی :
باسلام.مدتی است که در خواب رطوبتی از من بیرون می آید(چند روز پشت سر هم) و من مطمئن ام که آن رطوبت منی نیست زیرا میدانم که هیچ شهوت و جستنی در آن نیست و اگر شهوت بودد خودم می فهمیدم و هم چنین سوره آیت الکرسی و دعاهای دیگرهم می خوانم و هیچ شکی ندارم که آن منی نیست.به نظر شما آن چه رطوبتی است که هیچ تشابهی با منی ندارد و چسب ناک نیست.آیا برای آن باید غسل کنم. لطفا توضیح کامل در رابطه با انواع رطوبت هایی که خارج می شودتوضیح دهید.
مهدوی :
باسمه تعالی سلام بر برادر عزیز علی اگر یقین ندارید که آن مایع منی است و قبلا استبراء انجام داده اید و یا زمان قدری سپری شده است و ادرار در مجرای ادرار نمانده است آن مایع پاک است و غسل هم واجب نمی شود در رساله های توضیح المسائل می خوانیم: آبى كه گاهى بعد از ملاعبه و بازى كردن {باهمسر} از انسان خارج مى‏شود، و به آن مذى‏ مى‏گويند پاك است. نيز آبى كه گاهى بعد از منى بيرون مى‏آيد، و به آن وذى گفته مى‏شود و آبى كه گاهى بعد از بول بيرون مى‏آيد و به آن ودى مى‏گويند، اگر بول به‏آن نرسيده باشد، پاك است. و چنانچه بعد از بول استبراء كند و بعد آبى از او خارج شود شك كند كه بول است ‏يا يكى از اينها، پاك مى‏باشد. پس بنابر این اگر شما یقین به منی بودن و ادرار بودن آن مایع ندارید آن مایع مشکوک پاک است. البته خروج منی در خواب به هنگام پر شدن منبع آن امری طبیعی است و نباید از این امر نگران بود و فقط باید نسبت به تطهیر و غسل اقدام نمود. سلامت و سعادتمند باشید
ندا :
سلام . من دختری ستم 25 ساله که تا هفته ی دیگه ازدواج میکنم و درست یک هفته قبل ازازدواجم احساس میکنم که این آدم همون کسی نیست که من می خواستم . انگار تمام این مدت داشتم خودمو گول میزدم . مدام داشتم خودمو راضی میکردم که بلاخره یه روز عاشقش میشم . پدرو مادرم کاملا راضی هستن و خوشحال.. وقتی میبینم همه خوشحالن نمی تونم ناراحتیم رو به کسی بگم. روز به روز بیشتر ازش بدم میآد. و بیشتر احساس می کنم به هم نمی آیم. مخصوصا از وقتی ازافراد فامیل هم این موضوع رو گفتن ... این آدم کاملا با چیزی که من می خواستم فرق داره. پیشش آروم و افسردم.اون فکر میکنه من همیشه همینطورم. فقط دارم تحمل میکنم.نمیدونم چطور رفتار کنم .. چطور این ناراحتیو از بین ببرم . میشه من رو راهنمایی بفرمایید.مرسی.
مهدوی :
باسمه تعالی خواهر محترم با سلام و احترام و عرض تبریک؛ شاید حالتی رو که الان با آن رو به رو هستید از شاخه های وسواس و دودلی باشه؛ زمانی که شما پاسخ مثبت دادید و یا حداقل پدر و مادر به آن راضی شدند، ایشون رو برای ازدواج مناسب دیدید و دیدند وگرنه اگر قابل تحمل نبود از اول کسی راضی به این موضوع نمی شد. به احتمال قوی این دودلی مبدأ عقلی و منطقی و صحیح نداره؛ به احتمال قوی این دودلی از ناحیه شیطان القاء میشه برای این که پایه یک خانواده ای که میتونه ریشه همه خوبی ها باشه رو از اول بزنه؛ مخصوصا وقتی که آدمهایی شما رو با کلامشون حالا یا به نیت خیر و یا به جهت حسادت و بدخواهی تحت تأثیر قرار می دهند و با منفی بافی خود شما رو سحر می کنند؛ اگر واقعا در وجود ایشون مسائلی نفرت انگیز و مزاحم برای علاقه و محبت وجود داره با مطرح کردن اون مسائل با پدر و مادر و به هم زدن مسأله خودتون و ایشون رو نجات بدهید؛ ولی اگر علتی نداره و صرفا بددلی و احساسات وسواس گونه است از خدا کمک بخواهید و با شیرینی و نشاط پایه زندگی محکم و زیبایی رو بنا بگذارید؛ به قول قدیمی ترها به بخت خودتون لگد نزنید. اگر نکته ای و مشکلی هم هست به مرور زمان در جهت رفع اون مشکل قدم بردارید و همسری مهربان و دوست داشتنی برای ایشون باشید و وقتی با هم هستین همه مشکلات رو از ذهن دور کنید و از با هم بودن و این که خدا توفیق ازدواج را فراهم فرموده شادمان و سپاسگزار باشید. منتظر این نباشید که از آسمان به خواستگاری شما بیایند و معصوم و بی عیب و ایراد باشند؛ نگاهها را باید شست... به خدا توکل کنید و از خدا سعادتمندی خودتون را مسألت کنید. موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی برادر عزیز رضا با سلام و احترام؛ به سؤالات شما به این ترتیب پاسخ می دهم: استمناء یعنی این که انسان با اختیار خود کاری با خود بکند که مایع منی از بدن او خارج شود؛ این کار حرام است و گناه بزرگی به شمار می آید و عوارض مختلف جسمی و روحی نیز دارد و فرد مسلمان باید برای اجرای فرمان پروردگار خود به سراغ این کار نرود و از کارهایی که باعث تحریک و احساس نیاز به این موضوع می شود با جدیت خود دوری نماید؛ ولی به هر حال پس از بلوغ جسمی به طور طبیعی این مایع در بدن تولید می شود و به نحوی تخلیه می گردد که خروج آن مایع در حالت خواب را احتلام می گویند که معمولا با دیدن رؤیا اتفاق می افتد و فرد در این حالت به دلیل خروج منی محتلم می شود و غسل جنابت بر او واجب می گردد(این موضوع یکی از نشانه های بلوغ است) البته سبک زندگی و نوع خوراک در تولید این مایع و به تبع خروج آن در حالت خواب و احتلام تأثیر دارد؛ پس احتلام موضوعی نیست که اصلا در بیداری و با اختیار انجام شود... احتلام امری بدون اختیار است و به صورت طبیعی انجام می شود ولی استمناء با اراده و اختیار است و حرام می باشد... موفق و سعادتمند در همه مراحل زندگی باشید.
مهری :
با سلام ما در آپارتمانی زندگی می کنیم که دریچه اتاق پذیرایی آن مقابل آپارتمان های زیاد دیگریست. درتابستانها چاره ای جز پرده کشیدن و بازکردن دریچه نداریم بخاطر گرمای شدید. اوایل خیلی خواستم رعایت کنم مثلا همیشه روسری بپوشم ، بلوزهای آستین بلند بپوشم و ... ولی خیلی سخته و دایم خانواده و دیگران مرا مسخره می کنند و می گویند چاردیواری اختیاریست و گناهش گردن کساییه که به ما نگاه می کنند . اصلا شرایط عوض کردن خانه هم نداریم . خواهش می کنم منو راهنمایی کنید و به ایمیل مذکور پاسخم را هرچه سریعتر ارسال فرمایید . با تشکر فراوان
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام؛ خواهر گرامی به عرض می رسد: همان طور که پوشاندن بدن یک وظیفه شرعی برای شما است، در مقابل نگاه نکردن وظیفه همسایگان شماست؛ شما باید منزل خود را امن کنید، و آنان باید چشم خود را کنترل کنند؛ همان طور که نمی گویند چهار دیواری اختیاری است و من دوست دارم در منزل را باز بگذارم و به سفر بروم و وظیفه دیگران است که دزدی نکنند به همان علت محافظت از دیده نشدن نیز وظیفه ساکنان خانه است؛ بله آنان نباید نگاه کنند، آنان نباید دزدی کنند؛ و شما نباید شرایط دیده شدن را فراهم کنید و شما نباید بدون بستن در منزل به سفر بروید و یا به استراحت بپردازید؛ حال برای گرما و تهویه و مانند آن چه باید کرد قطعا راهی خواهید یافت نظیر ایجاد تغییرات مختصر در نحوه باز شدن پنجره و یا استفاده از پوشش بخش خارجی پنجره با امکان رفت و آمد هوا؛ از مسخره شدن برای انجام فرمان پروردگار مهربان خود نگران نباشید و آنان را هم به بندگی دعوت کنید. هرچند که گرمای تابستان آن هم در کنار اجاق گاز طاقت فرسا است ولی رهایی از آن به نافرمانی خداوند متعال نمی ارزد. موفق باشید
لیلا :
سلام من یک سوالی داشتم نفرین در نظر اسلام رابایم تویح دهیدمن چهار سال پیش خواهرم که ازخودم بزرگتر بودمی خواست با برادر زن دادشم ازدواج کند ولی خودبابای پسرزد زیر قولنامه واز ان روززن دادشم با ما یعنی من خواهرم بد شد وخواهرم هنوز ازدواج نکرده آیا زن دادشم نفرین کرده است که هرچه خواستگار برای او می آید میرود لطفا کمک کنید
ن.ث :
سلام . خسته نباشید مرسی از این که این فرصت را در اختیار من و دیگران قرار داردین ممنونم . الان 3 روز است که من با کسی به عقد دائم درآمده ام و درواقع ازدواج کرده ام. از حدود 2 هفته قبل از ازدواج شک فروانی در رابطه با این وصلت داشتم . با هر کس که صحبت می کردم میگفت شکت بی دلیلیه اصلا او قدرها که می گی مشکلی نداره ... دوستان با تجربه ترم می گفتند بعد از ازدواج عشق زیادی به وجود میاد نگران نباش . اما الان احساس می کنم واقعا اشتباه کردم .. از همون ابتدا که این جریان به وجود آمذه بود باید جدی باهاش بر خورد می کردم چون الان فکر میکنم این آدم واقعا حوصله ی من رو سر میبره... جلو دیگران واقعا از بودنش کنارم خجالت میکشم .. اصلا دوست دارم گفتن هام واقعی نیست.. فقط برای اینه که شاید یه جوری عاشقش بشم...من دختری شاد و پرجنب و جوش و پر از احساس بودم که همه دوستانم می دونستند از چیز های خیلی ساده هم به هیجان می یام اما این آدم واقعا سخت ابراز احساسات میکنه .. حوصله ی من رو سر میبره.. احساس می کنم همه آرزو هام رو از دست دادم فقط به خاطر عجله ی خانواده...لطفا راهنماییم بفرمایید که الن بهترین کار چیه....
مهدوی :
باسمه تعالی سلام و عرض احترام؛ خواهر گرامی در پاسخ شما عرض می شود: نه خیر این طور نیست که هرکس وقتی از دست سایرین به هر بهانه ای ناراحت شود مجاز به نفرین باشد و یا این که نفرینش اثر کند؛ نفرین همان طلب دوری از رحمت خدا و دوری از خیر و خوبی است و این موضوع در خصوص کسانی که مورد ظلم و ستم واقع شده اند نسبت به ظالمان معنا دارد و خداوند هم دعا و آه مظلومان را شنواست؛ البته در صورتی که زمینه ناراحتی میان مؤمنین فراهم شده است باید در صدد رفع کدورت بود و نسبت به اصلاح اقدام نمود. در خصوص ازدواج ایشان هم باید دید که موانع چیست و به دنبال رفع آن بود.
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام خدمت خواهر محترم ن.ث؛ تبریک عرض می کنم این پیوند مبارک را به حضور شما و همسر عزیز شما؛ شک قبل از قطعی شدن ازدواج تا حدی طبیعی و بلکه لازم است که تا جایی که ممکن است فرد بازنگری کند و به اطمینان نسبی برسد؛ شما به لطف خدا این مراحل را سپری کرده و شکر خدا به هم رسیده اید؛ اکنون زمان محکم کردن پیوند با مهرورزی و ابراز علاقه و عشق است؛ البته از مرد هم توقع نداشته باشید که به همان میزان که شما از احساسات و عواطف بهره مند هستید عاطفی باشد؛ تازه اگر چنین باشد معلوم نیست که بتواند همه آن احساسات را ابراز کند و اینچنین هنرنمایی کند؛ با مطالعه و شناخت بیشتر نسبت به زندگی و آشنایی با وظایف خود در بهبود روابط تلاش کنید؛ سعی کنید خودتان باشید و ویژگی های ارزشمند خود را تقویت کنید البته نسبت به اصلاح نقاط ضعف خود نیز جدیت داشته باشید و توقع بی جا از دیگران نداشته باشید و بر امور کم ارزش پافشاری نکنید؛ با توکل بر خدا زندگی خوبی را که شروع کرده اید به مرور زمان صمیمی تر کنید و به دل بد راه ندهید؛ شکرگزار باشید تا مورد توجه ویژه خداوند قرار بگیرید... موفق و سعادتمند باشید
علی :
باسلام. ما در خانه مان هر چند روز کارگری می آید (مواقعی که مهمانی یا جشنی داریم می آید تا مادرم را کمک کند) .این کارگر مدت 7.8 سال است که به خانه مان می آید و من هم اکنون 15 سال سن دارم. او در صحبتی که اخیرا با مادرم داشت شنیدم که می گفت او با ما محرم است و جای مادرم را دارد و مادرم نیز حرف او را تایید می کرد. لازم به ذکر است که او هیچ وقت جلوی ما حجاب ندارد و راحت است اما من با این مسئله مشکل دارم و دوست ندارم که به خانه مان بیاید . سوال من این است که او واقعا با من محرم به حساب می آید در حالی که هیچ رابطه فامیلی نداریم ؟ چه کار باید کنم ؟
تارا :
با سلام . من مشکل بزرگم با پدرم است. وضع مالی مناسبی داریم . سالها پیش مجبور به مهاجرت از تهران به سیرجان شدیم . روش زندگی و فرهنگ مردمان سیرجان با تهریان واقعا متفاوت است . تریاک نقش مهمی در زندگی روزمره بازی می کند . مردان از صبح تا شب در حال دود کردن این ماده کثیف میکنند و تنها چیزی که اهمیت نداره خانواده و مخصوصا زن ها و دختر ها در خانه هستند . الان بعد از 15 سال این پدر منه که درست مثل اونها رفتار میکنه . جوری که ما جرات نداریم درباره تریاک و نکشیدنش حرفی بزنیم انگار که ناموسشه . و این تفاوت فرهنگی زمانی بیشتر منو عذاب میده که رفتار مردها و زن ها را در بین فامیل و تهران میبینیم و احترام ها و آزادی ها رو اما اینجا ما جرات نداریم درباره موضوعی نظر بدیم . اچه مخالف هم باشه که دیگه جرم کردیم. حق بیرون رفتن با دوستان و صحبت با هیچ پسری و نداریم . هر بار در باره تریاک یا ناراحتی هامون بحث کردیم واقعا پشیمون شدیم . ولی من واقعا میخوام که پدرم ترک کنه خیلی. نمیدونم چیکار کنم .
مهدوی :
برادر عزیز علی! خواهران محترم! با سلام و احترام پاسخ به سؤالات ان شاء الله ظرف روزهای آینده به عرض می رسد. موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی برادر عزیز علی! با سلام و احترام در پاسخ سؤال شما به عرض می رسد: دو امر موجب محرمیت می شود: نسب و سبب؛ نسب یعنی خویشاوندی به واسطه پیدایش انسان (بدون نیاز به اتفاق امری دیگر) که به این واسطه پدر، مادر، خواهر، برادر، عمه، عمو، خاله، دایی و همین افراد به واسطه پدر و مادر یعنی خاله و دایی مادر و پدر مثلا به انسان محرم می شوند و (و چون محرمیت امری دوطرفه است همین طور نسلهای بعد که فرزند و نوه و مانند آنها هستند به انسان محرمند) و اما عامل دوم محرمیت، سبب است؛ یعنی کسی که در ابتدا محرم نبوده به واسطه امری به انسان محرم شود که این مسأله در ازدواج دیده می شود؛ ازدواج موجب محرمیت زن و مردی که قبلا نامحرم بودند می شود و به این واسطه پدر شوهر به عروس و مادر زن به داماد مثلا محرم می شوند؛ نظیر این موضوع مسأله شیرخوارگی است؛ به واسطه شیرخوارگی نوزاد نسبت به برخی افراد محرم می شود مثلا مادر رضاعی(شیری)، و خواهر و برادر رضاعی نیز از این دسته اند... این مسأله در کتابهای احکام محرم و نامحرم (از جمله رساله محرم و نامحرم مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی) به صورت مفصل مورد بررسی قرار گرفته است. این از موضوع محرم و نامحرم به صورت کلی. اما مسأله ای را که شما مطرح نمودید، خیر ایشان نه محرم نسبی هستند و نه محرم سببی و این حرف معمولا بین افرادی که التزام چندانی به احکام الهی ندارند شنیده می شود که می گویند فلانی هم مثل پسرم و از این جور حرفها؛ شاید هم به این خاطر باشد که سن شما در برزخ بین نوجوانی(عدم بلوغ) و جوانی و بلوغ قرار گرفته اید و برای این افراد خیلی جدی نشده است و شاید هنوز ایشان شما را کودک چند سال پیش می پندارد و قصدی در جهت عدم رعایت مسائل شرعی ندارد و واقعا به این مسأله توجه پیدا نکرده که شما به سن تکلیف رسیده اید و جزء مردان شده اید و باید همه مسائلی را که در برابر نامحرم باید رعایت کنند نزد شما نیز باید مراعات نمایند. ولی به هر حال شما از مادر بخواهید به شما کمک کند و به ایشان تذکر بدهد که در مقابل شما رعایت کند و شما هم تکلیف خود را انجام دهید و البته همه مسائل با حفظ احترام همه باشد. موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی خواهر گرامی با عرض سلام و تبریک میلاد پر نور و سرور حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بزرگ بهانه آفرینش؛ خدا را شکر که چادری هستید، معتقد و از خانواده ای مذهبی، و حیا از نکات ارزشمند زندگی شماست؛ دیدار دوستان قدیمی پس از سالیان طولانی جای سپاسگزاری از خدا دارد که چنین شرایطی را رقم زده و دو دوست را به هم رسانده است؛ این که در وجود شما ویژگی های مثبتی وجود دارد که موجب توجه دوستان می شود نیز از نعمتهای الهی می باشد و شکرش لازم؛ اما چند نکته: نباید در هیچ یک از مراحل زندگی انتخاب را از خود سلب نمود که انسان با انتخاب صحیح انسان می شود؛ این فرد است که باید تصمیم بگیرد و انتخاب کند و در جایی که لازم است دست رد بزند و نه بگوید؛ نباید ساده لوح بود و با ظاهری جذاب فریفته شد(اشاره به پیامک به قول شما قشنگ) و همه جوانب را در نظر نگرفت؛ باید معیارهای ارزشی را در انتخاب دوست در نظر گرفت و به هرکس پاسخ مثبت نداد؛ نباید دوستان ارزشمند را با کج سلیقگی از دست داد؛ باید مراقب بود که هم نشینی خواه ناخواه تأثیر خود را خواهد گذاشت؛ تا جایی که می توانید باید برای اصلاح دوستان جدید خود تلاش کنید ولی اگر مؤثر نشد شما وظیفه ندارید که دل دیگران را به دست آورید و ارزشها را کنار بگذارید بلکه وظیفه عکس آن است؛ البته قطع ارتباط آخرین مرحله است که برای حفظ خودتان و تلاش برای اصلاح ایشان صورت می گیرد؛ باید همه زندگی که دوستی هم بخشی از آن است با معیار خدا و بندگی خدا باشد؛ دوستی که شما را در راه بندگی یار و یاور است دوستی ارزشمند و گرانبهاست و نباید به هیچ قیمتی از دست برود و دوستی که سد راه است و یا موجب کندی حرکت می شود در واقع دوست نیست، اگر همراه نشد باید با روشی صحیح کنار گذاشته شود... البته قضاوت با خودتان بر اساس معیارها... موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام و عرص تبریک ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و ایام بزرگداشت مقام زن؛ خواهر گرامی این که شما تا این حد نگران پدر هستید و از گرفتاری او در این دام، ناراحت، نشانه شدت علاقه شما به پدر است و بسیار جای تقدیر دارد، اما موضوعی که به آن اشاره داشتید، بله شرایط زندگی در اقلیم های مختلف متفاوت است ولی منطقه جغرافیایی حرف آخر را نمی زند و تعیین کننده نیست؛ عوامل مختلفی در انتخاب و نحوه رفتار افراد تأثیرگذار است که از اقلیم و محیط به عنوان یکی از آنها یاد می شود؛ انسانهای بزرگوار و بندگان خوب خدا در روی زمین پراکنده اند و آنان کسانی هستند که بر اساس الگوی رفتاری خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم زندگی می کنند... رفتار نادرست پدر شما شاید به جهت هم نشینی و اثر گرفتن از دوستان نااهل باشد که با این انتخاب شاید اگر در مقدس ترین شهرها هم زندگی می کردند به گونه ای گرفتار می شدند؛ نمی دانم که آیا امکان مهاجرت به شهری دیگر یا حداقل منطقه ای دیگر برای جداشدن ایشان از آن دوستان مهیا می شود یا خیر و آیا کسانی از خانواده می توانند در تصمیم گیری ایشان دخالت داشته باشند یا نه و آیا پیشرفت بیماری ایشان تا چه حد است و شرایط درمان به چه گونه می باشد ولی به هر حال باید به واسطه کارهای خوبی که مورد توجه ایشان قرار می گیرد و نسبت به آن موضع گیری نمی کنند و مقاومت نشان نمی دهند سعی در تأثیر در ایشان داشت البته با دعا و توسل و ابراز محبت و ایجاد صمیمیت باید در انتظار لطف خدا بود... البته این که از ارتباط فرزندان خود با نامحرم جلوگیری می کنند، غیرت است و امری پسندیده که ان شاء الله با سرایت دادن غیرت در سایر امور و همت و تصمیم بر ترک اعتیاد شاهد بازگشت آرامش به زندگی خواهید بود ... موفق باشید
مهدی :
با سلام و خسته نباشید ، من پسری 23 ساله هستم . من سه سال پیش عاشق دختری 19 ساله شدم ، من و او هر دوتامون دانشجوی رشته ی کامپیوتریم. من بهش پیشنهاد ازدواج دادم ولی بهم جواب رد داد و گفت که من قصد ازدواج ندارم. ولی چون من دوستش داشتم دست بردار نبودم و واسه ی همین من در درسهاش و پروژه هاش بهش کمک می کردم ، ولی اون البته قبلا ابراز علاقه می کرد و تا اینکه من بهش گفتم که من می خواهم که با خانواده یمان به خواستگاری ات بیاییم و اون هم قبول کرد و گفت که واسه ی من فرقی نداره و گفت که فقط باید پدرم موافق باشد ، ولی من این رو بهش گفته بودم که ببینم من را می خواد یا نه ، و من بخاطر مشکلات مالی و ادامه تحصیل به خواستگاریش برفتم و گفتم که پدرم به دلیل اینکه کاری در دستم نیست موافقت نمی کند و چند ماه بعدش که پرسیدم نظرش راجع به من چیه ؟ بهم گفت که میان من و شما اصلا هیچ علاقه ای وجود نداره و علاقه ی شما نسبت به من یک طرفه است و گفت که من به شخص دیگه ای علاقه دارم ، حالا از اون روز تا حالا نسبت به من بی توجه و بی اهمیت شده است . می خواستم ببینم به نظر شما من باید چه کاری انجام بدم ، لطفا مرا در این راه کمک کنید . من از کمکی که شما به من می کنید بی نهایت تشکر می کنم. در ضمن اگر امکانش هست جوابتان را به ایمیلم ارسال کنید.
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام؛ برادر عزیز مهدی! ایجاد علاقه بین دو نفر از جنس مخالف در این سن، به تنهایی معیار مناسبی برای انتخاب آن فرد به عنوان همسر آینده و بخش مهم و سرنوشت ساز زندگی انسان نیست؛ رشته تحصیلی هم چندان تعیین کننده نمی باشد؛ تازه علاقه دو جانبه یکی از شرایط موفقیت در انتخاب است که به فرمایش شما این هم احتمالا از طرف ایشان وجود ندارد؛ اگر واقعا شخص دیگری مورد توجه ایشان است سرنوشت خود و ایشان را با اصرار و پافشاری بی مورد دچار مشکل نکنید؛ البته اگر به جهت تأخیر در اقدام شما از شما ناراحت شده باشند و چنین جوابی را از روی ناراحتی داده باشند و در واقع چنان که ابراز داشته اند نباشد می توانید در صورت وجود سایر شرایط نسبت به خواستگاری (در ابتدا غیر رسمی و سپس رسمی) اقدام نمایید. خوب بود در همان ابتدای آشنایی و احساس علاقه مشورت کرده و اقدام مناسب را انجام می دادید و در صدد سنجش به آن روش (بدقولی و یا ...) بر نمی آمدید؛ البته باید این نکته را مورد توجه داشته باشید که رابطه دوستی بین پسر و دختر به صلاح هیچ یک از دختر و پسر نیست، حرام است و خداوند متعال از چنین روابطی خشنود نیست. موفق و سعادتمند باشید
مهدوی :
باسمه تعالی سلام بر شما کاربر محترم به نام طلا! موضوعی که مطرح کردید و علاقمندی هایی که در این سن و سال به وجود می آید امر عجیبی نیست بلکه مسأله ای طبیعی و از نعمت ها و نشانه های خداوند مهربان است؛ شاید همه چنین گرایشات درونی را تجربه کرده و با آن آشنا باشند؛ بله اگر سایر شرایط برای تداوم بخشیدن به این علاقمندی به وسیله ازدواج که مورد سفارش و رضایت خداوند متعال است فراهم بود باید به آن سمت می رفتیم و بر عمق بخشی به این علاقمندی تلاش می کردیم ولی علاقمند شدن بدون وجود شرایط لازم کار را به مشکلات بزرگ و بزرگتری می کشاند و گرفتاری های جدی برای ادامه زندگی فرد چه پسر و چه دختر به بار می آورد و رشد و تکامل او را تهدید می کند و دین و ایمان و دنیا و آخرت فرد را تحت الشعاع قرار می دهد؛ برای همین بهترین چاره همان طور که دستور خداوند متعال در قرآن کریم است، پاکدامنی و صبر و چشم پوشی است تا زمانی که شرایط به نحو مطلوب فراهم شود. موفق باشید
ط :
با سلام دختری22 ساله هستم که در سن 18 سالگی نامزد(عقد) کردم و 1 سال بعد جدا شدم که در این دوران عقد رابطه جنسی هم داشتم ولی بعد از جدایی عمل ترمیم انجام دادم ....حال با آقایی برای ازدواج آشنا شده ام من موضوع عقد رو به ایشون گفتم و مشکلی نداشتن ولی در باره رابطه ام با نامزد قبلی چیزی نگفتم و نمیدونم که این کارم درسته که نگم یا نه چون از نظر خودم گناهی قبلا مرتکب نشدم و همچینین بعد از عمل ترمیم هم رابطه ای نداشتم به خاطر همین فکر میکنم اگه بخوام جزییات عقدمو(رابطه) به ایشون بگم فقط بدبینش کردم نسبت به خودم چون ایشون تصمیم قطعی برای ازدواج با من دارن حالا نمیدونم خدا منو میبشه اگه این موضوع رو به خاطر ادامه رابطم مطرح نکنم؟ایا گناه بزرگی مرتکب شدم اگه نگم ؟ چون واقعا نمیتونم بهشون بگم
مهدوی :
باسمه تعالی سلام بر شما خواهر گرامی؛ لطفا به آدرس ذیل (دفتر استفتاءات آیت الله العظمی خامنه ای) مراجعه فرمایید و سؤال خود را مطرح نمایید. باتشکر http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=istifta و یا شماره تلفن64412000 (دفتر پاسخ به مسائل شرعی)
گلی :
باسلام دختری 23 ساله هستم که با همکار قبلی ام دوست هستم خلاصه بگم که حدودا 4سال پیش دوستبودیم ودوستیمون 2 سال ادامه داشت وحال بعد از دوسال برگشته وما دوباره عاشق هم شدیم دوستیمون هم در حد تلفن ولی اون اسرار داره که بیاد خواستگاریم منم اون رو دوست دارم ولی به چند دلایل احساس بدی دارم یکی برادرم عقب ماندگی ذهنی دارد دوم وضع ظاهری خونمون بده سوم پدرم بهانه گیره البته ناگفته نماند که اون هم یک برادر معتاد داره الان دوست دارم یه راهنماییم کنید که چطور جواب رد موقت به او بدم
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام؛ خواهر محترم اگر علاوه بر علاقه سایر شرایط ازدواج موفق فراهم باشد بهانه نیاورید و زودتر به جای این که رابطه دوستی پسر و دختر که حرام و مورد غضب خداوند متعال است را ادامه بدهید، به مسأله ازدواج آسان بپردازید و زودتر سر و سامان به زندگی بدهید و رضایت خداوند را از رفتار و عملکرد خود بخواهید! بدانید هرکس در خانواده مشکلاتی دارد؛ گاه کسی با بیماری یکی از اعضای خانواده مواجه است و گاه کسی با فقر و تنگدستی و گاه مشکلات ریز و درشت دیگر... خلاصه دلیلی ندارد که به تعویق بیندازید و بیهوده مسأله را طولانی کنید و اصرار (ان شاء الله منطقی) ایشان را موقتا مردود کنید. خوشبخت و سعادتمند و عاقبت به خیر باشید
مهدوی :
باسمه تعالی شأنه با سلام و احترام خواهر گرامی! همه ما مأموریت داریم که وظیفه بندگی را به جا آوریم و مطابق خواسته پروردگار عزیز که همه بر اساس حق و عدل و حکمت است و خیر و صلاح ما را در نظر دارد زندگی خود را تنظیم کنیم؛ در احکام الهی مسأله پیوند و ازدواج خیلی آسان است ولی طلاق و جدایی با شرایط خاص؛ در طلاق تکالیف و وظایفی (بیشتر برای مرد) لحاظ شده است؛ اگر مرد مؤمن باشد و قصد بندگی خدا را داشته باشد هرگز به خود اجازه نمی دهد که برخلاف آن دستورات مهربانانه خداوند عمل کرده و چنین رفتاری کند؛ مرد حق ندارد که زن را از خانه بیرون کند و حقوق قطعی او را نادیده بگیرد؛ این همه تأکید به دقت در انتخاب و توجه به مسأله ایمان به هنگام انتخاب همسر، در طلاق نیز خود را نشان می دهد؛ به هر حال شما نمی توانید به این دلیل که ایشان بنای بر بندگی ندارد خود را مانند او گرفتار گناه کرده و تا جدایی قطعی صورت نگرفته است ارتباط جدیدی برقرار کنید؛ صبر کنید؛ از خدا کمک بخواهید و اگر واقعا در مسأله جدایی جدی هستید و به نتیجه رسیده اید و هیچ امکانی برای بازگشت نیست شکایت از ایشان را به سبب اخراج از منزل و قصد بر آزار دنبال کنید؛ إن شاء الله زمینه زندگی آرام فراهم می شود و شما در این آزمون الهی سربلند خواهید بود هرچند امتحان سنگین و دشواری است؛ البته تا جایی که امکان دارد نسبت به رفع موانع و بازگشت به زندگی تلاش کنید... موفق باشید به عنوان نمونه به یکی از آیات قرآن کریم در مورد طلاق نگاه کنید و به همسراتان نیز تذکر بدهید ان شاء الله مؤثر می شود: وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِّتَعْتَدُوا وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّـهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ وَاتَّقُوا اللَّـهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿البقرة: ٢٣١﴾ و هرگاه زنان را طلاق دادید بایستی تا نزدیک پایان زمان عدّه یا آنها را به سازگاری (در خانه) نگاه دارید و یا به نیکی رها کنید، و روا نیست آنان را به آزار نگاه داشته تا بر آنها ستم کنید. هر کس چنین کند همانا بر خود ظلم کرده است. و آیات خدا را به مسخره نگیرید و به یاد آرید نعمت خدا را که به شما لطف فرمود و (به خصوص نعمت بزرگ) کتاب آسمانی و حکمت الهی را که به شما فرستاد و شما را به اندرز آن بهره‌مند گرداند، و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا به همه چیز آگاه است. سوره مبارکه بقره آیه 231(ببخشید جواب در شرایط کمبود وقت نوشته شد اگر گویا نبود و سؤالات دیگری بود در خدمت هستیم).
مهدوی :
باسمه تعالی شأنه؛ برادر گرامی علی! با سلام و احترام در پاسخ به سؤال شما به عرض می رسد: فقط در صورتی که فرد یقین به خروج منی داشته باشد و به هر طریق مطمئن شود که این مایع خارج شده در خواب یا بیداری منی است تکالیف جنابت بر عهده می آید در غیر این صورت تکلیفی در خصوص جنابت ندارد چرا که مایعات دیگری غیر از منی نیز از مجرا خارج می شود که تکلیف خاصی به دنبال ندارد (به احکام استبراء رساله مراجعه کنید) و جنابت اگر عمدا اتفاق بیفتد روزه را باطل می کند و کفاره نیز دارد و در حالت خواب (احتلام) روزه را باطل نمی کند. موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی خواهر محترم با سلام و احترام با توجه به این که شرایط انعقاد نطفه در شخصیت و زندگی انسان تأثیرگذار است؛ نسبت به تلاش جهت ایجاد شرایط مناسب جسمی، روحی و روانی برای شکل گیری و تولد فرزند و بهبود فضای خانواده اقدام نموده و سپس فرزند دار شدن را در برنامه قرار بدهید. موفق باشید
رستم :
18 سال دارم و عاشق پسری 22 ساله هستم.او هم مرا دوست دارد.شرایط ازدواج دارم.اما خانواده مخالفت می کنند.لطفا مرا راهنمایی کنید.
صابر :
با سلام . اگر شخصی روزه داری در ماه رمضان اقدام به تحریک جنسی کند درحالی که نیت او باطل شدن روزه نباشد و همچنین از او هیچ منی بیرون نیاید آیا روزه اش باطل می شود ؟ در صورت مثبت بودن جواب بفرمایید اگر آن شخص از این احکام خبر نداشته باشد و دیگر این کار را تکرار نکند حکمش چیست؟
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام خواهر محترم با نام کاربری رستم؛ ممکن است خانواده مسائلی را ملاحظه کنند و به آن دلیل مخالفت کنند که اگر شما هم آن دلایل را مورد توجه قرار می دادید علاقمند نمی شدید؛ پیشنهاد می شود دلیل مخالفت را با احترام و ادب و حیا جویا شوید؛ اگر قانع کننده نبود از یکی از بستگان تأثیر گذار کمک بخواهید که شرایط را جهت جلب نظر خانواده مهیا کند. دل خودتان را به خدا بسپارید و اجازه ندهید که این علاقه شدت پیدا کند و قابل مهار نباشد؛ بیشتر مراقب باشید. موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی سلام علیکم صابر عزیز! در پاسخ سؤال شما عرض می شود: در صورتی که موجب خروج منی و جنابت نشود روزه را باطل نمی کند ولی به هر حال، در حال روزه و غیر روزه باید مراقبت از خود و تقوای الهی را مورد توجه قرار داد. موفق باشید
سوسن :
سلام دو ماه است که نامزد کردم.دوسش دارم ولی هیچ حرفی ندارم با نامزدم بزنم.این باعث سردی رابطمون شده چه کنم
رضا :
سلام آقای مهدوی شما با ما قهری ؟ 5 روز است که جواب سوال ما رو نمیدهید
مهدوی :
باسمه تعالی سلام علیکم در پاسخ به برادر عزیز رضا: خیر لزوما بعد از آن ترشحات از مجرا، منی خارج نمی شود و خروج مایع منی معمولا با شرایط خاص خود همراه است؛ در مسأله طهارت و نجاست، اصل بر طهارت است و همه چیز برای ما پاک است مگر آن که یقین داشته باشیم به نجس شدن آن؛ بنا بر این تا یقین حاصل نشده که آن تری لباس از ادرار و یا منی بوده، بنا را بر پاکی باید گذاشت چراکه ممکن است رطوبت ناشی از تعریق باشد و غیره و در مواقع شک تکلیفی نداریم و افرادی که زیاد شک می کنند نباید به شک خود توجه کنند و یقین یعنی این که صد در صد بدانیم که چنین شده است؛ شیطان از طریق شک و وسواس افراد را به بازی می گیرد؛ مراقب باشید...
مهدوی :
باسمه تعالی ضمن عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات در خصوص سؤال علی عزیز در چند سطر قبل بنده مسأله را از یکی از اساتید مؤمن و محترم که تخصص ایشان اورولوژی است جویا شدم که ایشان فرمودند آن مایع از ترشحات پروستات بوده و هیچ ربطی به منی و جنابت ندارد.
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام خدمت برادر گرامی با نام کاربری علی و عباس؛ به نظر این بنده حقیر تا به اطمینان خاطر نرسیده اید و یک دل نشده اید برای جواب دادن عجله نکنید؛ البته قد شما هم در حد معمولی است و طبیعی و در بسیاری از موارد وزن هم با ازدواج و در شرایط زندگی مشترک تعدیل می شود و جای نگرانی و سخت گیری نیست البته برای رشد بیشتر فرزند و قوت جسمی او نیز می توان راهکارهای مناسبی یافت و در صورت مشورت با متخصص به نتیجه مطلوب رسید؛ در جامعه نیز افراد بسیاری یافت می شود که از پدر و مادر خود قدبلندتر و قوی تر می باشند. ولی به هر حال اگر ایشان از نظر شما به طور کامل مورد پسند واقع نشده و هنوز جای شک و دودلی وجود دارد قبل از یکدل شدن و به اطمینان رسیدن اقدام نکنید و در دودلی و شک باقی نمانید البته ممکن است فردی که از همه جوانب ایده آل باشد را به دشواری بتوان یافت و در سنجش معیارها نقاط قوت و ارزشمندی که در ایشان وجود دارد در مقابل قد متوسط چندان با اهمیت نباشد و قابل اغماض باشد که این به تصمیم و نظر شما بستگی دارد؛ از خدا بخواهید که در این تصمیم گیری مهم شما را یاری فرماید. موفق و سعادتمند باشید
مهدوی :
از همه دوستان عزیز به ویژه آقا رضا به جهت تأخیر در پاسخ عذخواهی می نمایم .
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام خدمت شما خواهر محترم؛ اگر منظور از دوره نامزدی دوران پس از عقد باشد، در این دوران محبت خود را به یکدیگر ابراز کنید و همسر خود را متوجه این علاقمندی بکنید هرچند این ابراز دوستی در کلام نباشد و بر زبان نیاید و مراقب باشید که در ابتدای این زندگی مشترک علاقه ها به سبب رفتار غلط کم نشود؛ در ابتدای آشنایی با روحیات یکدیگر موضوعات معمولی و طبیعی را هم می توانید مورد صحبت قرار بدهید تا به مرور شناخت بیشتر حاصل شود و موضوعات مشترک که ایجاد انگیزه برای هر دو نفر نماید جلوه کند. برای شروع دنبال بهانه بگردید؛ از موضوعات طبیعی مانند گرمی و سردی هوا، زیبایی گلها، علاقمندی های شخصی، غذاهای مورد علاقه و ... تا برسد به میزان شناخت آفریدگار و ایمان و ... موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و عرض احترام؛ برادر عزیز آقا محمد گل! عاجز کجا بود بفرمایید تنبلی و ... شیطان کارش همینه که بگه تو نمی تونی شما هم لطف کردی(!) و حرفش رو زمین نزدی! باور بفرمایید اگه صبر می کردید و طاقت می آوردید خداوند متعال هم به شما توان چند برابر می داد؛ اصلا روزه این صبر انسان رو تقویت می کنه؛ اگه قرار باشه تا بنده یه شب خواب موند روزه اون روز رو بشکنه که دیگه خیلی تنبلای کم اعتقاد هرشب رو می خوابیدند و ... شکستن روزه عمدی کفاره داره که یا باید علاوه بر یک روز قضا 60 روز روزه بگیریم و یا 60 فقیر رو اطعام کنیم ... حالا ببین کدوم یک را می تونی انجام بدی. موفق باشید (بله فرمایش پدر شما در مورد افراد ناتوان و عاجز که توانایی روزه در شرایط خاص را ندارند و یا کسانی که بیماری استسقاء دارند و شرایط خاصی دارند تا حدی صحیح است بلکه در برخی موارد قضا هم ندارد ولی به گمانم شرایطی را که شما ذکر فرمودید چنین نیست. برای اطلاع بیشتر به رساله توضیح المسائل مرجع تقلید خود مراجعه کنید) التماس دعا
سودابه :
سلام من ماه رمضان به علت بارداری نتوانستم روزه بگیرم و بعد که بچه ام دنیا آمد تصمیم گرفتم قضا آن را بگیرم اما به علت شیر دهی و ضعف جسمانی که داشتم و هرچند یک بار در بیمارستان بستری میشدم نتوانستم آیا لازم است با این که به ماه رمضان بعد رسیده روزه قضا آن را بگیرم با توجه که کفاره روزه خود را هم داده ام
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام حضور خواهر محترم در پاسخ شما سه مسأله از رساله توضیح المسائل امام خمینی ذکر می شود اما این که آیا این موضوع بیماری محسوب شود یا خیر را از دفتر مرجع تقلید خود سؤال فرمایید. در صورتی که مرجع تقلید شما رهبر معظم انقلاب اسلامی هستند در ذیل نشانی بخش استفتاءات دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ذکر می شود: ١٧٠٣ اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد، قضاى روزه‏هايى را كه نگرفته بر او واجب نيست، و بايد براى هر روز يك مدكه تقريبا ده سير است طعام، يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.ولى اگر به واسطه عذر ديگرى، مثلا براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزه‏هايى را كه نگرفته، بايد قضا كند، و احتياط مستحب آن است كه براى هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.١٧٢٨ زنى كه زاييدن او نزديك است و روزه براى حملش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست، و بايد براى هر روز يك مد طعام، يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد. و نيز اگر روزه براى خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست. و بنابر احتياط واجب بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد، ودر هر دو صورت روزه‏هايى را كه نگرفته بايد قضا نمايد.١٧٢٩ زنى كه بچه شير مى‏دهد و شير او كم است، چه مادر بچه يا دايه او باشد، يا بى ‏اجرت شير دهد، اگر روزه براى بچه‏اى كه شير مى‏دهد ضرر دارد، روزه براو واجب نيست و بايد براى هر روز يك مد طعام، يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد. و نيز اگر براى خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست، و بنابر احتياط واجب بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد و در هر دو صورت روزه‏هايى را كه نگرفته بايد قضا نمايد. شماره تلفن64412000 . http://leader.ir/langs/fa/index.php?p=istifta
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام حضور خواهر محترم در پاسخ شما سه مسأله از رساله توضیح المسائل امام خمینی ذکر می شود اما این که آیا این موضوع بیماری محسوب شود یا خیر را از دفتر مرجع تقلید خود سؤال فرمایید. در صورتی که مرجع تقلید شما رهبر معظم انقلاب اسلامی هستند در ذیل نشانی بخش استفتاءات دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ذکر می شود: ١٧٠٣ اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد، قضاى روزه‏هايى را كه نگرفته بر او واجب نيست، و بايد براى هر روز يك مدكه تقريبا ده سير است طعام، يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.ولى اگر به واسطه عذر ديگرى، مثلا براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزه‏هايى را كه نگرفته، بايد قضا كند، و احتياط مستحب آن است كه براى هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.١٧٢٨ زنى كه زاييدن او نزديك است و روزه براى حملش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست، و بايد براى هر روز يك مد طعام، يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد. و نيز اگر روزه براى خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست. و بنابر احتياط واجب بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد، ودر هر دو صورت روزه‏هايى را كه نگرفته بايد قضا نمايد.١٧٢٩ زنى كه بچه شير مى‏دهد و شير او كم است، چه مادر بچه يا دايه او باشد، يا بى ‏اجرت شير دهد، اگر روزه براى بچه‏اى كه شير مى‏دهد ضرر دارد، روزه براو واجب نيست و بايد براى هر روز يك مد طعام، يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد. و نيز اگر براى خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست، و بنابر احتياط واجب بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد و در هر دو صورت روزه‏هايى را كه نگرفته بايد قضا نمايد. شماره تلفن64412000 . http://leader.ir/langs/fa/index.php?p=istifta
رضا :
باسلام.اگر در خواب منی از ما بیرون بیاید( و ما هم صد در صد بدانیم آن مایع عینا منی است) اما هیج جستن و شهوتی در کار نباشد باز هم باید غسل کنیم اگر مثلا آن مایع پاک باشد و نیاز به غسل نداشته باشد پس حکم آن مایع چیست؟ منظورم این است که آن مایع چه مایعی می تواند باشد؟
غریبه :
باسلام راه تشخیس ملتحم شدن در خواب چیست
زیارتی :
با سلام خدمت آقای مهدوی من54سال سن دارم وخیلی بیماری دارم ازسال 62 تا الان بیمار هستم قبلا تومور مغزی و گوارت شدید وناراحتی قلبی و ریه وکلیه وکمخونی زیاد ولرزش بدن داشتم ولی الان ناراحتی کلیه و کم خونی زیاد و کمر درد وپادرد زیاد ولرزش بدن وگوارت را دارم ومن بااین حال علاوه بر روزه های واجب روزه های مستحبی را هم می گیرم ومن 12ماه روزه قضا دارم که بر اثر عمل مغذی و غیره ومریضی های سخت ومانع زنانه روزه نرفتم و وفرزنددانم به من می گویند نباید روزه بروی تکلیف من چیست وآیا باید روزه های نرفته ام را قضا کنم یا کفاره بدهم ومن قبلا 10000تومان دادم آیاباید دیگر هم بدهم یا خیر با تشکر از شما
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام؛ آقا رضای عزیز؛ مسأله این طور است: هرگاه که فرد مطمئن به خروج منی شود جنب می شود و باید به وظایف حال جنابت عمل کند؛ اگر منی در خواب خارج شود به شخص جنب محتلم می گویند ولی به هرحال وظایف همان است؛ این در خصوص فردی است که می داند آن مایع منی است اما با توجه به این که مایعات دیگری نیز ممکن است از مجرا خارج شود و فرد مطمئن به منی بودن آن مایع نشود علائمی برای شناسایی منی و اطمینان به جنابت ذکر شده است که خروج با شهوت و جستن و سستی پس از آن از علائم شایع است. اما با توجه به فرمایش شما که از کلمه صد در صد استفاده کرده اید، یعنی یقین دارید پس باید به وظایف شخص جنب عمل کنید. در هر حال در صورت شک به منی بودن مایع تکلیف شخص جنب را ندارید. سلامت و سعادتمند باشید
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و احترام؛ چرا غریبه؟! بفرمایید غریب! مؤمن در این دنیا غریب است ولی مؤمنین نسبت به یکدیگر غریبه نیستند؛ برادر و خواهر ایمانی هم هستند و در حل مشکلات به همدیگر یاری می رسانند. به گمانم پاسخ سؤال شما در جوابیه فوق گویا باشد. موفق باشید
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و عرض احترام خدمت خواهر گرامی سرکار خانم زیارتی؛ اگر روزه براى شما ضرر دارد، واجب نيست روزه بگيريد، بلکه واجب است افطار کنيد و اگر بيمارى شما از ماه رمضان تا ماه رمضان آينده استمرار پيدا کرده باشد، قضاى روزه آن سال بر شما واجب نيست، ولى واجب است که عوض هر روز يک مدّ (تقریبا 750گرم) طعام به فقير بدهيد. سلامت و موفق باشید. التماس دعا
مهشید :
سلام.اگردختری قسمی بخورد که بعد از یک مدت معین پدرومادرخودرابرای ازدواج باشخصی که دختردوست دارد راضی کندولی به دلیل مخالفت پدرومادردخترنتواندسرقسم خود بایستد در حالیکه پسر فعلاکاری ندارد ودانشجو می باشد .تااین مدت معین هم زیاد نمانده است . لطفاًمراراهنمایی کنید .
مهدوی :
باسمه تعالی با سلام و آرزوی خوش بختی برای شما در مورد قسم همین که شما تلاش کرده اید در جهت رضایت ایشان کافی است ولی پدر و مادر معمولا نکاتی که برای فرزند پوشیده هست را هم می بینند و مورد توجه قرار می دهند؛ با ایشان صحبت کنید و اگر ایشان اصرار بر عدم تناسب داشتند قدری بیشتر تأمل، تحمل و صبر کنید؛ البته شاغل نبودن به سبب اشتغال به تحصیل عیب نیست؛ اگر تنها دلیلشان این مسائل بود و ازدواج برای شما ضروری بود بیشتر تلاش کنید و فردی مورد احترام را واسطه قرار دهید. ان شاء الله زمینه سعادت شما فراهم شود. موفق باشید
الناز :
iiikkhhghgggffgg
زهرا :
سلام خسته نباشيد مي خاستم بدونم ازدواج يه شيعه با يه بسر سني حرامه در صورتي كه بسر اعتقاد به خداوند قويه و حتي قرانو حفظه كمك كنيد لطفا
مهدوی :
باسمه تعالی سلام بر شما خواهر محترم ضمن عذرخواهی از تأخیر در پاسخ به عرض می رسد: ازدواج دختر و پسر مسلمان با وجود شرایط مناسب بدون اشکال است ولی در صورتی که احتمال دهند که موجب تضعیف اعتقاد و یا اسباب آزار و اذیت شود از این وصلت پرهیز نمایند. موفق و خوشبخت باشید
جاهل :
با سلام من مشکل بزرگی دارم امیدوارم مرا راهنمایی کنید من دختری هستم که در سنین کودکی و نوجوانی به دلیل نادانی و جاهل بودن به امر استمنا و اینکه اصلا این کارچیست و ایا نیاز به غسل دارد این عمل را انجام میدادم حتی بدون اینکه بدانم این عمل حرام است حتی در ماه رمضان هم تا جایی که یاد دارم این عمل را انجام دادم اما نمیدانم چه تعداد روزه و نماز قضا دارم خواستم حکم نماز وروزه ها واینکه باید برای روزه ها کفاره ی جمع بدهم یا نه را بدانم لازم به ذکر است که من در ان دوران غسل مستحبی میکردم اما به نیت جنابت نبوده است چون اصلا اسم ان را هم نشنیده بود